هدف طرف خارجی مردم ایرانند، بازگشت به آنان پادزهر جنگ
مطلب ویژه

18 ارديبهشت 1398
Author :  
پادزهر جنگ

سوالی که این روزها، هر فعال سیاسی، اقتصادی و حتی مردم عادی را به خود مشغول کرده است، تا بتوانند قدم های زندگی خود را با آن هماهنگ نمایند، اینست که، آیا جنگی در راه است؛ در این روزها که جگرپاره های خشم و نفرت از حنجره طرفین در داخل و خارج بیرون می ریزد، و طرفین چنگ و دندان های خود را در مقابل همدیگر صف آرایی می کنند، بهتر است آنان را با فضایی که در آنند، مدتی تنها گذاشت و با خود به خلوت نشست و فکر کرد، که چرا کار ما بدین جا کشید، و اکنون چه باید کرد؛

ما وارث یک تاریخ پادشاهی و حاکمیت فردی هستیم، تا آنجاکه حتی کارگزاران مدرن اندیش رژیم گذشته، خود را وارث 2500 سال قدمت پادشاهی و حکومت فردی می دانستند، و امروز که شواهد کشف شده تمدنی در جیرفت قدمت تمدن ایران و قاعدتا سیستم حاکمیت فردی آنرا تا 7000 سال تمدید می کند، متوجه می شویم که این بیماری تاریخی جامعه و ساکنان ایران چقدر دیرپاست؛ و کاش مقداری از پول هایی که خرج سیاست کردیم، را به بررسی های باستان شناسی از خاک بیرون افتاده در جیرفت کرمان، اختصاص می دادیم، تا امروز ایران بتواند با اتکا بدین جایگاه تاریخی خود، آن را به رخ جهانیان کشیده و حق و سهم خود را از جامعه بین الملل بهتر و منطقی تر طلب کند.

اما متاسفانه این سابقه تاریخی حاکمیت و استبداد فردی و گروهی بر ذهن جامعه و مردم ما، رسوب های منفی سخت و کلفتی را بر جای نهاده که رسوب گیرهای جهانی و ناشی از گسترش فهم بشر و توسعه فکری او، و حتی قیام های پی در پی مردم ایران، هنوز نتوانسته است بر این معضل و مشکل دیرپا فایق آید، و خواست ایرانیان برای خلاصی از طرفی، و مقاومت ذهنی آنان برای باقی ماندن در این سنت شوم (کنونی، چرا که قبلا این سنت رایج و پسندیده ایی تلقی می شد)، هنوز آنان را در سرگردانیِ ماندن و یا رفتن از این وضعیت نگه داشته است، و بین پیوستارِ خلاصی و ماندن، در حرکت پاندولی اند، و ایران و ایرانی از این بلیه نجات نیافته و این درد همچنان بدنه جامعه ما را آزار می دهد.

لذاست که بر اساس این رسوب تاریخی 7000 ساله بیماری مزمن استبداد و حاکمیت فردی، به طور نسبی هر فردی از ما (صالح و ناصالح)، که بر هر نقطه و یا سطحی از زوایای اداره جامعه و کشور، قرار می گیرد، خود را ابتدا ملزم به حفظ شئونات حاکمیت استبدادی خود می ببیند، و بعد اولویت های دیگری که باید بدان توجه نماید را مد نظر قرار می دهد، و از این روست که عموما افراد اول به فکر منافع خود، سپس گروه خود، و در انتها، مردمی هستند، که از آنان وکالت حضور در این جایگاه را دارد، حال آنکه بدون این مردم، جلوداری های ما هیچ است و بی معنی؛ این بلیه استبداد رای را حتی در مقیاس امامت نماز یک امام، در یک مسجد کوچک، با چهار نفر نمازگذار هم می توان دید، که طبق این خصوصیت رایج و عام پسند، به استبداد فردی عمل کرده و کار خود را پیش می برد. 

لذا یک تربیت و آموزش کلی برای رسوب زدایی فکری و معکوس کردن این جنبه باید توسط دانشمندان ما در دانشگاه های تخصصی علوم انسانی (سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، مذهبی) و سیاست گذاری های کلی فرهنگ عمومی صورت گیرد، تا فرزندان این آب و خاک بیاموزند که این روند باید درست عکس آن باشد که هست، و هر فرد مسئول کوچک و بزرگی، با قرار گرفتن پشت هر میزی، باید منفعت شخصی خود را در آخرین رتبه اولویت های حضورش در میزهای اجاره ایی، قرار دهد، و این میزها را مادام العمر ندانسته و اولین اولویت هر مسئولی در هر رده ایی باید منافع جمع مردم به طور کلی، و در مرحله دوم گروه و سپس منافع فردی اش قرار دهد.

که اگر خصوصیت عالی و اخلاقی "ایثار" هم به کار آید و اضافه گردد، پسندیده آن است که این منفعت شخصی هم حتی هرگز در تصمیمات حضور نیابد، اما تا رسیدن بدین شهر آرمانی، منفعت شخصی باید در رده سوم اولویت های کارگزاران بماند، تا کار جمع به نفع جمع انجامد و این همه خرابی وجود نداشته باشد.

واقعیت این است که مهمترین علت قیام های دهه های سی، چهل، پنجاه شمسی، یکی حاکمیت استبداد فردی بود، و دوم احساس عدم آزادی در خور ملت ایران، و در مرحله سوم احساس خطر از شقوق و افزایش دخالت خارجی در امور کشور و در انتها هم قشری از معتقدان به مذهب، خطری را احساس می کردند که سنت اعتقادی آنان را زیر پای مدرنیزاسیون کشور در حال له شدن می دیدند.

اما باید دید که چشم های نگرانی که بدان قیام بزرگ دست زدند، بعد از پیروزی به چه مقدار از این اهداف دست یافتند، و دردهای شان به چه مقدار تسلی یافت؛ نگاهی به صحنه بر جای مانده از چهار دهه بعد از پیروزی انقلاب نشان می دهد که حرکت چشمگیری در بهبود این وضعیت دیده نمی شود، و جابجایی افراد و سازمان ها با اسامی و شعارهای متفاوت نمی تواند، خلاهای ذهنی حرکت آفرین مردم ایران را پاسخ دهد، و لذاست که جریان های اصلاح طلب و تحول خواه و حتی انقلابی و برانداز را می توان دید، که مردم ایران رویکردی نسبتا قوی با شدت و ضعف نسبت به آنان، داشته و صدای تغییر و تحول خواهی خود را  مستقیم از زبان خود، و یا غیر مستقیم از زبان این گروه ها همواره فریاد زدند، و به نظر می رسد در این هنگامه رویارویی، طرف خارجی ما هم، درست روی همین خلاها انگشت نهاده و بر پتانسیل های بالقوه و بالفعل آن سرمایه گذاری کرده است.

از این رو به نظر می رسد در شرایطی که کشور با بحران صف آرایی خارجی مواجهه است، بازگشت دوباره به مردم و توجه به نیازها و خواست های تاریخی و اساسی آنان، مهمترین پادزهر مقابله با حریف خارجی چشم به حرکت مردم دوخته، است، اکنون که تحریم های ظالمانه و کمرشکن خارجی، مستقیما مردم ایران را نشانه رفته است، تا آنان را به خیزش وادارد، راهبران جامعه ایران نیز باید در داخل کشور همان هایی را نشانه روند که حریف بدان، چشم دوخته است، تا بدون شلیک هیچ تیری به اهداف خود دست یابد؛ راهبران کنونی جامعه ایران باید به خواست های واقعی و تاریخی مردم ایران، که دیرپا و اساسی است، باز گردند، و سرمایه مقابله با حریف خارجی را در همان سبدی قرار دهند، که شایسته این رویارویی بزرگ است.  

این همان بازگشت به حقی است که باید از ابتدای پیروزی انقلاب در سال 1357 کلید می خورد، و به هر دلیل، خواسته و یا ناخواسته، ناشی از منافع فردی و یا گروهی و... عقب افتاده است، و همین است که می تواند پادزهر و نوشداروئی بسیار قوی و خوب در مقابله با حریف سرسخت و قدرتمند و متنوع خارجی باشد، و باعث انسجام ملی برای مقابله با صف آرایی بزرگ و بی پرده آنان گردد، و بدین روش کیان، مردم و مرزهای کشور را حفظ کرد.

حریف اکنون به این دل بسته است که با از هم پاشیدن شیرازه اداره کشور، توسط خود مردم ایران، و به خیزش واداشتن آنان از طریق "فشار حداکثری"، به خواست هایش دست یابد، این نشان می دهد که تنها مانع آنان تاکنون نیز مردم ایران بوده اند، و هدف راهبرد تحریم های سخت و ظالمانه کنونی نشان از آن دارد که آنان قصد دارند به مردم ایران آنقدر فشار آوردند، تا این مردم در مظلومانه ترین حالت، خود به دست خود گور خود را کنده و در آن بخوابند، تا دفن شوند، و آنان نیز به اهداف روشن و ناروشن خود دست یابند. 

لذا برای مقابله با این خواستِ دست های خارجی، که همیشه در تاریخ ایران مانع حرکت آزادیخواهی و استقلال طلبی مردم ما بودند، و تاریخ گویای این است که اهدای آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت، توسط دست های خارجی به ما، تنها یک جوک و یا یک لطیفه دردناک بیش نبوده است، و تاریخ دخالت های آنان نشان می دهد که آنان با دخالت خود در بزنگاه های تاریخی، حرکت مردم ایران برای آزادی و رهایی را، همواره به نفع استبداد حاکم عقیم کرده اند، لذا برای مقابله با این وضع باید جایگاه واقعی را به مردم باز گرداند، و طی یک سلسله تحرکات سریع برای اعطای آزادی، و حق حاکمیت مردم بر سرنوشت و اداره کشور خود، و نفی حاکمیت فردی و برچیدن و یا اصلاح نهادهای تقویت کننده حاکمیت فردی و گروهی، چرخ های حاکمیت کشور را به نفع مردم ایران به حرکت در آورد؛

چنین شجاعت در تصمیم بین مسئولین عالیرتبه کشور، برای حرکت در این مسیر، می تواند نام نیک ناشی از این تصمیم بجا و در جهت خواست تاریخی مردم را، برای راهبرانی بجای گذارد، که در لحظات و شرایط سخت و سرنوشت ساز، تصمیم های خوب و درست می گیرند، و نام خود را برای همیشه در تاریخ به عنوان ناجی مردم و کشور خود، در مقابل خطر خارجی ماندگار می کنند.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نظرات (0)

امتیاز 0 خارج از 5 بر اساس 0 رای
هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

آخرین خبر رویتر