انتهای نبرد برای آزادی
05 اسفند ,1398 74

آخرین روزها و نفس های یک تک سوار

در مزارآباد [1] شهر [2] افتاده، از نفس [3] مرده اند رزمندگانش، یک به یک، اندر سکوت، اسب های راهواری، که به تاخت، رفته اند تا اوج، آزادی، صعود، کُنج خانه یک به یک، آنان، تنها مرده اند، یا که می میرند آنان، یک به یک، تنها به کُنج، داستان ها شان، مانده ست، در دلُ، اینک رسیدند بر لحد، او که تا پایان خطِ، کسب آزادی دوید، مانده است اینک، به گفتن، یا نگفتن از نفیر [4] حق این دارد که گوید داستانِ رنجِ خویش؟! یا که باید بُرد، این داستان را بر سَبیل [5] سفره دل را کجا، اندر کدامین انجمن باز گوید، داستانش، ز رنجُ، قصدِ خویش اینک او افتاده است، بین هیاهوهای غوکان [6] بهر هیچ، گوش باز دارد، شاید بیابد حرفی از دورانُ، یا از رنج خویش، معنی آزادیُ، راهُ رازش ماندست او را، به دل، مانده تا با خود برد بر گور، در این انتهای کار خویش، زین سبب، اسب روانش، زین شده، تا پر کشد، بهر رفتن، تاختن، تا منتهای گور خویش، زیر پا افتاده است، حرفش خریداری نبود، یا که هست، اما، گم شد اورا، بدین دم، اصل خویش، اینک او در اوج، در رنجی شدید، زیر پای خصم خود افتاده است، از بهر هیچ، او به تردید است گوید، یا نگوید راز خویش، یا…
27 بهمن ,1398 176 10

اصولگرایان، بی رقیب! پیروز هر میدانند

اصولگرایان تنها بازی های بی رقیب را برده اند؛ آنان که تا به حال کم و بیش از امکان شورای نگهبان و... برای بالانس قدرت حریف با خود سود جسته اند، اینبار و در این دوره تصمیم گرفتند، که بی شک پیروز میدان باشند، چراکه انتظار دارند، قدرت اصلی در این دوره است که تقسیم می شود، و باید بدون برو و برگرد در آن صحنه حضور قوی داشت، حتی به قیمت انجام دوپینگی رسوا، در برابر چشم همه جهانیان؛ و کسی را بر کرسی های مجلس آتی بنشانند، که از خودی ها! باشد؛ این بود که رقیب را قبل از آمدن به تشک کشتی، راهی خانه اش کردند، تا بی رقیب پیروزی اشان را قطعی کنند، و از قبل جشن پیروزی بگیرند، و غنایم آنرا پیش از نبرد، بین خود تقسیم کنند، و اینبار دیگر مثل انتخابات گذشته، زیر کوهی از آرای مردمی که پای صندوق های رای آمدند، خفه نشوند. این روزها خیابان ها دیگر رنگ و بوی انتخاباتی ندارد، چرا که انتخاباتی در واقع نیست، و انتخاب ها از قبل شده است، دوستم می گفت، "دیروز دختر خانمی لیستی به من داد که به این لیست رای دهید، که سر لیست آن آقای محمد باقر قالیباف بود." و این تنها واقعه تبلیغات انتخاباتی بود که او هم دیده است. و چقدر…
چون دل آشوب شود، آهنگ خلقش می کند
26 بهمن ,1398 74 3

در آشوب دل است که خلق می شود

پروردگارا! دیده ام، که چون دلی در آشوب شود، خَلق کند، در حیرانی افکار غرق شده، دنیا پر از چشم انداز های بدیع نماید، اما تو ای یار بی همتای من! قلب تو نیز، در آشوب بود، که به خلق مان، دست زدی؟! تو نیز به مستی عشق مبتلا گشته، خلق کردی؟!! کاش دلت آشوب نشده بود، که چنین خلق کند! کاش وقتی به خلق مان، دست می زدی، حالت مستیُ عشق، از سرت پریده بود! و آنگاه به خَلق، همت استوار می داشتی، در این صورت، شاید دنیای ما اکنون در این بلبشو و گرفتاری نبود، اگر بنیادش بر عشق نبود، و کمی منطق روشن، بر این خلق حکفرما می شد! آنگاه شاید، منطق دیگری بر ارتباطات کنونی ما نیز استوار می گشت، ایزدا! یکتای بی همتای من! اکنون که می نگرم، زورگویان از منطق عشق و عاشقی توست، که جبّار گشته اند! مالک شده، مُلک از خود دانسته، خود مَلِک انگاشته، قهّار شدند، کاش نه مَلِک بودُ، نه مالکُ، نه مُلکی آزاد، ز مالکُ، مَلِکُ، قَهّارُ، جبّارُ، ظالمُ ظلم، کاش این ناروشنی ها را، بدین ظلم ختم نمی شد، کاش دنیای ما را هم، ساده تر از این ها می آفریدی، در میان درزهای ناروشنِ خلق ما، هزار شیطانُ خصم، به کمین مان نشسته اند،
چنگیزخان مغول
22 بهمن ,1398 95

چنگیز، جنایت، کشورگشایی و نمایندگی از سوی خدا

مطالعه کتاب ها باعث می شود که متوجه شویم چقدر تصورات ما با واقعیت ها متفاوت است، یادداشت هایی که می آید را از کتاب "امپراتوری مغول" اثر "مری هال" برداشتم این کتاب که توسط نادر میر سعیدی ترجمه شده است، با همکاری گروه فرهنگی آوانامه و گروه انتشاراتی ققنوس به صورت کتاب صوتی در آمده، برایم شگفت انگیز بود که چنگیزخان که خود منبع الهام بسیاری از مستبدین جهان بوده است، نیز فرد معتقد به خدای یکتا بودند، و برای خود ماموریتی آسمانی قایل بود، و مردمش نیز او را چه به لحاظ حوادث روز تولد، و قدرت گرفتنش، افسانه ها بافته اند و او را به عنوان فرستاده خدا بر زمین تلقی کرده اند : "در سده سیزدهم میلادی قبیله ایی در شرق مغولستان از گمنامی به مهمترین موقیت در امور بین المللی رسید؛ این قبیله با اتحاد با سایر قبایل دشت پهناور محل سکونت شان، سپاه نیرومندی را تحت رهبری مردی به نام چنگیزخان تشکیل داد، در سال 1260 میلادی فتوحات سپاه مغول به تشکیل امپراتوری مغول منجر شده بود، امپراتوری که بر دو سوم سرزمین پهناور اوراسیا، شامل سراسر چین، مغولستان، افغانستان، ایران، عراق، سوریه ، کره کنونی، روسیه و قسمت های از…
خود را به باد سپرده
19 بهمن ,1398 126 1

شب و آه، و شبآهت ها، گفته ها و ناگفته های یک رویداد هنری

اهمیت و نقش هنر و هنرمند پایه های به زمین مانده هنر ایران را جوانانی باید، تا واجد شانه هایی به ستبری و پهنی قهرمانان بزرگ ایران زمین باشند، تا بتوانند این هیکل بلند قامت، و استوار هنر ایرانزمین را همچنان بر پای دارند، و بر موانع گسترده ایی فایق آیند که، در تاریخ این آب و خاکِ بر تاراج رفته، و در معرض هجوم های بی وقفه، که پایانی بر آن نیست، نجات بخش آنی شوند که بنیان تاریخ و تمدن مردم ایران زمین بر آن استوار است؛ امروز هنر مهمترین حامل تاریخ ایران و تمدن ایرانی است، این "میدان نقش جهان" است که می تواند از صفویه به زبانی روشن سخن گوید، و یا "تخت جمشید"، که بیانگر حوادثی است که بر ایران باستان رفته، و چند قطعه ایی هنری که از صحرای جیرفت بیرون زد، فریاد بر آورد، که دیگر سخن از 2500 سال تمدن ایران مگویید، چرا که تاریخ مستند، با این یافته ها، به 7 هزار سال پیش پس کشیده شد، و این پس رفتن در عمق تاریخ این کشور، مرهون هنر دستان هنرمندانی است که در هفت هزار سال پیش نشستند، و جان در سر انگشتان خود تجمیع کرده، و نقش زدند، تا حافظ تاریخ ملتی باشند، که هر ویرانگری آمد، سعی کرد تا نشانه های زندگی و…
ریشه کنی اصلاحات، به ریشه کنی حریف منتهی خواهد شد
16 بهمن ,1398 105 4

نه اصلاحات، نه اصلاح طلبی مردنی نیستند

مدعی گفت "اصلاحات مرده است" و دیگری مدعی شد "اصلاح طلبی مرده است." اما این خواب و خیالی بیش به نظر نمی رسد، گرچه بعضی حاضرند بر نسوج اصلاحات دندان کشیده و پاره پاره اش کنند، اما نه اصلاحات مردنی است، و نه اصلاح طلبی مرگ دارد، چرا که اصلاح لازمه تداوم است، و هر تداوم خواهی به اصلاحات نیاز دارد، و ملت ایران یک موجودیت مداوم می باشد، که برای تداوم خود به اصلاح نیاز دائم دارد، و از سوی دیگر در کوتاه مدت نیز مرگ اصلاحات، مرگ رقیب را نیز لاجرم به دنبال خواهد داشت، تنها این نیروهای فعال در زمینه اصلاحاتند، که ممکن است تعویض و یا تغییر کنند، و یا روش عوض نمایند. آنچه روشن است اینکه ایران در دوره گذار قرار دارد، و تقلای جناح های مختلف برای حفظ، بدست آوردن قدرت و... جهت هدایت ایران آینده، به سمتی است که به نظر آنان، همان راه درست است، گذشته از رقبای منطقه ایی و جهانی که مطامع و اهداف خود را دنبال می کنند، نیروهای متکثر سیاسی ایران را نباید به چشم دشمن نگریست، که آنان نمایندگان تفکراتی اند، که مابه اذای مشخص در بین احاد این مردم و سلایق آنان دارند، و خیر مردم و کشور خود را، در راهبردهای مد نظر…
نگاهی به افق تار آینده ایی تاریک
14 بهمن ,1398 122 3

مژده! مژده! سال 1399 سال موش است!

یکی از دوستان می گفت "اگر می خواهی که آسیب نبینی، خودت را رها کن"، گفتم چطور خود را رها کنم، گفت "ببین در همین چندماه گذشته اگر خودت را به اخبار می سپردی، روح، روان و جسمت به نابودی رفته بود، مگر انسان چقدر تحمل دارد، آنقدر حوادث ناگوار پشت سر هم ردیف شده اند که فیل افکن است، انسان که جای خود را دارد، اول حوادث قیام های آبانماه، بعد از آن، زدن سردار سلیمانی توسط امریکایی ها، بعد کشتار دردناک کرمان در مراسم تشییع، سایه جنگ و زدن موشک های ما به امریکایی ها، بعد از آن کشتار مسافران هواپیمای اوکراینی، بعد هم سیل سیستان، بعد رد صلاحیت همه و تنهاه ماندن خودشان، بعد هم شیوع این بیماری کرونا، که درمان ندارد و.... این اخبار بد که تمامی ندارد! تنها راهی که می ماند اینکه گوش خود را از شنیدن اخبار، برداری، تنها راه خلاصی این است." و به درستی گفت، وقوع حوادث دردناک و تحولات غمبار، انگار دیگر روزانه شده است، دنیا در حال تبدیل شدن به عرصه جدال خونخواران است، که شرایط را انگار برای به هم ریختن صحنه ایی که باب میل شان نیست، آماده می کنند، هر روز به شمار کشورهایی که در خلیج فارس و آب های جنوبی کشورمان،…
سمبل فرهنگی شهر اسپادانا، جی و یا اصفهان
11 بهمن ,1398 125

روزنگاشت های سفر به اصفهان، نگین ایران مرکزی

مقدمه: اسپادانا، جی، سپاهان، دارالمومنین و یا هر نامی که بر آن بگذاریم، این گویش، مردم، و سرزمین برای من یاد آور خاطرات خوب است. از این شهر زیبا حدود 25 سال پیش، برای اولین بار دیدن کردم، و اکنون آن دیدار تجدید می شود، بعد از آن همه سال، تنها تغییری که به چشم می آید، کاهش رونق و جنب و جوش در اماکن دیدنی و تاریخی آن است، که خودنمایی می کند، و تغییرات بیشتری را حس نکردم، چرا که آن سفر و این یکی هر دو به قصد دیدار از همین اماکن بود. اصفهان خود به تنهایی، آنچه در یک دوره تاریخی تمام، بر ایران و مردمان آن گذشته است، را در خود دارد، از فواید و مضرات نظام سلطنتی و خودکامه و مطلقه شاهنشاهی گرفته، تا دورانی که نظامیان، بلافاصله پس از قدرت فائقه قرار می گرفتند، و نقش مهمی داشتند و گفته می شود بزرگترین پادگان نظامی ایران باستان در این شهر، قرار داشت، که به پادگان "جی" در تاریخ مشهور است، و از اینجا بود رزم آوران به قصد فتح و یا دفاع می رفتند؛ تحمیل عقیده درد عمیق و تاریخی ایران : زمانی نیز اصفهان حوزه های پر رونق فقهی و مذهبی فعالی داشت که با تسلط تفکر فقهی خودکامه، دیگر علما و مسلک های فکری را…
مهندس مودب در اولین صعود من درسال 1394 به قله توچال
09 بهمن ,1398 814 11

مهندس میرهادی مودب، همنورد مبارزی که، در حال مبارزه جان داد

"... ما دو نوع انسان داریم، انسان هایی که غم دیگران را دارند و این نوع انسان ها زود از بین می روند، و انسان هایی که ایشان (مهندس مودب) به آنها "انسان های خوشبخت" اطلاق می کرد، یعنی کسانی که در این دنیا دغدغه ایی به جز سود و زیان خود ندارند، و تنها به آسایش و سود خود می اندیشند، اینان عمرها درازی را در بی توجهی به وضع دیگران می کنند، و انگار مرگ با آنها قهر است". (میرهادی مودب) [1] او گردن من حق استادی داشت، راهنمای من برای اولین صعودها به قله توچال و دماوند بود، و واقعا او را مردی مودب یافتم، مصداق مسمای فامیلی که بر او نهاده اند، هرگز حرف لغو و یا ناشایستی از او نشنیدم، و اگر توفیق می داشتم و بر جنازه این دوست همنوردم نماز میت می خواندم، حتما از ته دل شهادت می دادم که "هیچ جز خیر از او نمی دانم (ولانعلم الا خیرا). مهندس میرهادی مودب یک برند و سبک خاص در کوه و کوهنوردی بود، ما خوشمان بیاید و یا نیاید، او با کمترین لباس در صعودها وارد می شد، حال آنکه دیگران با ابزارهای مختلفف خود را مجهز می کردند، کوله ما اگر 65 در 10 بود، او تنها با یک کیف مدارک که به حالت کمربند روی شکمش می بست، در…
03 بهمن ,1398 123 1

غمپاره هاست، که کوچه به کوچه، پاسدار گشته است

غمپاره هاست، که کوچه به کوچه، پاسدار گشته است "باور نمی کند، دل من، مرگ خویش را" [1] گو که خموش، کین مرگ، به باور نشسته است این مرگ را، به چشم سر، هزاران هزار دیده اند مرگ است اصل کنون، زندگی ز فراز پس کشیده است وقتی که خصم بر تن نحیف مرغ، هجوم برد نقش قفس زدُ، مرغ دل، در قفس کشیده است آنگه که سکوت ترنم تار، بر سه تارهای شکسته مان، ایندم، صدای سکوت وهم انگیز شب را شکسته است روزی که، آواز بر لب بلبل خوش الحان مرغ عشق فِسُرد، فریادِ مظلوم بود، که پژواکی ز کوه هم ندیده است سخت باورم اما، مرگ خویش را من فاش ایندم، چشمم به کوری تمام، میان این همه آه ها، دیده است چونان که گور بر تنها معبر عالم بالا، نشسته است، دل شد فراموش، هوس، راه حل معما، تو گشته است وقتی سفیر عشق، بی اعتبار، به کناری نشسته است، آندم که گور جای زندگان شدُ، زنده به گور گشته است مرگ جوانه ها، تقدیر و کار هر روزمان شدُ دود است، که جای عطر جوانی به دهان ها نشسته است شادی ز کوچه ها برفتُ، اصحاب غم رها، غمپاره هاست، که کوچه به کوچه، پاسدار گشته است سروده شده در 6 دیماه 1398 [1] - باور نمی کند، دل من مرگ خویش را نه، نه من این…
Bajrang Dal activist
01 بهمن ,1398 127

One world, one God, so many criminal and murderers  

Dr. Subhash Reddy from India left a reason for my M.A academic thesis “Globalisation and Hindu Radicalism in India” with this doubts, questions, and uncertainty: Dear Mr. Seyed Mostafa, Thank you for sharing your Thesis paper. You have rightly recognized that Hinduism beieves in equality of all religions but you have not admitted what Islam and Christianity stand for? Does Islam and or Christianity believe in equality of all religions? Isn't it true that the two Abrahamic religions do not believe in equality of all religions? They also discriminate between people of the book and others (of other religions) and call them as pagan and kafir? Who are Dhimmi? And what is Jiziya? Doesn't History document that it is Islam which invaded the Indian subcontinent; Hinduism did not! And you still claim that atrocities were committed by Hindus against Muslims in India? Who invaded and who were enslaved and subjugated. After all, Persia itself was invaded by Islam. Islam is not the native…
پیش به سوی نشستن بر تخت مادام العمر قدرت
26 دی ,1398 160 4

شرق سرزمینی مساعد برای دیکتاتورهای مادام العمر، این بار روسیه

مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب) : تحولات جاری در روسیه، و آنچه در این سرزمین می گذرد، برای ما ایرانیان نیز مهم است، چرا که روسیه در همسایگی شمالی ماست، و تاریخ ایران از این همسایه سلطه جوی خود ضربات جبران ناپذیری را متحمل شده است، و اکنون گزارش ها از روند خروج قدم به قدم این کشور از دمکراسی، به سوی دیکتاتوری های مادام العمر خبر می دهد. گرچه دیکتاتوری شرق و غرب نمی شناسد، اما انگار سرزمین های شرق، مستعدترین شرایط را برای رشد نهاد شوم دیکتاتوری از خود نشان داده است، پدیده ایی بد یُمن و نامبارک، که در نهاد هر انسانی وجود دارد، به خصوص افراد زیاده خواه و انسان هایی که خود را مبسوط الید، فارغ از حساب کشی و نظارت، و فوق قانون قرار می دهند، انسان با شاکله ذهنی دیکتاتور مابانه همواره به این سمت سوق داده می شود، تا دیگران را به مهمیز قدرت خود کشد. شیرینی تکیه بر قدرت بدون پاسخگویی، حتی بسیاری از آزادیخواهان را نیز بعد از پیروزی، به روند دیکتاتوری سوق می دهد، و آزادیخواهان را به دیکتاتورهایی مخوف تر از دیکتاتور سابق تبدیل می کند، نمونه های آن در خاورمیانه بسیار است، اما روس ها در سرزمین…
محمود صادقی و علی مطهری
دی 23, 1398 364 34

شلیک به نخبگان سیاسی، اینبار توسط شورای نگهبان

"علی مطهری و محمود صادقی [1] رد صلاحیت شدند، رد صلاحیت ۸۰ نماینده فعلی مجلس،" این خبر انسان را تکان می دهد و دچار شوک می کند که این همه رد صلاحیت از نمایندگان صلاحیت دار قبلی، و بی صلاحیت فعلی؟! از کجا، کدام مصلحت، کدام منطق، و چه تفکری سرچشمه می گیرد؟!! ممکن است شلیک یک سرباز مدافع میهن به یک هواپیمای حامل نخبگان خودی در یک هیجان و آمادگی ایجاد شده نظامی برای ورود دشمن به فضای میهن، امری قابل هضم باشد، اما شلیک اعضای شورای محترم نگهبان به نخبگان بارز و برجسته سیاست کشور در روز روشن نمی تواند…
روحانیت، نقش ها و خطاها
دی 22, 1398 197 5

روحانیت، نقش و انتظار از آنها

امروز در مراسم تشییع جنازه مرحوم آیت الله سید هاشم رسولی محلاتی حضور یافتم، دو یا سه نماز عید فطر را به امامت ایشان شرکت کرده بودم، کتابخانه داخل مسجد فرشته (مسجدی که ایشان در آن استقرار داشت) برایم جالب بود، بعضی کتاب های خود آقای رسولی را در خود داشت، برخی در مورد تاریخ اسلام است و چند باری در فرصت حضور در این مسجد آنها را ورق زده ام. در فرصتی که بلندگوی مساجد دست مداحان می افتد، وقت مناسبی است که می توان به این کتاب ها سری زد و از لحظات خود استفاده بهینه کرد، آقای رسولی دست به قلم بود، و از…
نجات در راستگویی و درستکرداری است
دی 21, 1398 180 6

کاش بهترین جلوه و مصداقِ بصیرت و تقوا صداقت بود

کاش وقتی اساس فرهنگ ایرانی، انقلابی، اسلامی، شیعی و... خود را پایه گذاری می کردیم، صداقت و درستی را یگانه معیار و مصداق بروز تمام خوبی ها قرار می دادیم. وقتی در صبحگاه 18 دیماه 1398 خبر کشتار هموطنان خود را در هواپیمای اکراینی حامل آن ها، اتوبوسی که به دره رفت، و پیش از آن در کرمان، و در هنگام مشایعت پیکر شهید سلیمانی دیدم، قلبم ایستاد و تنها او را به توقف این همه خسارت و مرگ، توانا دیدم و از یزدان پاک و یکتا خواستم : "خدایا بس است دیگر! ختمش کن! هر چند می دانم که این نیز از تصمیم تو نیست، و…
دی 20, 1398 121 2

نور و ظلمت، آرش و خصم

نور و ظلمت، آرش و خصم در این غارت، زمین سرد ما مشتاق جان ها مانده استُ، هی نفس ها می بُرَد از ما، چو او، آهنگ ما را می کند، هی پی هماو آغوش خود را سخت بازش داشته، در هر زمان در پی که تا آرش بیندازد تیرُ، او آهنگ جانش را کند، در پی دماوند است این دم، آرش، که اسب سرکشِ خصم را، او می کند، هی پی ولی انگار، دماوند را نیز، مشتاقی است، بر جان آرشش در پی و من خاموش گشتم آندمی را که، آرش آخرین تیرُ نفس را زد، نفس در سینه مردان، بسان حفره ایی آتشفشان خشم را زد هی منم در دل ندارد کینه ایی از خصم، در دل،…

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

آخرین خبر رویتر