مسعود پزشکیان گرفتار میدان نخبهکش، و هزارتوی بازی قدرت و سیاست
ریاست جمهوری پزشکیان میرود تا ثابت کند که ساختار قدرت چطور مردان درستکار سیاست ایران را در خود هضم، و به سوی نابودی و بی اثری میبرد. سیستمِ نخبهکش مابانهایی که میرود تا جرات و جسارت را در بین نخبگان کُشته، تا انسان درستکردار و با وفایی جرات ورود در این مسیر را نکند، و راه همواره تنها برای میدانداری ابلهان ناچیز، پوپولیستهای مردم فریب، خیانتکاران به ملک و ملت، دست نشاندگان به باندهای مافیایی و... باز بماند که بله قربانگو، مطیع و فرمانبردار پس پردهاند و دست به روی سینه مجریاند و یا "حاجب…
ادامه مطلب
پرچمهایی مخوف، طلایهداران حملات جدید، که بر بلنداها، ترس را در چشم تودهها میدوانند
مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب): برای ما ایرانیان که بارها مهاجمانی با پرچمدارانی در پیشانی سپاهیانی گران، غرق در سلاح، از شرق به غرب، از غرب به شرق، از شمال به جنوب، و یا از جنوب به شمال، از روی اجساد ما گذشتند، و ما را زیر پای خود له کردند، و از ما برای سدهها ویرانهای پر پهنا در زمین نبرد بر جای گذاشتند و...، برافراشتن هر پرچمی، هراس انگیز، اضطرابآور است، و زنگهای خطر را در گوشمان به صدا در میآورد. چراکه هربار این پرچمها را یا بر منارهایی از اجساد، یا سرهای بریده ما، و یا بر…
ادامه مطلب
سقوط از نبرد برای آرمانهایی بلند، به دفاع از داشتههایی اولیه، و حکایت باجخواهیهای خارجی
هزارههاست که از آغاز کشتار و از همکُشی انسانها، برای غذا، خانواده، زمین، قلمرو، عقیده، امنیت، حیثیت، مرزها و... گذشته، و آدمی میرفت تا به مرحلهایی از رشد دست یابد که با ورود به دوره مدرنتری در سده بیست و یکم میلادی، از اینگونه جنگهای سخیف و سطح پایین، تا حدودی عبور کرده و از آن دست بردارد، و دیگر بر سر چنین مواردی کمتر بجنگد. اما چنین نشد، و تروریستهای آفریننده 11 سپتامر 2001 [1] بلایی بر سر غول قدرتمندی مثل امریکا آوردند، که چنان آبرویی از خود در خطر دید، که آغازگر دو جنگ بزرگ و…
ادامه مطلب
هَلا تو ای سکوتِ غم انگیز و بنیانکن
کجا سفره گشایم ز دل، که آشوب نَخیزد چگونه سفره گشایم، که موج کینه نَجُنبد بند ز دل نَرُباید، اشک به دیده، نَبارد کجاست همنفسی، تا ز کینِ یار بگویم ز ظلم او، وزآن خونریزِ قهار بگویم ملول ز سفره گشایی، به نزد نامحرم، کجاست مَحرم رازی، کَز بی وفاییِ یار بگویم، هلا تو ای سکوتِ غم انگیز و بنیانکن تنوره کش ز گلویم، تا به یار بگویم تو غایبی، وز غیبتت چند بگویم، هزار گفته نشاید، تا به اغیار بگویم به نظم در آمده در تهران – 30 آبان 1404، 21 نوامبر 2025
ادامه مطلب
بازگشت به خانه؟! یا اسارت در دینی حکومتی! تلاش ارباب حکومتی معابد برای حفظ عدد جمعیت دینی
مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب): «انسان بدون آزادی و اختیار، تصویری تاریک از موجودیت، و انسانیتی خدشهدار خواهد بود، آزادی و اختیارِ گزینش، دو پدیده والاگهرند، و برازنده انسان، و نشات گرفته از حقیقتِ عالم والای انسانی او، به طوری که در دوره بردگیِ انسان، سخن از انسانیت گفتن گاه بیهوده خواهد بود، چرا که در عالم بردگان، انسانیت خواهد مُرد، و یا رنگ خواهد باخت، و این تنها با آزادی و اختیار است که انسانیت در زندگی شکوه و بزرگی خود را نشان خواهد داد. بردگیِ تن و نیروی کار انسانها،…
ادامه مطلب
اصلاحات مردنی نیست خانم نرگس محمدی! رمز پایان شکستهای ایرانیان تکثرگرایی است
سرکار خانم نرگس محمدی! [1] برنده افتخارآفرین جایزه صلح نوبل! درود بر شما، ننگِ "قتل" یک خیزش بزرگ و وسیع اجتماعی، زندانی کردن فعالین آن، و ترور و ویلچر نشین کردنِ تئوریسین آن (سعید حجاریان [2])، و زمینگیر کردن جنبش " اصلاحات " و... بر دامن کسانی دیگر است، شما چرا خود را در آن نابخردی و ظلم شریک میکنید! شما نشاندار جهانی صلحید، چتری به بزرگی نشان بزرگِ خود بردارید، و به وسعت ایران، و بزرگی و گونه گونی ملت ایران، و بلکه جهانی و انسانی موضع بگیرید، و با حمله به "اصلاحات"، همکاسه و همدست یکدست…
ادامه مطلب
آبان 14, 1404
122
با تو سخن میگویم، مرا میشنوی؟!
نامت تداعیگر مهر است، اما بوی خون و مرگ میدهد، چراکه خواستگارانت باید خون و جان دهند، تا لایق لقایت شوند، راهت به جنگ و ستیز ختم میشود، نبردی خونین، که شرکت کنندگانِ در آن، نه از خون دادن پرهیزکار باید باشند، نه از ریختنش، تو چقدر سرد و ناپیدایی! با اینکه سخنِ منتسب به تو از گرمی و مهر میگوید، از بیشتر حرفها و سخنانم، با سردی عبور میکنی، گاه نشانی از پاسخت را نمییابم، دوست داشتم میان انگشتانم تو را لمس میکردم، یا در بین بازوانم، تو را در بر میگرفتم، تا زبری و نرمیات را خود بسنجم، اما…
ادامه مطلب
مصطفی تاجزاده غنیمتیست برای ایران، در دنیای خیرخواهی و اصلاح طلبی
کبوتری که دلش مانده پیش هم قفسش در اوج بال زدن هم اسیر آزادیست [1] ملتهای جهان همواره مردان و زنانی را در تاریخ کرامت طلبی، آزادیخواهی و مبارزه خود برای داشتن آزادی و «حق تعیین سرنوشت» دارند، که بدانان افتخار کنند، و آنان را سمبل و عصاره فضائل جامعه بِخرَد، و فرزانگی خود دانسته، آنان را به دنیای انسانی معرفی کرده، و ادعا کنند که جامعه ما نیز، چنین رادمردان و رادین زنانی را در خود پرورش داده است، که چرب و شیرین این دنیا را وانهاده، از دنیای فاسد غارت و چپاول حقوق دیگران، دوری گزیده،…
ادامه مطلب
وقتی کشور را به جایی برسانی که بگویند «جنگ نعمت است!»
بالا گرفتن دوباره جنگ قدرت در داخل، در شرایط توقف جنگ گرم با خارج هر چه از جنگ 12 روزه [1] و آتش بس حاصل از میانداری رئیس جمهوری امریکا آقای دونالد ترامپ و... بین ایران و اسراییل، فاصله میگیریم، به رغم تاکید و سفارشِ سکاندارانِ مدیریتِ شرایط سختی که کشور [2] در آن گرفتار آمده است، مبنی بر اقدام موضعگیری بر اساس تقویت «انسجام ملی» در برابر هجوم خارجی، اما جنگ جناحهای دخیل در قدرت، در بدنه ج.ا.ایران، بیشتر بالا میگیرد، حال آنکه از شرایط خسارتبار «نه مذاکره، نه جنگ»، به شرایط «هم مذاکره و…
ادامه مطلب
کشتیایی که کاش به بزرگی و وسعت انسان و انسانیت بود
خدایی آسمانی و والا را فرو کشیده، هبوط داده، زمینیاش کرده، و به سوی نابودیش بردیم؛ نتوانستیم بفهمیم که، انسان کجا، و خداوند کجا؟! دو جایگاه، و جهانی کاملا متفاوت؛ و کاش خدا را در آسمانها به خود وا مینهادیم، و آبرویش را با احکام و اعمال خود به…
.












