انتخابات، الزامات بازی در زمین موقت و عاریه ایی، و شرایط مهندسی شده
  •  

12 تیر 1403
Author :  
دکتر مسعود پزشکیان

در نبود ساختارهای مدنی و مردمی که بزرگترین و موثرترین آن احزاب پایدار و ریشه دار در ایران است، جامعه ما به جامعه ایی موقت [1] و فاقد رشدِ پایدار و پیوسته تبدیل شده است، و همواره موانعی ایران را دچار وقفه می کند، چرا که در نبود راهبران اجتماعی ریشه دار، احزاب مترقی و پیشرو، مردم می مانند و شرایط عارض شده، که هر روز دامنگیر آنان شده، و دچار درد چه کنم چه نکنم می شوند، و مطابق با پدیده های عارضیِ روز، پاسخ هایی مقطعی، "آتش به اختیار" و غیر هدایت شده به شرایط می دهند، گرچه این شرایط این حُسن را دارد که مردم، در عدم وجود نمایندگانی پیگیر و پایدار، همچون احزاب و تشکل های مدنیِ دیگرِ خاصِ جامعه دمکرات و مدرن، که پیگیر خواست های آنان باشند، خود راسا کارِ پیگیری امور خود، و چانه زنی با قدرتِ حاکم در جامعه را به عهده گرفته، در صحنه ها حضوری مستقیم خواهند یافت، اما این عیب را دارد که واکنش ها البته مستقیم، خشن تر و البته در بیشتر مواقع با وجه مشخصه بازندگی در مواجهه با شرایط خواهد بود.

در شرایط عدم وجود احزاب شناسنامه دار، و با مرامنامه روشن، رهبری و کادر آزموده، با اهداف درازمدت و... که این امور را، به نیابت از جامعه و مردم متکثر خود عهده دار شوند، با جامعه ایی سیاست زده، بی ثبات، موقت و... مواجهه ایم، که در شق مقابل آن، امر سیاست به نهادهای تخصصی سیاسی همچون احزاب سپرده خواهد شد، و از تبعات منفی این وضع دور خواهیم بود.

همین شرایطی که مردم ما این روزها دچار آن شده و می شوند، که دولت و مجلسی که باید به نمایندگی از آنان، امورشان را در نزد ستون های متعدد قدرت پیگیری و استیفا کنند، چندی است که به نماینده یک اقلیتِ خاصِ حاضرِ در پای صندوق های رای تبدیل شده اند، و خود در خدمت قدرت، و بسط و توسعه دهنده هرچه بیشتر آن شده اند، مثلا در همین انتخابات 8 تیر 1403 دو کاندیدای راه یافته به دور دوم، حاصل رقابت نظرات سیاسی تنها 40 درصد مردم ایرانند، و 60 درصدِ ایرانیانِ دارایِ حق رای، به کناری نشسته، و با تحریمِ حضورِ در انتخابات، کنشی بسیار متفاوت را در پیش می گیرند.

این شرایط باعث شده است، ایران به یک "جامعه موقت" تبدیل شده، عقب ماندگی ناشی از این شرایط را در مقایسه با کشورهای اطراف به چشم می توان دید، و کاندیداها اهداف بلند مدت مردم ایران را در اولویت چندم خود قرار می دهند، و تنها به مدیریت بحران های بزرگ و متراکم شده روزمره می اندیشند، و این چنین است که امروزه ادامه یا عدم اجرای "طرح نور" [2] و تحمیل حجاب اجباری، پیوستن به FATF [3] و ادامه کار قرارداد برجام، مذاکره با امریکا و تنش زدایی با غرب، ... که اموری عارضی و پیش پا افتاده است، به اهداف اصلی کاندیداها تبدیل می شود، و امور اصلی جامعه که خروج از شرایط جامعه موقت، رسیدن به ایران قوی و پایدار، با رشد اقتصادی پیوسته و پایدار، حرکت به سوی دمکراتیزاسیون جامعه و قدرت و... در اولویت های بعدی قرار می گیرد، و همواره جامعه گرفتار حل معضلات روزمره، و فراموشی مسایل دراز مدت و اصلی خود شده، مثلا حرکت به سمت دمکراسی، و حاکمیت مردم بر خود، و داشتن حق تعیین سرنوشت که خواستی تاریخی در ایران معاصر است، به فراموشی سپرده شده، و می شود، حاصل این شرایط دورنما و افقی تاریک است که نتیجه ی آن ناامیدی و مهاجرت های گسترده خواهد بود.

این است که امروز باید به ناچار به پیروزی در رقابت بین دو کاندید متفاوت اندیشید، حال آنکه به واقع در اینگونه رقابت ها، به تقابل بین دو فرد نباید اندیشید، بلکه تقابل اصلی باید بین دو دیدگاه، دو جهانبینی سیاسی و ایدئولوژیک و دو تفکر باید باشد، پس زدن گروهی که به تمرکز قدرتِ متمرکز در طبقه و یا فرد حاکم، و بسط و گسترش آن می اندیشند، و بر آوردن و انتخاب گروهی دیگر، که در مقابله با تفکر پیش گفته را وجه همت خود دارند، و به حاکمیت و تسلط مردم بر خود و طبقه حاکم می اندیشند، و خواستار راهگشایی در این مسیرند، تا قدرت را مشروط و مجبور به تن دادن به الزامات خواست و منافع مردم نموده، تا مردم برای تعویض سیاست ها و افرادِ دخیل در حاکمیت، به حضور در کفِ خیابان، و دادن خون متوسل و... نشوند، و با یک رای، بتوانند همان هایی را که بر گُرده خود گماشته و سوار کرده اند را به آسانی و بدون خونریزی بردارند، و به حاکمیت شان با یک رای دیگر پایان دهند، این یک اصل پایدار در نگاه دمکراسی خواهانه، جمهوریخواهانه، آزادی خواهی مردم ایران است، که همواره در تعارضات دوگانه "حاکمیت" و "مردم"، از انقلاب مشروطه تا کنون، گرفتار بوده و اندیشیده اند.

و تا به این مرحله از نقشگیری مردم، در حاکمیتِ بر خود نرسیم، هماوردی های مقطعیِ عارضه ایی است که بدان دچار بوده و خواهیم بود، این یک حقیقت است که قدرت در چنین شرایطی می تواند، هر طور که خواست، هر بار، صحنه ی رقابت های با وجه دمکرات در جامعه را مهندسی نماید، و این یک واقعیت است که این یک نوع ابتذال دمکراسی و جمهوریت تلقی می شود، و موجب ویران سازی خواست، و روند دمکراتیزاسیون ایران خواهد بود. نا امیدی مهمترین خسارت، و نتیجه کار مهندسیِ مهندسان چنین شرایطی است که بر جامعه ایران تحمیل می کنند.

با همه این شرایط واقفم که راحت طلبی و تن ندادن به نوشتن دیکته های سخت، چقدر آسان تر است از شرکت در چالش هایی این چنینی که ناشی از مهندسی های انتخاباتی، گاه باید آبرو به قمارِ صحنه هایی این چنینی برد، و آنرا خرج حرکت خود کرد و گاه باخت، چرا که صحنه را کسانی می چینند که بر آن مسلطند و مدیریت از آنِ آنان است، و گرچه می دانم در شرایط نرمال باید جامعه در ریل ساختار درست مدنی باشد، تا بعنوان یک فرد، این چنین دچار مشکل نشویم، اما چه می شود کرد، با شرایط نرمال فاصله ایی عمیق و دور و دراز داریم، آروز داشتم کاش جامعه ما آنقدر در ریل درستِ سیاسی خود بود، که صحنه را به اهل سیاست می سپردیم، و سیر، به راحتِ جان می رسیدیم، اما چه کنیم که ناف ایران را با بحران، پیچ های سخت تاریخی، تصمیم های مکرر بین بد و بدتر، دلهره ها و چالش های خطرناک، رقبا و حضور بی پایان آنان و... بریده اند و باید بر اساس این واقعیت حرکت کرد،

و بدتر از همه، سیاست در ایران همواره در کشاکش با دیکتاتوری، خودکامگی، تمامیت خواهی، نفوذ بیگانه، خشک مغزی، افراط، ترور، رادیکالیسم، دوستان نادان، دشمنان آگاه و هزار درد بیدرمان دیگر مبتلا بوده و هست، و غافل شوی، دست هایی هستند که در ناباوری ما، میان حیرت و دست تعجبی که به دهان ها گزیده می شود، ایرانیان را "اعلی علیین" داشتنِ آزادی و حق تعیین سرنوشت و... به "اسفل السافلینِ" مردمی گله وار، و توده های مطیع تبدیل کرده، شرایط حاکمیت قهقهرایی سلطنت باستان را تجدید خواهند کرد، و مردم را به توده های بی اثر تبدیل خواهند نمود.

همانگونه که در رگه های تو در تو، خسارتبار و بردگی آور تفکر مصباحیسم، این نوع بینش را به چشم سر می توان دید، که تفکر و تشکیلات جبهه پایداری، که سعید جلیلی آن را اکنون در این انتخابات نمایندگی می کند، خود را نشان می دهد، که در چشم انداز جامعه مد نظر آنان، مردم ایران پازلی برای زینت بخشی به قدرتِ آسمانی حاکمان تلقی می شوند، قدرتی که مشروعیت خود را از آسمانی غیر قابل دسترس می گیرد، و مردمی که باید، و قرار بود "ولی نعمت" مسئولین کشور باشند، به کسانی تبدیل می شوند که باید با یک سوتِ قدرت، در هر صحنه ای که خواستند بی چون و چرا حاضر شوند، و مثلا با رای خود زینبخش قدرت آسمانی آنان باشند، و بدین ترتیب حق مشروعیت بخشی به قدرت، از مردم، و در کل از زمینیان ستانده، و صاحبان این دنیای پر از امتحان، مسئولیت و اختیار خلع ید شده، و در ناکجا آباد پستوهای تفکر مذهبیِ مبهم و هزارتوی آنان گم و گور می شوند، تفکری که مشروعیت قدرت خود را در آسمان ها جستجو کرده، که انتهای این تفکر به بردگی انسان در برابر همنوع، و دنباله رو شدن انسان در پسِ همنوعی دیگر تبدیل می شوند، که مدعی نمایندگی از آسمانند.

آسمانی ابری و درهم، که هر کس در این ناروشنی امور آسمانی، به راحتی خود را همکلام با خداوند دیده، و اعلام می کند، و سخن و خواست او را از دهان و دست خود جاری و متجلی می داند، ادعایی که جانیان بزرگ بشر نیز، در آن همواره شریکِ اهل این تفکر بوده، و هستند، همچنانکه چنگیزخان مغول نیز خود را یدالله دانست، که امر و ماموریت خدای خود را جاری می کند، این روزها نارندرا مودی نخست وزیر افراط گرای هندویی هند نیز که به "قصاب گجرات" مشهور است، خود را خدایی، و در حال پیگیری امر خدا، و منتخب خاص او می داند و...، از این دست مدعیان در تاریخ تفکر بشر بیشمارند، و این یک معضل ریشه ایی در تاریخ تفکر بشر است که در ایران نیز تکرار می شود و در ناروشنی رابطه بین خدا و خلق، عده ایی دکان ارتباط با خدا را باز کرده، سه نبش مردم را بدین دکان می فریبند، و اهداف و منافع خود را پشت سنگرِ خدا، دنبال می نمایند.

مدت هاست که از حضور و نقشِ تفکر طالبانی و داعشی در جامعه اسلامی و از جمله در ایران خود می نالیم، اما بودجه بگیرانی هستند که این تفکر را در نسوج این کشور تزریق، و توسعه می دهند، مدیر و متفکر برایش تربیت می کنند، تا آنانکه برای ایرانی در وطن خود، نقشی بیشتر از زینت بخشِ مقبولیتِ قدرت حاکم نمی بینند، در صدر نشینند، و قدر بینند، و از آن سو خادمان، دلسوزان و فعالین آزادیخواه و جمهوریتجو، اصلاحطلب و تحولخواه این کشور، در کُنج خانه های خود، و یا حتی زندان ها، و حصرهای بلند و بی پایان، پیر و فرتوت شوند، و از صحنه سیاست و کشورداری و تاثیرگذاری موثر و کارآمد دور باشند و بمانند، امیرکبیرها را در حمام های امثال "فین کاشان" رگ زده، و مخالفین شان در راهرو های قدرت، و مدیریت کشور جولان می دهند و...

صحنه های مهندسی شده انتخاباتی، عارضه دنیا و جامعه ی موقت و سیال و بی برنامه ی ماست، چاره ایی هم نیست، در دنیای موقت هم باید زنده ماند، عده ای فکر می کنند این 40 درصد که رفتند و رای دادند، به دلِ رضا، بر این صحنه نابرابر و مملو از بی عدالتی گردن نهادند، و آبرو به قمار بردند، نه این چنین نیست، این صحنه ایی بود که 5 تن اصولگرا را در مقابل 1 تن اصلاح طلب قرار دادند، که آن پنج تن، از قضا به صورت یکدست، و خالص سازی شده، از تمام منابع قدرت، ثروت، رسانه و سلاح منتفع بودند، و بعد از چند دور مناظرات نفس گیر، و تفوق گفتمان دکتر مسعود پزشکیان، بر شرایط نابرابرِ فرصتِ اعطا شده به کاندیداهای اصلی و پوششی و مجازی، به این نیز اکتفا نشد و رهبری نظام نیز درست در آستانه انتخابات، و سه روز مانده به زمان رای گیری، در زمانی که این یک تن کاندیدای اصلاح طلب، می خواست بعد از سه دور صغرا – کبرا کردنِ دغدغه ها و راهکارهایش در این صحنه، خوشه چین این نبرد عجیب و نابرابر شود، با یک سخنرانی، طومار تمام این صغرا – کبراها را در هم پیچید، و حتی برای بعد از پیروزی کاندیداها هم تعیین تکلیف کرد، که نمی توانند کسانی را به کار گیرند که دل در گرو شعارهای انتخاباتی دکتر پزشکیان دارند، و از اساس پایه های شعار و برنامه های دکتر پزشکیان را ویران ساخت، [4] در حالی که مسعود پزشکیان از مذاکره و رفع تحریم گفت، از پذیرش FATF و گشایش در امر مردم و...، رهبری مستقیما پایه های سخن او را زیر علامت سوال بزرگی قرار داد، و از نفرت خود از غرب و امریکا گفت، و از برنامه ای گفت، که برای شخص پیروز در نظر دارد و...، اما باز هم، فارغ از این نابرابری امکانات، از چهل درصد واجدین شرکت کننده در این صحنه ی انتخاباتی نابرابر، نزدیک به نصف آنان به همین یکه سوار تنهای اصلاح طلب رای دادند و..،

چاره ایی هم نیست، باید در شرایط جامعه موقت نیز، بازی خود را کرد، این شرایط نابرابر و غیر عادلانه از چشم کسی به دور نیست، اکثر مردم این واقعیت ها را می بینند، و تا حدودی درک می کنند و حرکت خود را مطابق با تشخیصِ صلاحِ مملکتِ خویش، شکل می دهند، و گرچه برخی شرکت در این بازی انتخاباتی را "خیانت" تلقی کردند، خیانت به آرمان معترضین به وضع موجود، خیانت به مبارزین برای تغییر، خیانت به خون جوانان معترض کشته شده، خیانت به زندانیان بی شمار اعتراضات و...، اما، جامعه باید مشق دمکراسی و تفکر دمکرات را نیز داشته باشد، باید به دمکراتیزاسیون ایران و الزامات آن فکر کرد و بدان تن داد، معترضین به این وضع ناعادلانه نیز نباید بر مبنای تفکر دیکتاتوری، کسانی که مثل آنان فکر و عمل نمی کنند را "خائن" بنامند، در جامعه دمکرات که به عنوان یک رویکردِ پذیرفته شده، این روزها طرفداران بسیاری در جامعه ایران و جهان دارد، باید به کنش سیاسی و رویکرد و تفکرِ متفاوتِ افراد، احترام گذاشت، نه شرکت در انتخابات خیانت است، و نه عدم شرکت، نیمی از شرکت کنندگان در انتخاباتِ 8 تیرماه 1403، معترضین به وضع موجود بوده و هستند، که به صحنه آمده، و در این نبرد نابرابر، نخبه ایی که از میان آنان که پای به صحنه این نبرد نابرابر گذاشته است را، تنها نگذاشتند و حمایت کردند.

چرا که این درد تاریخی ایران است که نخبگان ایرانی همواره در بزنگاه های جامعه موقت به صحنه آمده و می آیند و در اثر تردید ما مردم، زیر چرخِ مخوف قدرت و شرایط صحنه ایی که وارد آن شده بودند، له شدند، دکتر محمد مصدق یکی از این مردان با صلابت و تاریخساز سیاست ایران است، که در شرایط عدم حضور، و تردید ما مردم، و تنهایی اش در صحنه، آنچنان که همه می دانیم، زیر چرخ های غلتان قدرت تنها ماند و له شد، و تا آخر عمر در حصر و زندان ماند و مرد، این لکه ننگ در تاریخ آزادیخواهی ایرانیان، نه تنها بر دامن قدرت، که بر دامن ما مردم ایران نیز ماند و نشست، که با همین شرایط تردید، بی عمل ماندیم، و او را در برابر قدرت و عمالش بی دفاع رها کردیم.

انتخابات 8 تیرماه 1403 یک پیروزی بزرگی برای اصلاح طلبان، تحول خواهان و جمهوریت جویان ایران بود، که نشان داد، حتی در انتخاباتی با شرکت حداقلی مردم نیز، از رقیبِ اصولگرایِ تمرکز طلب، و تمامیت خواهِ مجهز به تمام امکانات بیت المال هم، پیش هستند. اما حقیقتی تلخ، در پیش چشم همه ماست که 60 درصد این مردم با این بازی همراهی نکردند، و این زنگ خطری برای امنیت ملی ایران است، که این مقدار از مردم این کشور، صاحبان اصلی ایران، ولی نعمتان تمام سطوح قدرت و مسئولیت در کشور، خود را در سازوکارهای کشور خود، هیچکاره و بی اثر دیده و به اعتراض، خود را کنار کشیده اند،

از این 40 درصد باقی مانده هم، نیمی تحول خواه و تغییر طلبند، این یعنی تمام قدرتِ یکدست و خالص ساز، با تمام امکاناتِ خارجی و داخلی اش، تنها یک پنجم ایرانیان را توانسته است که با خود همراه کند، این نشان می دهد که سیاستگذاران کلی نظام، باید به خود آیند، و تن به تغییر و تحولی، به نفع مردم ایران دهند، دست فیلتر کنندگانی همچون "شورای نگهبان" را از چپاول امید و حقوق جمهورِ این مردم کوتاه کرده، عرصه را بر نخبگان متکثر و متنوعِ این مردم، برای نقش آفرینی در امور خود باز کنند، و دست از فریز کردن ظرفیت های ملی انسانی کشور برداشته، تا به نفع مردم عملیاتی شوند، کشیدن بیش از پیش آتش روی کماچ قدرت، بس است، به قدرتی مردمی باید اندیشید، به قدرتی که مشروعیت و مقبولیت خود را از مردم این کشور بگیرد، و با یک رای بیاید، و اگر نخواستندش، با یک رای برود، این قدرت واقعی، و برخاسته از مردم، و اصیل و ماندگار است.

با اذعان به دچار شدن در جامعه موقت، باید در انتخابات جمعه 15 تیرماه 1403 شرکت کرد، و به حافظان وضع موجود، این پیام را داد، که تحولخواهی و اصلاح جویی چقدر در جامعه ایران ریشه ایی عمیق و گسترده دارد، باید به گرایش و کاندیدایی که معترض به وضع موجود است، و آنرا نمایندگی می کند، کمک کرد و به او رای داد، مسعود پزشکیان با همه مختصات شخصیتی، کارنامه، مواضع، کم و کاست ها و... معترض به وضع موجود است، در این اعتراض، باید او را حمایت کرد، هرچند طرح ها، اهداف و برنامه هایش ممکن است، با دیواری سخت و بتونی مواجهه شود، که پیش از این، دکتر سید محمد خاتمی، دکتر حسن روحانی و... با ان مواجهه شدند،

این حقیقتِ جامعه موقتِ ایرانِ کنونی است، که دارندگان آرای محکم و پر تعدادی در عرصه سیاست ایران، با مقاومت و دیوار بتونی قدرتمندی مواجه شده، و امکانات ملی در خدمت کسانی گرفته می شود، که سعی در رسوایی و ناکارآمدی، و عدم موفقیت آنان می کنند، این یک حقیقت جاریست، اما از سوی دیگر، اکنون پرچم اعتراضِ به این شرایط را، مسعود پزشکیان بر دوش دارد، به این اعتراض باید ارج نهاد، و همراهی اش کرد، تا ببینیم، تاریخ چقدر به تمرکزطلبان و تمامیت خواهان، یکدست سازان، و خالص سازانِ قدرت، فرصت پیگیری این خواست نامشروع را خواهد داد.

دمکراسی خواهان، جمهوری طلبان، برابری خواهان، عدالت جویان و... با یک هماوردی دیگر بین این دو دیدگاه مواجهند، هرچند در حد نبردی بین دو کاندیدای متفاوت از این دو تفکر، امروز تصمیم با ماست، آیا با این بازی همراهی خواهیم کرد، یا صحنه را به رقیب سپرده، با قهر، بازی برده را، سه بر صفر، به رقیب تمرکزگرا و تمامیت خواه خالص ساز واگذار خواهیم نمود.   

بازی در زمینی عاریه ایی، و در شرایطی مهندسی شده، نشان از بلوغ و انعطافِ مردم و فعالین سیاسی دارد که می توانند با فرصت شناسی، تهدیدات را به فرصت تبدیل کرده، در شرایط شکست و ناامیدی، صحنه ی به عاریت گرفته شده از قدرت را، هر چند که موقتا دست آنان افتاده است را، به شرایط بردی بزرگ تبدیل کنند، بازی در چنین زمینی بلوغ بازیگران، و پیچیدگی قدرت تصمیم گیری آنان را نشان می دهد، ورنه می توان به راحتی با قهر، زمین بازی را ترک، و از فرصت ها دست کشید، و گذشت.

 

کاندیداهای پوپولیستی که رای دهندگان را با وعده های رفاه به دام ایدئولوژی ضد مردمی خود می کشند

[1] - جامعه ایرانی به ‌لحاظ زمانی، تاریخی پرافتخار و طولانی دارد، اما به ‌لحاظ اجتماعی از مشکل موقتی بودن رنج می‌برد. کوتاه ‌مدت بودن مانع انباشت اجتماعی می‌شود و رشد خطی جامعه را با مشکل مواجه می‌کند. خودآگاهی لازمه حرکت است. این مفهوم در عرصه اجتماع جایگاه مهمی دارد و خودآگاهی اجتماعی در جامعه مدرن نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. آگاهی افراد جامعه نسبت‌به خود و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند و همچنین نقاط قوت و ضعف آن لازمه حرکت و رشد آن جامعه محسوب می‌شود.

[2] - لایحه عفاف و حجاب با نام کامل لایحه حمایت از خانواده از طریق ترویج فرهنگ عفاف و حجاب، یکی از طرح‌های عفاف و حجاب برای تحمیل حجاب اجباری در ایران است. این لایحه پس از تعطیلی گشت ارشاد و در بحبوحه جنبش زن، زندگی، آزادی توسط قوه قضاییه ایران تنظیم و دولت سید ابراهیم رئیسی آن را به مجلس شورای اسلامی ارسال کرد. ارسال این لایحه به مجلس شورای اسلامی در شرایطی صورت گرفت که گزارش‌ها از شهرهای کوچک و بزرگ ایران، حاکی از حضور پرتعداد زنان بدون حجاب اجباری در اماکن عمومی و مناطق پرتردد شهری است.[۲] منتفی شدن برخوردهای فیزیکی با زنان بی‌حجاب از سوی افراد موسوم به «آمران به معروف و ناهیان از منکر» در این لایحه، تغییری در زمینه برخورد با بی‌حجابی در ایران است؛ تغییری که از پیامدهای اعتراضات سراسری در واکنش به کشته‌شدن مهسا امینی است.

[3] - گروه ویژه اقدام مالی به انگلیسی: Financial Action Task Force  به اختصار اِف‌اِی‌تی‌اِف یا فَت‌اِف (FATF) همچنین شناخته‌شده در زبان فرانسوی با نام Groupe d'action financière (GAFI) یک سازمان بین‌دولتی است که در سال ۱۹۸۹ میلادی با ابتکار گروه هفت با نگرش به سیاست‌های توسعه برای مبارزه با پول‌شویی بنیاد شده است این سازمان در سال ۲۰۰۱ به کارزار مبارزه با تأمین مالی تروریسم پیوست. دبیرخانه اِف‌اِی‌تی‌اِف مستقر در مقر سازمان توسعه و همکاری اقتصادی در پاریس است.

[4] - "بعضی از سیاسیون در کشور ما تصور می‌کنند که باید آویزان به این قدرت و آن قدرت بشوند و بدون آویزان شدن به فلان قدرت معروف و بزرگ کشور نمی‌شود پیش رفت. یا خیال می‌کنند که همه‌ی راه‌های پیشرفت از آمریکا می‌گذرد. این کسانی که چشم‌شان به خارج از مرزهای کشور است و این ظرفیت‌های کشور را نمی‌بینند. وقتی ندیدند، وقتی قدرش را ندانستند طبعاً‌ برنامه‌ریزی هم برای استفاده‌ی از آنها نمی‌کنند.

جمهوری اسلامی به فضل الهی به توفیق الهی تا حالا نشان داده که بدون تکیه‌ی به بیگانگان و حتی با وجود موذی‌گری بیگانگان و چالش‌گری بیگانگان می‌تواند پیش برود، و پیش رفته. این را جمهوری اسلامی نشان داده. در آینده هم به حول قوه‌ی الهی ملت ایران اجازه نخواهد داد که سرنوشتش را دیگران بنویسند. ما وقتی گاهی از این حرفها در سخنرانی می‌گوییم بعضی‌ها یا توهم می‌کنند یا می‌نویسند که این به معنای حصار کشیدن دور کشور است و این عدم ارتباط با دنیاست. نه، ابداً. ما به قدر عمر بعضی از این حضرات تو کار سیاست و تو کار مسائل انقلاب و مسائل کشور بودیم. از اول معتقد به ارتباط با همه‌ی دنیا بودیم، الا یکی دو تا استثنا. بنابراین اینی که می‌گوییم بایستی چشم‌مان به بیگانگان نباشد به معنای قطع رابطه نیست به معنای شجاعت ملی است، به معنای استقلال ملی است. شما اگر شجاعت ملی و استقلال ملی داشته باشید ملت ایران شخصیت خود، توانایی خود، استقلال خود، قدرت پیشرفت خود را به دنیا نشان بدهد احترامش در دنیا بسیار بیشتر و بالاتر خواهد شد.

 ‌‌توصیه‌ی به مردم عزیزمان این است که ما گفتیم ایران قوی و سرافراز، این شد شعار. ایران قوی طرفدار خیلی دارد، قوی بودن ایران فقط به این نیست که انواع و اقسام موشک را داشته باشیم که الحمدالله داریم.

قوی شدن ابعاد گوناگونی دارد، یکی از ابعادش همین بعد حضور مردم در میدان سیاست و میدان انتخابات است این هم نشانه‌‌ی قوت است.

پس هرکسی که علاقه‌مند به ایران قوی است در این انتخابات بایستی شرکت کند و هرکسی معتقد به لزوم حمایت از نظام جمهوری اسلامی است بایستی به صورت مضاعف اهتمام داشته باشد.

 ‌‌من به نامزدهای محترم انتخابات عرض میکنم با خداوند خودتان عهد کنید که اگر موفق شدید و توانستید مسئولیتی به دست بیاورید:

۱- کسان و کارگزاران خود را از کسانی قرار ندهید که ذره‌ای با انقلاب زاویه دارند. آن کسی که با انقلاب، با امام راحل، با نظام اسلامی ذره‌ای زاویه داشته باشد به درد شما نمیخورد و همکار خوبی برای شما نخواهد بود.

۲- آن کسی که دلبسته‌ی آمریکا باشه و تصور کند که بدون لطف آمریکا نمیشود قدم از قدم برداشت در کشور، برای شما همکار خوبی نخواهد بود. او از ظرفیت‌های کشور استفاده نخواهد کرد و خوب مدیریت نخواهد کرد.

۳- آن کسی که راهبرد دین و شریعت را مورد بی‌اعتنایی قرار دهد او با شما همکار خوبی نخواهد بود.

کسی را انتخاب کنید که اهل دین، اهل شریعت، اهل انقلاب، اهل اعتقاد کامل به نظام باشد. اگر شما نامزدهای محترم یک چنین عهدی با خدای خودتان ببندید بدانید که کارهایی که برای انتخابات میکنید همه‌اش حسنه خواهد بود."

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (4)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
This comment was minimized by the moderator on the site

دوره‌ی چهارم انتخابات و پس از آن

آیا صندوق رأی، کار می‌کند؟

از پیروزی انقلاب ۵۷ تا کنون، انتخابات متعددی برای انتخاب ریاست جمهوری، نمایندگان مجلس، اعضای شورای شهر و خبرگان برگزار شده است. مردم نیز در هریک از این رخ‌دادهای سیاسی حضور داشته و با مشارکت خود، تلاش کردند "صندوق رأی" را مدیریت نموده و از آن، برای اثر‌گذاری بر حیات سیاسی کشور استفاده کنند.

"میزان اثرگذاری" صندوق رأی بر حکمرانان سیاسی، مهم‌ترین متغیری است که میزان مشارکت جامعه را تعیین می‌کند. به سخن دیگر، ادراک اجتماعی از اثربخشی صندوق رای بر سیاست‌ها، عامل اساسی در میل اجتماعی برای حضور در پای صندوق رأی محسوب می‌شود. از این‌رو پرسش اصلی و بلکه اصلی‌ترین پرسش در مواجهه‌ی با انتخابات این بوده و هست که:

آیا صندوق رأی، کار می‌کند؟ آیا رأی دادن، کنشی تزئینی و یا واقعی است؟ آیا ساختار سیاسی و نظام حکمرانی، پیام مردم را که از طریق صندوق رأی مخابره می‌شود، می‌شنود؟

گرچه صورت آشکار تمایل مردم برای مشارکت سیاسی از طریق رأی دادن، یکی است و تفاوتی با یک‌دیگر نمی‌کند اما این تشابه صرفا ظاهری است. وقتی کیفیت شرکت مردم در انتخابات را واکاوی می‌کنیم، آن‌گاه به تفاوت نوع مشارکت از حیث انگیزه و عامل موثر بر کنش رأی دادن می‌رسیم.

اگر تفاوت کیفیت رأی دادن را در بیش از چهار دهه‌ی اخیر به‌طور خلاصه صورت‌بندی نماییم، به چهار سنخ و یا چهار دوره‌ی مشارکت مردم می‌رسیم.

به‌طور خلاصه، چهار گونه‌ی مشارکت در انتخابات، به قرار زیر است:

۱. دوره‌ی مشارکت همدلانه‌ی مبتنی بر اطاعت.
(از ابتدای انقلاب تا سال ۷۶)

۲. دوره‌ی مشارکت تغییرطلبانه مبتنی بر احساس عاملیت
(از سال ۷۶ تا ۸۸)

۳. دوره‌ی مشارکت نومیدانه مبتنی بر تلاش نهایی
(از سال ۸۸ تا ۱۴۰۰)

۴. دوره‌ی مشارکت  مبتنی بر انفصال سیاسی
(از سال ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳)

دوره‌ی اول، با مشارکتی روبرو هستیم که بیش از همه، از جنس تبعیت، وفاداری و همراهی با نظام حکمرانی است. در این دوره، هنوز فاصله‌ی معناداری میان خواسته‌ها و انتظارات اجتماعی و نظام سیاسی شکل نگرفته است. در حقیقت، مشارکت در دوره‌ی اول، ماهیت پشتیبانی از نظام مستقر محسوب می‌شود.
در دوره‌ی دوم، با پدیده‌ی نوظهوری مواجه هستیم و آن، گذار از تبعیت و پشتیبانی بی‌قید و شرط از نظام سیاسی به"عاملیت اجتماعی" برای تغییر بود. این تغییر محصول علل و عواملی من‌جمله برآمدن نسل جدید بود. "عاملیت" یعنی این من هستم که باید عهده‌دار زندگی خویش باشم و سکان سرنوشتم را خود به دست بگیرم. پس از این است که موج بزرگی از تغییرطلبی مبتنی بر عاملیت شهروندان، شکل گرفت و عموم مردم، خواهان تغییراتی در سطح راه و رسم حکمرانی و سیاست‌ها و تصمیمات شدند.
دوره‌ی سوم از جایی آغاز شد که شهروندان از اثرگذاری بر نظام سیاسی و دست‌یابی به تغییرات دلخواه، ناامید شدند. احساس کردند تغییر و تحول از توانایی و ظرفیت‌شان بیرون است. به سخن دیگر موج "عاملیت" به صخره‌ی سخت قدرت برخورد کرد و به نتیجه‌ی دلخواه نرسید. با این همه، هنوز اندک شرری و کورسویی از امید از دست رفته سوسو می‌زد. از این‌رو، تلاش‌ نهایی‌شان را برای نفوذ خواسته‌ها و انتظارات‌شان بر نظامی که انعطاف لازم را ندارد، انجام دادند.
در چهارمین دوره، آشکارا انفصال و شکاف سیاسی میان ملت با دولت، مبتنی بر اعتراض و خروج از دایره‌ی حاکمیت  شکل گرفت. تفاوت این دوره با سه دوره‌ی پیشین در این است که این‌بار برخلاف گذشته، چهره‌ی مشارکت سیاسی تغییر کرد؛ به این معنا که در دوره‌ی چهارم، مشارکت سیاسی نه با رأی دادن، بلکه با رأی ندادن جلوه نمود.
چهارمین دوره‌ی مشارکت سیاسی در آخرین انتخابات(۱۴۰۳)،  به گونه‌ای پیش رفت که ۶۰ درصد واجدین شرایط از حضور در پای صندوق‌های رأی امتناع ورزیدند. معترضین، کنش اعتراضی و انفصالی خود را با شدت تمام بر صورت نظام کوبیدند. جمع دیگری از معترضان، با شرکت در انتخابات و انتخاب پزشکیان، آخرین تیر ترکش خود را در چله نهادند و رها کردند که به هزار شاید، به هدف اصابت کند و شرایط سیاسی را تغییر دهد. این گروه بیش از آن‌که به تحول امید داشته‌باشند، به حکمرانان به صراحت هرچه تمام‌تر، اولتیماتوم دادند که این، آخرین فرصت است؛ آخرین مشارکت مبتنی بر رأی دادن.

و نکته‌ی آخر،
اگر در آینده شرایط همین باشد و درِ حکمرانی هم‌چنان بر پاشنه‌ی ناکارآمدی بچرخد، اربابان قدرت با موج بسیار بزرگ و شکننده‌ای مواجه خواهند شد و آن، صندوق‌های خالی از رأی  است.
انتخابات ۱۴۰۳، آخرین رمق جامعه‌ی ناتوانی بود که از درد بی‌کفایتی حاکمان بر خود می‌پیچد و رنج می‌کشد. پس از این، رابطه‌ی اکثریت بالای جامعه با صندوق رأی، برای همیشه از دست خواهد رفت.
در آن روز مردم خواهند گفت:
"هذا فِراقُ بینی و بَینِک"

علی زمانیان -  ... ۲۲ / ۰۴/ ۱۴۰۳
@kherade_montaghed

This comment was minimized by the moderator on the site

Azar Mansoori @MansooriAzar· Jul 1
ما حامی آن ۶۰ درصدی هستیم که در انتخابات شرکت نکردند.
دکتر_پزشکیان نماد تغییر و اصلاح وضع موجود است و رقیب او نماد ادامه این وضعیت.
مردم ایران این امکان را دارند که بین این دو یکی را انتخاب کنند.
برای_ایران
دکتر_پزشکیان


Abdollah Ramezanzadeh @abdollahram · Jul 2
"کشور شما"
بله کشور ماست
به شما نمی‌‌‌سپاریمش


mohammad mohajeri @Mohmohajeri · Jul 1
امشب آقای سعيد_جلیلی در باره FAtf حرفهایی زد که یقین کردم همه اطلاعاتش در این باره از ۱۰۰کلمه بیشتر نیست.
به عنوان مطلع کامل از موضوع حاضرم با آقای جلیلی مناظره کنم و ثابت کنم ایشان در این رابطه کذب و خلاف واقع می‌گوید.


عبدالرضا داوری @DavariAbdolreza · 12h
هرچند به فضل الهی، پیروزی دکتر پزشکیان در انتخابات نیمه تیرماه قطعی است، اما همه باید تلاش کنیم تا در ٢۴ ساعت آینده، فاصله آراء او با سعید جلیلی، به حداقل ۶ میلیون رای برسد تا پیروزی توسعه گرایان در برابر بنیادگرایان، خدشه ناپذیر باشد.
درود بر قالیباف
سلام بر پزشکیان


وحید حاجی‌‌پور @vahidhajipour1 · Jul 1
جلیلی: بروید به سایت من برنامه‌های من موجوده.
پزشکیان: رفتیم چند تا دونه عکس بود توش
وای چه شبی شد


Mousavian @hmousavian · Jul 2
جلیلی:
به برنامه‌ای که دولت و مجلس نوشته پایبند باشند.چرا می‌گویید این رشد اقتصادی ۸٪ غلط است؟
پزشکیان:
بنده جلوی چشم این مردم اعلام می‌کنم که همین امروز از انتخابات کنار می‌روم به شرطی که ایشان ۸٪ رشد اقتصادی بدهد.اگر نتوانست،اعدام اش کنند.



Shayan @MrDmitri2 · Jul 2
شما حق دارید درخواست دکتر برهانی و شریفی_زارچی برای حمایت از #پزشكيان را بپذیرید یا نپذیرید. اما اینکه در مواجهه با این دعوت، به آنها که ۲ سال قبل برای دفاع از حقوق و حتی جان دانشجویان معترض یک‌تنه ایستادند و اخراج شدند، برچسب «خون‌شور» و «مزدور» بزنید، اوج بلاهت و نادانی است.



امیر‌حسین مصلیٰ @AmirMosalla · 23h
پزشکیان زد #جلیلی رو نابود کرد! گفت ۶۰ درصد مردم اصلا توی انتخابات شرکت نکردن یعنی نه من رو قبول دادن نه شما رو! دعوای ما سر ۴۰ درصده که اگر شما به قدرت برسید میشه ۲۰ درصد! با ۲۰ درصد میشه مملکت رو اداره کرد؟!



Masoud Pezeshkian @drpezeshkian · 8h
شما رای ندهید!
مردم، روی رأی ندادن شما حساب باز کرده‌اند تا خودشان رای بیاورند، نقشهٔ آنها را بر هم بزنید. تردید را کنار بگذارید و روز جمعه ثابت کنید که اقلیت هرگز بر اکثریت پیروز نخواهد شد.
خاک پای مردم ایران
مسعود پزشکیان

This comment was minimized by the moderator on the site

Azar Mansoori @MansooriAzar· Jul 1
ما حامی آن ۶۰ درصدی هستیم که در انتخابات شرکت نکردند.
دکتر_پزشکیان نماد تغییر و اصلاح وضع موجود است و رقیب او نماد ادامه این وضعیت.
مردم ایران این امکان را دارند که بین این دو یکی را انتخاب کنند.
برای_ایران
دکتر_پزشکیان


Abdollah Ramezanzadeh @abdollahram · Jul 2
"کشور شما"
بله کشور ماست
به شما نمی‌‌‌سپاریمش


mohammad mohajeri @Mohmohajeri · Jul 1
امشب آقای سعيد_جلیلی در باره FAtf حرفهایی زد که یقین کردم همه اطلاعاتش در این باره از ۱۰۰کلمه بیشتر نیست.
به عنوان مطلع کامل از موضوع حاضرم با آقای جلیلی مناظره کنم و ثابت کنم ایشان در این رابطه کذب و خلاف واقع می‌گوید.


عبدالرضا داوری @DavariAbdolreza · 12h
هرچند به فضل الهی، پیروزی دکتر پزشکیان در انتخابات نیمه تیرماه قطعی است، اما همه باید تلاش کنیم تا در ٢۴ ساعت آینده، فاصله آراء او با سعید جلیلی، به حداقل ۶ میلیون رای برسد تا پیروزی توسعه گرایان در برابر بنیادگرایان، خدشه ناپذیر باشد.
درود بر قالیباف
سلام بر پزشکیان


وحید حاجی‌‌پور @vahidhajipour1 · Jul 1
جلیلی: بروید به سایت من برنامه‌های من موجوده.
پزشکیان: رفتیم چند تا دونه عکس بود توش
وای چه شبی شد


Mousavian @hmousavian · Jul 2
جلیلی:
به برنامه‌ای که دولت و مجلس نوشته پایبند باشند.چرا می‌گویید این رشد اقتصادی ۸٪ غلط است؟
پزشکیان:
بنده جلوی چشم این مردم اعلام می‌کنم که همین امروز از انتخابات کنار می‌روم به شرطی که ایشان ۸٪ رشد اقتصادی بدهد.اگر نتوانست،اعدام اش کنند.



Shayan @MrDmitri2 · Jul 2
شما حق دارید درخواست دکتر برهانی و شریفی_زارچی برای حمایت از #پزشكيان را بپذیرید یا نپذیرید. اما اینکه در مواجهه با این دعوت، به آنها که ۲ سال قبل برای دفاع از حقوق و حتی جان دانشجویان معترض یک‌تنه ایستادند و اخراج شدند، برچسب «خون‌شور» و «مزدور» بزنید، اوج بلاهت و نادانی است.



امیر‌حسین مصلیٰ @AmirMosalla · 23h
پزشکیان زد #جلیلی رو نابود کرد! گفت ۶۰ درصد مردم اصلا توی انتخابات شرکت نکردن یعنی نه من رو قبول دادن نه شما رو! دعوای ما سر ۴۰ درصده که اگر شما به قدرت برسید میشه ۲۰ درصد! با ۲۰ درصد میشه مملکت رو اداره کرد؟!



Masoud Pezeshkian @drpezeshkian · 8h
شما رای ندهید!
مردم، روی رأی ندادن شما حساب باز کرده‌اند تا خودشان رای بیاورند، نقشهٔ آنها را بر هم بزنید. تردید را کنار بگذارید و روز جمعه ثابت کنید که اقلیت هرگز بر اکثریت پیروز نخواهد شد.
خاک پای مردم ایران
مسعود پزشکیان

This comment was minimized by the moderator on the site

چرا به دکتر پزشکیان رأی می‌دهم
احمد زیدآبادی
من از پیش از دوم خرداد بر این باور بودم که راه اصلاحات در کشور ما از #انتخابات عبور نمی‌کند و چه بسا تحمیل یک رئیس جمهور و یا مجلس "غیرخودی" به حکومت، وضع را از جهاتی پیچیده‌تر و راه اصلاح واقعی را ناهموارتر و دشوارتر می‌کند.
همواره بر این باور بودم که نیروهای منتقد و مخالفان مسالمت‌جو باید خارج از قدرت رسمی بایستند و با تکیه بر امکانات مدنی و تقویت نیروی اجتماعی، توازنی در برابر قدرت دولت پدید آورند و از این رهگذر راه تعاملی معنادار و قدرتمند را با نهادهای حاکم به قصد دستیابی به توافقی در جهت اصلاح شیوهٔ حکمرانی بگشایند.
همواره نظرم بر این بوده است که دستگاه دولت فقط مخزن امکانات و منابع نیست، هزاران محدودیت و مسئولیت و گرفتاری هم دارد و در وضعیتی مانند کشور ما چه بهتر که افراد مورد اعتماد و وثوق صاحبان اصلی قدرت زمام امور اجرایی را به دست گیرند تا از یک‌سو در برابر سختی‌ها و زمختی‌های کار اجرایی و فشار مطالبات عمومی به واقع‌بینی روی آورند و از سوی دیگر، دستگاه دولت به محل منازعات فرساینده و بی‌حاصل بین‌جناحی تبدیل نشود و حداقلِ کارآمدی را برای پیشگیری از انباشت مشکلات و تبدیل آنان به سیلی مخرب و یا بهمنی ویرانگر فراهم کند.
از همین رو، همیشه بر لزوم اصلاحات پیشاانتخاباتی برای معنادار شدن امر انتخابات و امکانِ اصلاحات از بالا اصرار داشته‌ام و به همین جهت در اغلبِ مقاطع انتخاباتی تمام فشارهای روانی دوستان و کنشگرانِ مشتاق انتخابات را به جان خریده‌ام و با آنان همراهی نکرده‌ام.
هنوز هم بر همان عقیده‌ام و خللی در ارکان این نگاه و تحلیل پدید نیامده است. با این همه، حادثهٔ غیرمترقبهٔ سقوط هلی‌کوپتر مرحوم #رئیسی و همراهانش و روند انتخابات زودهنگام متعاقب آن، وضعی در کشور ما پدید آورده که همگی ما را در شرایط اضطراری و بغرنجی قرار داده است.
اگر انتخابات به سمتی می‌رفت که یک اصولگرای معمول حتی فردی مانند محمدباقر #قالیباف به دور دوم انتخابات راه می‌یافت، دلیلی برای احساس اضطرار و لزوم مشارکت در انتخابات پدید نمی‌آمد اما مکر روزگار سبب بالا آمدن کاندیدایی شد که به نظر من پایی بر روی زمین ندارد و چنان شیفتهٔ ذهنیات خود است که امیدی به تعدیل و نرمش او در برابر زمخت‌ترین واقعیات هم نمی‌رود.
او حتی کاندیدایی منفرد هم نیست که بتوان به کنترل او توسط ساختارهای موجود امید بست. آقای دکتر #جلیلی متکی بر یک نیروی تشکیلاتی و همبسته و سخت ایدئولوژیک است که به دلایل مختلف آزادی عمل بسیاری پیدا کرده و می‌تواند خواست‌های خود را به هر نهادی تحمیل کند.
ما تا کنون با چنین پدیده‌ای در کشور روبرو نبوده‌ایم و بدبختانه مجموع شرایط داخلی و خارجی ایران نیز چنان شکننده و برای امنیت ملی پرمخاطره است که نمی‌شود ریسک سپردن قوهٔ مجریه به چنین نیرویی را در چنین وضعی به جان خرید و با کناره‌گیری از انتخابات راه پیروزی آن را هموار کرد.
در طرف مقابل این جریان اما دکتر #مسعود_پزشکیان قرار دارد. دکتر پزشکیان به لحاظ توانمندی‌های فردی ضعف و قوت‌هایی برای امر حکمرانی دارد که در مناظرات و تبلیغات انتخاباتی او آشکار شده است. در واقع اگر بخواهم صریح و صادقانه سخن بگویم فرستادن او به پاستور مثل فرستادنش به روی میدان مین است! با این حال، چاره‌ای جز این فداکاری وجود ندارد.
واقعیت این است که من اطمینانی برای موفقیت دکتر پزشکیان در تحقق وعده‌هایش در مقام ریاست جمهوری ندارم، اما در مقابل وضع مقدر و محتومِ به قدرت رسیدن تیم آقای جلیلی، او یک شانس و احتمال است که با درایت بسیار شانس و احتمال موفقیتش افزایش می‌یابد.
بزرگترین سرمایهٔ دکتر پزشکیان صداقت و پاکدستی و دلسوزی بدون ریا و نفاق او برای مردم و کشور است. با این سرمایه می‌توان اعتماد مردم را جلب کرد و با ارکان قدرت هم به تفاهم نسبی رسید. برای این منظور، تمهیدات بسیاری لازم است که نخستینِ آنها دور کردنِ "مشتاقان خدمت"! و افراد حاشیه‌آفرین و پر سر و صدا و ماجراجو از دور کابینه و تشکیل تیمی متخصص و پرحوصله و سلیم‌النفس و حساسیت‌زدا و اهل اقناع و تعامل در نهاد اجرایی کشور است.
به امید آن‌که خداوند به این ملک باستانی و این مردم رنج‌کشیده بار دیگر یاری رساند و آنها را از این عقبهٔ هولناک به سلامت گذر دهد، من در روز جمعه رأی خود را به نام دکتر مسعود پزشکیان به صندوق می‌اندازم و از همهٔ آنان که به تشخیص سیاسی‌ام باوری دارند درخواست می‌کنم که تردید را کنار بگذارند و با سربلندی و افتخار همین کار را بکنند و از طعن طاعنان نهراسند. آنچه باید از آن هراسید، عافیت پیشه کردن به قیمت هل دادن کشور به پرتگاه‌ست!
یجزی‌الله صادقین بصدقهم.

هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظز اضافه کرد در غوطه ور میان شادی و غم، به است...
«مخواب که آنان نخوابیده‌اند» نامه عبدالکریم سروش به مسعود پزشکیان تاریخ انتشار: ۱ مرداد ۱۴۰۳ دریاب...
- یک نظز اضافه کرد در مشت بر دهان کوبیدن؟! دکتر پزشک...
Akbar Ganji @GanjiAkbar تقصیر پزشکیان است یا مشاورانش؟؟!!! کدامیک اشتباهات مهلک را بر عهده خوا...