20 بهمن ,1402 45 1

تو را در گرد و خاک برخاسته از حضورت گم کرده ام

 از تو دور شدم! فاصله ها هر روز بیشتر می شود! گاه بر می گردم، به شکافی می نگرم عمیق، که هر روز بینمان، عمیق تر می شود و.. گاه احساس بیگانگی، گاه احساس یگانگی، گاه دوری و گاه نزدیکی و...! گاه دیدن و گاه ندیدن، گاه شناختن و گاه نشناختن و..! اما این دوری و نزدیکی ها هم خود زیبا و پر معناست! سیری ست در سلوک تو، برای ساختن بتی با شمایلی، نزدیکتر به حقیقتت، در ذهنی جستجوگر، و قهار در سازندگی ها! ساختن بتی برای پرستش، راز و نیاز کردن، گفتن و شنیدن، خواستن و گرفتن و... از تو که سبب سازِ ساختِ هر بتی… ادامه مطلب
معبد رام ساخته شده بر ویرانه های مسجد بابری
02 بهمن ,1402 69

ادامه رسم قربانی انسان ها، در پای معابد، حتی در قرن بیست و یکم

دست اندازی به معابد و مساجد دیگران، رویه ایی تاریخیست، معابد همواره در مسیر هجوم ها، غارت و ویران گردیدند، و این رویه ایی است که همچنان پای از زندگی اجتماعی بشر پس نکشیده، و حتی در قرن بیست و یکم هم، باز ادامه دارد، و کسانی را با دین و مکتبی متفاوت می توان یافت، که مکنونات قلبی خود را نخواسته و نمی توانند مخفی کرده و همواره چشم به تبدیل معابد و مساجد دیگران، به عبادتگاه های خود دارند، و این خواست خود را مخفی هم نکرده و آشکارا برای آن تئوری نوشته و زمانبندی اعلام می کنند، به همین دلیل، باب… ادامه مطلب
محمد تقی مصباح یزدی و شیخ فضل الله نوری
26 دی ,1402 276 47

شیخ فضل الله نوری، مصباح یزدی، انتخابات و عاقبت جمهوری خواهی ایرانیان

شیخ فضل الله نوری [i] در کنار دیگر روحانیون وابسته به دربار، و اجتماع یافته در کنار مستبد قجری، از مدافعان و پشتیبانان طراز اول ادامه سیستم استبداد محمد علی شاهی [ii] بود، شاهی که دوره استبداد صغیر و کبیر او، از دوره های مشهورِ خفقان و اقدامات ضد مردمیِ این مستبد تهران نشین، اما وابسته به روس، در تاریخ استبدادِ خشن در ایران است. مبارزه و مخالفت شیخ با سیستم و تفکر مشروطه و مشروطه خواهی، که قدرت را از چنین شاهان و مستبدین مطلق العنانی گرفته، و به نمایندگان مردم مظلوم ایران اعطا می کرد، کاملا… ادامه مطلب
نقاشی از صحنه خیالی قربانی کردن اسماعیل در آستان خداوندی توسط ابراهیم
14 دی ,1402 162 10

قربانگاه های شرق وحشی، غسالان متبحر، آستان شویی های بی شمار

بیاییم کمی به شرایط خود چشم باز کنیم، به دنیای خود از زاویه ایی دیگر بنگریم، اینجا دیگر "خاورمیانه" نیست، "غرب وحشی" است! اینجا جاییست که زمین و زمینیان در عین نزدیکی با آسمان و آسمانیان، در شرایط کمبود آب، ناشی از قهر آسمان با زمین، که با کاهش نزولات آسمانی و بارش های معمول، می رود تا تشنگی حتی حلقوم کوه های پر برفش را هم بفشارد، چشمه های جاری هزاران ساله اش هم می خُشکد و...، اما آنچه بسیار در خود دارد، خونی بی بهاست که مردمانش هر روز بجای آب، درب و دیوار و زمین خاک گرفته شان را، با آن شستشو… ادامه مطلب
راهول گاندی در یک کمپین انتخاباتی میان هوادارانش
12 دی ,1402 120

"آپارتاید طبقاتی برای تحقق شعار ظالمانه "یک ایدئولوژی، یک مذهب و یک زبان

مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب): اکنون نزدیک به سه دهه است که هند تحت قدرت راستگرایان مذهبی هندو قرار گرفته، و می رود تا در یک روند تدریجی از ظرفیت های دمکراتیک، عادلانه، منصفانه، کثرت گرا و برابری خواه دمکراسی نوپای خود تهی شده، و به تمام تحت کنترل ملیگرایان مذهبی هندو در آید، تا شعار "یک ایدئولوژی، یک مذهب و یک زبان" را که ظالمانه ترین شعار و هدف، در یک جامعه متکثر فرهنگی، زبانی و مذهبی می باشد، جامعه عمل به خود گیرد، پروژه خالص سازی و یکدست سازی سیاسی، فرهنگی و زبانی و مذهبی که در… ادامه مطلب
کشتی به محوطه توفانی برده شده
09 دی ,1402 157

تو راه، رهجو، رهرو، راهوار و راهبران را به فنا دادی

مرا به خوابِ این وِردِ خواب آورت بُگذار و بُگذَر، تا خواب و خماری خوب مرا فرا گیرد، در خود فرو بَرَد، بِبَلعَد، می خواهم در مرگی خوابگونه بمانم، تا تو بُگذری، و عبور سهمگینِ خسارتبارت را نبینم، چون پناهندگانِ به غار، که پیش از این، با خوابی بُلندُ عَمیق، از داستانِ غم افزا و کراهتبارت گذشتند، و عبور کردند، و فارغ از سُمِ اسبِ غرورِ بیجایت، خسارتِ عبورِ تو و همراهانت را ندیدند، من نیز در حَسرتِ حال و هوای ندیدن و نشنیدنی، چون آنانم، نمی خواهم روزگارم را به مِنوال تو بُگذرانم، سکانس های غم انگیزِ… ادامه مطلب
زنده زنده مردن ها
03 دی ,1402 157 10

زندگان مرده، قورباغه پز شدن، و شکار شدگان سوسمارهای کومودو

زندگانِ مرده، مثالِ افراد، جوامع، کشورها، تمدن ها و بلکه بشریتی است که به کالبدهایی نباتی تبدیل شده اند، که تنها نفس کشیدن شان، نشان از ادامه ی حیاتِ شان دارد، اما به واقع به سانِ مردگانی اند که تنها در زندگیِ نباتی خود غرقند، چراکه کاری نه برای خود، و نه برای دیگران، نمی توانند انجام دهند، در حالی که می اندیشند، می فهمند، می بینند، می شنوند، اما این توانایی ها به کارشان نمی آید، و واکنشی در خورِ دانسته ها و داشته های شان در پی ندارد، و در حوادث جاری، مثل بی فکرها، مثل انسان های خالی از روح، و… ادامه مطلب
آذر 26, 1402 146 2

دیگر به ساحلی نخواهم اندیشید، که لنگرگاه انتظار تو را در آن بسازم

تهی ام از عشق، تهی ام از تو، تهی ام از انتظارت، دارم از یادت هم خالی می شوم، چهره ات را هم، فراموش می کنم، از افق چشمم هم، دور می شوی، چشمانم دیگر انتظار دیدارت را نخواهند کشید، گوش هایم دیگر تیز به صدایی نخواهند شد، که شاید صدای تو در آن طنین انداز…

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

کامنت ها