SJ TheDaily - шаблон joomla Форекс

  

ورود ثبت نام

ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز ورود *

ایجاد حساب کاربری

گزینه های * دار الزامی می باشند.
نام *
نام کاربری *
رمز ورود *
تائیدیه رمز ورود *
نشانی پست الکترونیک *
تائیدیه نشانی پست الکترونیک *
کد امنیتی *
Reload Captcha

سخنی به نغز

  • جوک - با کسانی که مادرتون شیر داده نمی توانید ازدواج کنید

    پسر میغانی به مادرش میگه :

    دختر مش علی ر واخته مون خاستگاری کن
     مادر: هنباشه شیرش هادیم
    پسر میگه پس بیم خاستگاری دختر لیلا
    مادر : هنباشه اونم شیر هادیم
    پسر با عصبانیت میگه : مون هنندانم ته مادر مونی یا ماده گو میغون  

    + نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1392 ساعت 22:29 شماره پست: 403

  • جوک شاهرودی - کم بیل لاش

    سوال چند گزینه یی برای افراد با اطلاعات عموی قوی :

    "کم بیل لاش" یعنی یعنی چه؟

    ۱-اسم یک شرکت هواپیمایی است.

    ۲-نام یک کمپ ترک اعتیاد می باشد.

    ۳-اسم سرزمینی دور دست در آن سوی کره زمین.

     ۴-این تشر و توصیه یک پدر شاهرودیه است به فرزندش آن هنگامی که هر دو در حال صرف صبحانه اند و پسره ی خیره سر که از قیمت پنیر بی اطلاع است تکه های بزرگ پنیر را نا آگاه از چشمان خیره شده پدرش بی مهابا لقمه از پس لقمه روانه دهان بی شعورش می کند.  

    + نوشته شده در سه شنبه دوم مهر۱۳۹۲ ساعت 9:12 شماره پست: 326

  • جوک های دریافتی - تمام گرفتاری و بدبختی ها ناشی از دور شدن از ولایت است!.

    ولایت گریز نباشیم!. از آن به نیکی یاد کنیم. دوستار ولایت باشیم و آن را از یاد نبریم. تمام گرفتاری و بدبختی ها ناشی از دور شدن از ولایت است!. پس بیاییم از ولایت گریزان نباشیم و در تعطیلات به ولایت برویم و در حفظ و پاکیزه نگهداشتن آن برای خود کوشا باشیم!

    + نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی۱۳۹۲ ساعت 10:39 شماره پست: 385

  • جوک های دریافتی - هر کس یارانه نگیرد بهشت بر او واجب می شود

    قال الدکتور حجه الاسلام الحسن سرخه ایی السمنانی (زید عزه و ادام الله توفیقاته) 

    "مَن لَم یاخذ الیارانه وجبت لّه الجنّه"
    "هر کس یارانه نگیرد بهشت بر او واجب می شود."
    منبع حدیث:
    مصحف الحسن، جلد الاخر، فصل تدبیر، باب الکلید.
    نتیجه
      تفسیری این حدیث این که :
    وای بر مصیبت زده ایی که وارث بازمانده های "رها شده ایی" شود که خرابی های تاریخی ایجاد کرده باشد. در این صورت باید تمام دین و دنیاییان را به خدمت گرفت تا سنگی از سنگ هایی که این "رها شده" به چاه انداخته را دوباره بیرون کشید. بر بدن دست کاری شده ی بیمار سرطانی که از یک پزشک ناشی باقی مانده، پزشکی با تدبیر و حاذق نیاز است که آبرو و حیثیت تکنیکی و حرفه یی خود را به قمار
      گذارد و ریسک کند و به مداوای این بیمار سرطان دار پیشرفته بپردازد که شاید وقتی برای خوب شدنش باقی مانده باشد و شاید هم نمانده باشد. قربان ایثار چنین رادمردی که این چنین آبروی خود را به حراج تعمیر خرابی دیگران می گذارد. 

    + نوشته شده در سه شنبه نوزدهم فروردین 1393 ساعت 19:27 شماره پست:

  • جوک های دریافتی - وصیت نامه یک همشهری شاهرودی

    جوک های دریافتی - وصیت نامه یک همشهری شاهرودی

    وقتی زمان مرگ فرا می رسد بعضی خود حس می کنند که کارشان دیگر تمام است لذا سعی می کنند وصیت وداعی داشته باشند. این هم یک وصیت وداع از ناحیه یک همشهری ما در شاهرود:

    "مِن اِز شو اوِل قبر هِنترسوم، مِنِ شو دوم دفنم کنین! بِجا کافور و سدر هم از حشره کش زیاد استفاده کُنین تا جیک و جانورا  نِتانن بِدنمو بُخورن. سوراخ های تنِمرِه هم با چِسب یک، دو، سه محکم کُنین تا اون دنیا چیزی نِتانن بیلن، دست به یارانه هام هم نِزِنین شاید وِگردیوم."

     

    + نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن۱۳۹۲ساعت 7:58 شماره پست: 399

  • جوک های دریافتی شاهرودی - نوکوشیما (能古島) (No-ko-shima)

    جوک های دریافتی شاهرودی - نوکوشیما (能古島) (No-ko-shima)

    برابر معلوماتی که شما تاکنون کسب کرده اید :

    "نوکوشیما"(能古島) (No-ko-shima) بر چه دلالت دارد؟

     ۱-آیا نام یک دختر از خاندان سلطنتی ژاپن؟

    ۲-آیا نام همسر محترم امپراطور ژاپن است؟

    ۳-آیا نام جزیره یی در ژاپن است؟

    البته که شما درست حدس زدید و کزینه سوم درست است و نوکونوشیما که به ژاپنی نوکوشیما ( 能古島) (Noko-shima) گفته می شود نام یکی از جزایر استان فوکوئوکا در جنوب غربی این کشور و در میانهٔ خلیج هاکاتا واقع شده‌ و مساحت آن ۳٫۹۲ کیلومتر مربع و از شهر فوکوئوکا تا این جزیره تنها ۱۰ دقیقه با قایق فاصله است و یکی از مراکز تفریحی به شمار می‌آید.

    ولی باید بدانید که گزینه چهارمی نیز وجود دارد و این یک اصطلاح رایج در بین مردم شاهرود (مرکز استان شاهوار ) نیز هست که شاید از لحاظ تاریخی ناشی از تبادلات فرهنگی و ارتباطات دریایی مردم این استان تاریخی ایران (نام تاریخی آن قومس است) با ژاپنی ها باشد که به این منطقه از ایران منتقل شده و یا از این منطقه به ژاپن صادر شده است (این خود می تواند موضوع یک تز تحقیقات تاریخی باشد).

     در حقیقت این اصطلاح مشترک بین ایران و ژاپن، یک کلمه ی خالص شاهرودی و برخاسته از  دل آشوب زده و مضطرب و لرزان یک جوان شاهرودی است که بر ترک موتورسیکلت دوستش سوار شده و او هم که خیلی کله خراب و صد البته بی کله است؛ با سرعت باورنکردنی در حال حرکت می باشد. به طوری که ترکسوار احساس خطر جانی کرده و با کلمه که ناشی از ترس و دلهره و بی چاره گی است و در حالی که خود را صدها بار در دلش برای سوار شدن بر ترک این موتورسیکلت لعنت می کند، رو به راننده این موتورسیکلت کرده و او را خطاب قرار می دهد که :

    نو کوشیما ؟!! داری "هونکشیمه" داری به "کوشتنم هندنی" 

     که مراد از این اصصلاح خالص تاریخی شاهرودی "مرا به کشتن ندهی." است.

    جوک های دریافتی شاهرودی - نوکوشیما (能古島) (No-ko-shima)

    + نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن۱۳۹۲ ساعت 11:10 شماره پست: 394

  • جوک های شاهرودی - دعوای زن و شوهری

    جوک های شاهرودی - دعوای زن و شوهری

    شاهرودی با خانمش دعواش میشه...

    از خونه میزنه بیرون، بعد 2 ساعت زنگ میزنه به خانمش...

    زن:       هَن؟؟  چی چی هُوخوایی؟؟

    مرد:      هِندانی مِن کُجا دِرُوم؟؟

    زن:       کُدوم گُوری دِری؟؟  کِجا وِل هِنگِردی؟؟

    مرد:      طِلا فروشی، میون خیابون فردوسی یادته؟ که یَه جُفت اَلَنگو داشت، که تو خیلی خُوشت هِمییامه...

    زن:        آره آره عزیزوم، آره قربونت بروم، آره نفسوم، یادومه

    مرد:       دوتا مغازه پایینترش داروم فلافل هُوخُوروم

    زن:        کُوفته بُخوری، زَهر هلاهل بُخوری، جِز جِگر بِگیری و... یَه ساندویچ هم واخته مُو هم بِخر سریع بیار

     

    جوک های شاهرودی - دعوای زن و شوهری

     

  • جوک های شاهرودی - دعوای زن و شوهری

    جوک های شاهرودی - دعوای زن و شوهری

    شاهرودی با خانمش دعواش میشه...

    از خونه میزنه بیرون، بعد 2 ساعت زنگ میزنه به خانمش...

    زن:       هَن؟؟  چی چی هُوخوایی؟؟

    مرد:      هِندانی مِن کُجا دِرُوم؟؟

    زن:       کُدوم گُوری دِری؟؟  کِجا وِل هِنگِردی؟؟

    مرد:      طِلا فروشی، میون خیابون فردوسی یادته؟ که یَه جُفت اَلَنگو داشت، که تو خیلی خُوشت هِمییامه...

    زن:        آره آره عزیزوم، آره قربونت بروم، آره نفسوم، یادومه

    مرد:       دوتا مغازه پایینترش داروم فلافل هُوخُوروم

    زن:        کُوفته بُخوری، زَهر هلاهل بُخوری، جِز جِگر بِگیری و... یَه ساندویچ هم واخته مُو هم بِخر سریع بیار

     

    جوک های شاهرودی - دعوای زن و شوهری

     

  • جوک های ناب اندر حکایت ما ایرانیان و مسلمانان

    زن و غول چراغ جادو :

    زن در حال قدم زدن در جنگل بود كه ناگهان پايش به چيزي برخورد كرد. وقتي كه دقيق نگاه كرد چراغ روغني قديمي اي را ديد كه خاك و خاشاك زيادي هم روش نشسته بود. زن با دست به تميز كردن چراغ مشغول شد و در اثر مالشي كه بر چراغ داد طبيعتا يك غول بزرگ پديدار شد....!!! زن پرسيد : حالا مي تونم سه آرزو بكنم ؟؟ غول جواب داد : نخير ! زمانه عوض شده است و به علت مشكلات اقتصادي و رقابت هاي جهاني بيشتر از يك آرزو اصلا صرف نداره،همينه كه هست....... حالا بگو آرزوت چيه؟ زن گفت : در اين صورت من مايلم در خاور ميانه صلح برقرار شود و از جيبش يك نقشه جهان را بيرون آورد و گفت : نگاه كن. اين نقشه را مي بيني ؟ اين كشورها را مي بيني ؟ اينها ..اين و اين و اين و اين و اين... و اين يكي و اين. من مي خواهم اينها به جنگ هاي داخلي شون و جنگ هايي كه با يكديگر دارند خاتمه دهند و صلح كامل در اين منطقه برقرار شود و كشورهايه متجاوزگر و مهاجم نابود شون.غول نگاهي به نقشه كرد و گفت : ما رو گرفتي ؟ اين كشورها بيشتر از هزاران سال است كه با هم در جنگند. من كه فكر نمي كنم هزار سال ديگه هم دست بردارند و بشه كاريش كرد. درسته كه من در كارم مهارت دارم ولي ديگه نه اينقدر ها . يه چيز ديگه بخواه. اين محاله. زن مقداري فكر كرد و سپس گفت: ببين... من هرگز نتوانستم مرد ايده آل ام راملاقات كنم. مردي كه عاشق باشه و دلسوزانه برخورد كنه و با ملاحظه باشه. مردي كه بتونه غذا درست كنه!! و در كارهاي خانه مشاركت داشته باشه. مردي كه به من خيانت نكنه و معشوق خوبي باشه و همش روي كاناپه ولو نشه و فوتبال نگاه نكنه!! ساده تر بگم، يك شريك زندگي ايده آل. غول مقداري فكر كرد و بعد گفت: اون نقشه لعنتي رو بده دوباره يه نگاهي بهش بندازم....!

    بزرگترین بازیگر ایرانی به نقل از روبرتو چولي سرپرست گروه بازيگران تئاتر آلمان :

     "من پتانسيل قوي در بازيگران ايراني مي بينم. که فرهنگ زبان ايراني دارد و اين زبان امكان بازیگري و نمايش را پديد مي آورد كه انحصارا مر بوط به تئاتر و جايگاه نمايش نيست در جاهاي ديگر هم وجود دارد. من موضوعي را تعريف مي كنم و آن اين كه از شخصي كه حرف مي زنم که بي نام و نشان است. در چند سال پيش كه به ايران آمده بودم و به اصفهان رفته بودم در يكي از روزهاي تعطيل و عزاداري دسته اي را ديدم. مطمئنا در آن روز در بازار اصفهان من تنها فرد خارجي بودم. در آن دسته شيون و گريه زاري زيادي مي شد و انسان ها زيادي رنج مي بردند.اما از آن جا كه من شيعه نيستم موقعيت بسيار مشكلي داشتم و تنها كسي بودم كه در اين دسته گريه نمي كردم. من بازيگر بسيار خوبي هستم ولي آن جا خجالت مي كشيدم كه گريه كنم. كنار من چند مرد ايستاده بودند كه زار زار گريه مي كردند يكي از آنها كه به من نزديكتر بود هنگام عزاداري و وسط گريه زاري رو به من كرد و گفت: فرش مي خواهي  بخري!؟ و در عين حال به سختي گريه ميكرد. اين بزرگترين بازيگري بود كه من ديدم."  

    منبع : مقاله «مردمان بازيگر» / يازدهم بهمن ماه 77 / روزنامه مشاركت

    اندر حکایت تلخ با هم شدن جهل و مذهب: 

    در مقاله ای که در سالگشت درگذشت نجیب محفوظ نویسنده شهیر معاصر مصری (1911-2006) و برنده جایزه نوبل ادبی (1988) در سایت بی بی سی فارسی منتشر شد، آمده بود که پس از صدور فتوای کفر علیه او توسط یکی از مفتیان افراطی مصری، در سال۱۹۹۴ یکی از جوانان "غیور و متعصب" چاقوی خود را در سینه نویسنده۸۳ ساله فرو کرد. محفوظ از این سوءقصد جان سالم به در برد اما دو سال طول کشید تا بار دیگر توانست قلم به دست گیرد. محمد سلماوی، نویسنده مصری، پس از ماجرا با آن جوان گفت‌وگو کرد و از او پرسید: "چرا به نجیب محفوظ حمله کردی؟" مرد جوان جواب داد: چون او کافر است. سلماوی پرسید: مطمئن هستی؟ مگر از او چیزی خوانده‌ای؟ و پسر جواب داده بود: پناه بر خدا! من خوشبختانه سواد ندارم تا این کفریات را بخوانم.

    + نوشته شده در شنبه نهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 10:44 شماره پست: 356

  • جوک هایی با لهجه شیرین شیرین شاهرودی

    ۱-تهرانی به کودکش که می خواهد خوابش کنه می گه : 

    یه شب یه فرشته مهربون از آسمون اومد...  شاهرودیه به کودکش که می خواهد خوابش کنه می گه :
     یه شو یه جنی از میون گور در همیایه، هنگه این وچه کیه که هنوز نخفتیه ؟ بیامیوم بخورومش.

     ۲-معنی واژه "کلیامکو"  (به کسر ک و ضم ک) در فرهنگ لغت شاهرودی ها کدام گزینه زیر است ؟

    ۱-رشته کوهی است در شمال اسپانیا   2- شعبه ای از رودخانه میسی سی پی در امریکاست            ۳-زمزمه و  شکایت آمیز پیرزن شاهرودی است که کلیدهایش را گم کرده و به دنبالش می گردد.

    ۳-از بسطومیه همپرسن قبض آب و برقته چجوری پرداخت هنکنی؟ هنگه همسایه ما فلانیه ماشین داره هنبلوم زیر برف پاکن ماشینش اون بیچاره هم فکر هنکنه که جریمش کردن همبره پرداخت هنکنه...

     ۴-پدر عروس : نظرتون برای مهریه چیه ؟  پدر داماد : با اجازه دولت خدمتگذار و بانک مرکزی و استعانت از ائمه اطهار  (ع) دو تا ربع سکه به نیت دو طفلان مسلم

    ۵- "هی بگردمش" در فرهنگ شاهرودی یعنی چه ؟ یعنی تشویق یک شاهرودیه وقتی کار سنگینی را (که چهارپایان هم از انجام آن ناتوانند) را به گرده فردی سوار کرده است.

     ۶-زاغکی بر درختی نشسته بود و ساندویچ می خورد. روباهی به او گفت به به چه دمی چه سری عجب تیپ مشکی خفنی که رنگ عشقه یه آواز بخوان حال کنیم. زاغک ساندویچ را گذاشت زیر بالش و گفت "برو دایی مو وچه بسطومم "

    ۷-واکنش آقایان به رنگ موی جدید همسرشون :

    تهرانی :  وای مثل فرشته ها شدی 

    شیرازی :  ستاره بودی ماه شدی

    شاهرودی :  هی من بدبخت کار کنم هادن گوه بخر دمال به سرت

     ۸-اصرار یک شاهرودیه برای نرقصیدن در یک عروسی :

    به حضرت عباس هننتانوم،به ارواح پیرم بلند نیوم، خدا سر شاهده پاهام خو برفته، به روح مادرت ولم کن. 

    ۹-  لجبازی شاهرودیه با خدا :

    اگه حاجتمه ندنی یا، هی روزه هنگیرم هی هنخورم و باطلش هنکنم. پشت به قبله نماز هنخوانم. شو قدر تا صبح هنگیرم هنخفتم. هرم حج وسط راه بر هنگردم. هی وضو هنگیرم، هی هنگوزم تا باطل هاباشه. 

    لهجه زیبای شاهرودی از زبان مردم اصیل این شهر تاریخی که در مسیر تند بادهای تاریخی شرق و غرب قرار گرفته، بسیار شنیدنی و شیرین و زیباست. بیاییم از هر کجای ایران عزیز که هستیم فرهنگ خود را حفظ کنیم و بدون خجالت به همان لهجه ای سخن بگوییم که با آن خو گرفته و بزرگ شده ایم. خود کم بینی را کنار بگذاریم مثل بزرگ مردمان یزدی، اصفهانی ها، شیرازی ها و...  

    + نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 8:19 شماره پست: 274

  • خورشیدی داغ بر ما مستولی و دعای مان دیگر در آسمان ها شنونده یی ندارد

    بیاییم بگردیم و در بین خود آبرومندی یافته که نزد صاحب آسمان ها و زمین اعتباری داشته و در پشت او قرار گرفته و نماز بارانی بخوانیم و از آسمان طلب آب کنیم که غبارِ خشکسالی بر سرزمین مان سخت نشسته و همه را از حیوان، نبات و انسان را آزار می دهد. حتی سرزمین های سرسبز خزری هم که برق طراوت سبزی اش چشم ها را خیره می کرد، اکنون همچون برهوت شده و گرد خشکی سخت بر آنجا هم نشسته است، و زنده ماندن حیوان و نبات در دیگر سرزمین هایمان هم همچون معجزه می نماید.

    گرما، تشنگی و خشکی بر دشت و دمن غلبه کرده و انگار آسمان با زمین چنان قهر کرده، که بر رنج زمینیان گریه اش نمی آید و حتی اشکی هم بر ما جاری نمی کند. دعای آبرومندان شهره امان هم انگار بی اثر شده و در آسمان شنونده یی ندارد و هرچه دعا می کنیم و می کنند باز گرماست و بی رحمیِ خورشیدی تابنده که بر سر ما مستدام است، که نه توان خلاصی از آن است و نه سایه سردی می یابی که بدانجا پناه بری؛ و حتی در زیر سایه هایی هم که بیابی، گرمای این خورشید مستولی شده بر ما، جسم و جان ها را می سوزاند و آزار می دهد. 

     

    +   نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در 9:54PM | شنبه هشتم شهریور 1393

  • دغدغه های حل نشده متولیان فرهنگ کشور

    سال هاست که چهار نکته اساسی ذهن متولیان فرهنگ کشور را به خود مشغول کرده است به همین دلیل شاید فراخوان عمومی برای حل این مسایل کارساز باشد:

    ۱-آیا می شود روی میز "نهارخوری" شام خورد؟

    ۲-دفتر مقام معظم رهبری چند برگ است؟

    ۳-آیا در هنگام آزمایش الهی باید "ناشتا" بود؟

    ۴-کانال کولر کانال چنده؟

    لطفا کمک کنید تا هر چه زودتر به حل این معضلات نایل آییم.

    + نوشته شده در سه شنبه دوم مهر۱۳۹۲ ساعت 9:37 شماره پست: 327

  • سخنی به نغز

  • سِرّ بهار، چشیدن می تغییر، بروز مستی هوشیاریست

    گاه چنان در سرگشتگی و حیرانی ناشی از خواب و ناهوشیاری فرو می رویم که حتی رشته بدیهی ترین ها را نیز از دست داده، پاسخ روشن ترین سوالات همچون زمان (شب و روز، صبح و شام و...)، مکان و یا هستی و چیستی خود را از دست می دهیم، و پاسخی برای هیچ سوالی نداریم، در اینجا کسی و یا چیزی باید به کمک آمده و شاخص دهد تا خود را دوباره باز یابیم.

     عکس هوایی از طبیعت متنوع روستای دزیان شاهرود

    بهار و چرخش طبیعت فرصت مغتنم و شاخصی مناسب برای خودیابی، جهت یابی و موقعیت یابی سرگشتگان این خوابگاست، و وسیله ایی مناسب برای اندیشیدن در پیدایش و کارکرد این دنیاست، با کمی مداقه در پیدایش این جهان پی خواهیم برد چرخه هستی را خالقی است یکتا، که برغم یکتایی و بی همتایی اش، هرگز نخواسته وحدت و بروزی یکدست را بر این جهان تحمیل کند، یعنی گرچه او همه چیز را در کُنه ذاتش یکدست و در یک پهنه و فرکانس خاصِ حقیقی اش، واحد و یکرنگ می بیند، اما نخواسته در چشم تنوع و تکثرخواه بشر، این وحدت، خسته کننده، ملال آور و مشکل آفرین شود و لذاست که نزد خالق این جهان، تنوع، تکثر، گونه گونی، تفاوت و... امری پذیرفته شده و رسمیت یافته است، گرچه حقیقت کل جهان واحد، با ماهیتی یگانه، و از وجودی یکتا سرچشمه می گیرد، ولی نمود، نشان و کارکردهایش متکثر، متفاوت و گونه گون است.

    در پهنه گیتی، که گرچه رنگ ها از منبع نوری واحد نشات گرفته اند، ولی نمودی از طیفی متکثر و بی پایان از تفاوت را به نمایش می گذارند، و هر یک به رنگی متفاوت و احساسی خاص تجلی می یابند، این یعنی خالق یکتا، تکثر و تفاوت را برای این جهان به رسمیت شناخته و تلاشی نکرده است تا این حقیقت یکتا، نمودی یکتا و یکرنگ هم داشته باشد. بلکه طیف وسیعی از تفاوت و تکثر در نمودها را اجازه بروز و ظهور طبیعی داده است، و انگار می خواهد بگوید "تفاوت و تکثر حق طبیعی دنیا نشینان است"، و برغم واحد بودن حقیقت هستی (که از او نشات می گیرد)، تلاشی در جهت یکدست کردن و وحدانیت بخشیدن این بروز طبیعت از خود به خرج نداده است.

    جامعه بشری نیز این گونه است وقتی خداوند در قرآن کریم از "لااکراه فی الدین و..." سخن می گوید، این یعنی آزادی بشر برای اعتقاد به آنچه او را اغنا می کند، زیرا حقیقت خلقت، پرستش خالق را در بر دارد و حال این خلق شده به هر روی که پرستش آغاز کند، همان سو خداوندگارش را هم خواهد یافت، که در ملک هستی هرگز نقطه ایی واجد خلا خداوند وجود ندارد، پس به هر محرابی که روی کنی روی دلبر را خواهی دید که جلوه گری دارد، هر زمان که به پرستش ایستادی، همان زمان او حاضر است که تجلی خالق قطع شدنی و محدود به زمان و مکان نیست.

    هدایت بشری این جهان نیز نمی تواند یکدست و جهانی باشد، مگر اینکه این تکثر، تنوع و تفاوت خدادادی، توسط هادی در نظر گرفته و به رسمیت شناخته شود، اینکه هر قوم و فرقه ایی خود و اعتقاد خود را محور قرار داده و منتظر منجی خود برای عقده گشایی ها، رفع حقارت ها، گرفتن انتقام ها و... و تشکیل حکومتی یکدست جهانی که در آن دین، مرام و اعتقادشان محور هستی قرار گیرد، انگار دچار خدشه است، اینکه هِندوان منتظر منجی خود باشند تا جهان را هندو کند و یا یهود که منجی اش بیاید و جهان را از اهل یهود پر نماید و فقه و روش آنان را حاکم گرداند، سرزمین ها و حقوق مورد ادعای شان را باز پس گیرد و... کمی بغرنج به نظر می رسد،

    منجی این جهان اگر برای کل جهان ماموریت گیرد، باید به اصول و سنت خداوند، و از جمله پذیرش تکثر و تفاوت که یکی از سنن الهی است، معتقد باشد تا بتواند نسخه ایی جهانشمول ارایه دهد، در غیر این صورت نمی تواند نقشی جهانی و چتری بزرگ بر سر همه انسان های متفاوت و متکثر این جهان داشته باشد.

    آری شاید سّر حقیقت بهار بروز ضرورت تکثر و تنوع برای این جهان، و تذکر این نکته است، که گرچه به سپیدی یکدست و پر ازدحام برفِ پرسود زمستانی محتاجیم، ولی نگاه داشتن دشتی مملو از تفاوت ها به وسعت این جهان، حتی زیر پوشش چتری اینچنین مفید و سودآور، سپید و زیبا مثل برف نیز سزاوار نیست، و نمی توان زندانی از برف سپید حتی روی زمینیان ساخت، بلکه باید از زیر چتر نعمت بار مثل برف هم بیرون جهید، تا شکوفایی را تجربه کرد.

    باید بهار بیاید و به صورت طبیعی و خودجوش به جوش و خروش آورد و مدهوش از می تغییر کند و شاخصی برای تجلی مستی و خودیابی گردد، شاید به همین دلیل است که شایسته می شود این ایام الله را به هم تبریک گفت و از صانع این مبدا، تقاضای تغییر حال خود، به احسن الحال کنیم و در حق همدیگر خیر بخواهیم. لذا در این لحظه خاص، از خالق تکثر و تنوع، بهار و سالی مملو از می و مستی تغییر به خیر و پر از رنگ های شاد و متنوع و مملو از گونه گونی برای تان آرزو می کنم. (شاهرود – 29 اسفند 1395)

  • لطیفه - لیست میهمانان یک خانم شاهرودی

    لطیفه - لیست میهمانان یک خانم شاهرودی

    وقتی یک خانم شاهرودی مهیمانی داره، از شب قبل به کیسه برنج مراجعه کرده و در حالی که میهماناش رو زیر لب ذکر می کنه با پیمانه یی براشون برنج بر می داره تا برای مهیمانی فرداشون خیس کنه، پیمانه های این خانم شاهرودی ما از این قرارند:  

    این پیمانه برا مار جونوم که حلالش هابشه،
    این برا خووار قشنگم،
    این برا بلا به شگل زده، زن براروم
      که کافور بخوره،
    اینهم برا خاله مهربونم که گوشت تنش هاباشه،
    اینم برا عمه انترم که زهر تنش هاباشه،
    اینم برا زن عمو انگلم،
    اینم برا زن دایی کاچووم،
    این هم برا شومار بدرد بشستم،
    اینم واسه دختر وانالیدش،
    اینم واسه عروس های مردشور شکل شون زدش،
    اینهم واخده مارو خووار کاسه کوری زشتش،
    اینم برا شوبرار اطفاریم،
    این پیمانه هم
     واسه شوپیرم،
    اینهم
     واسه برارک مظلوموم،
    این هم آخریش برا پیرک مهربونم که نوش جونش باشه.
     

    لطیفه - لیست میهمانان یک خانم شاهرودی


    +  نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در 10:13
    AM | یکشنبه یکم تیر 

  • لطیفه ایی شاهرودی - کوشامکو

    "کوشامکو"جمله مختصر مفید یک بانوی شاهرودی است و آنرا موقعی ابراز می دارد که از روضه خارج شده و در میان انبوه کفش های داخل کفشکنِ روضه خانه به دنبال کفش هاشون می گردند.

     

    +نوشته شده در شنبه ششم اردیبهشت 1393 ساعت 15:11 شماره پست: 424

     

  • مارکو پلو به لهجه شاهرودی پاسخ می دهد

    گویند مارکو پلو در سفر خود به شرق چند روزی را در شاهرود گذراند، و از جمله به فراگیری لهجه شاهرودی اقدام کرد، لذا وقتی به ونیز برگشت، در ایتالیا زمانی که با این سوال مواجه شد که "چه برایمان از شاهرود آورده ای؟" مارکو به لهجه شاهرودی جواب داد که :

    "اِز شاهرود واسِتون زهرمار بیاردُم، مگه مون سَر گنج بشستوم که هر دفعه هِروم شاهرود واسه شما رَوانيا سوغات بیاروم؟!! زِنگلاچوا باغ پیرومه که بخوردین... اِنگورم که بیاردُوم، گیلاس ها را هم هُلوپ هُلوپ کُوفت کردین... دِگَ از جُون سیاه مون چیشی هوخوایین، وِخیزین این بِساطو جمع کنین."

    منبع :https://t.me/jarchy0273

     مارکو پلو به لهجه شاهرودی پاسخ می دهد

  • فرایند مدرنیسم و ملت سازی در آسیا و هند

    مفهوم آزادی در تفکر مهاتما گاندی

    آزادی در تفکر گاندی به عنوان یک ارزش نهایی (Ultimate Value) به حساب نمی آید و همین شاید یکی از مشکلات تفکر گاندی بزرگ محسوب شود، و این عشق (Love) و عدم خشونت (Non-Violence) است که از ارزش های نهایی در این تفکر این انقلابی هندو محسوب می گردد. گاندی زمانی از آزادی سخن می گوید که تنها موضوع رهایی هند و هندی ها از سلطه انگلیس به میان می آید.  او در تعریف آزادی نیز به شیوه خاص مذهب هندو تکیه می کند و آزادی را موقعی می داند که انسان به موکشا (رهایی) دست یابد. در نگرش او سعادت در بالاترین رده ارزش قرار دارد. نظریه گاندی بر فرد گرایی استوار است و معتقد است که اگر تک تک افراد یک جامعه به موکشا و نهایتا به سعادت برسند، جامعه نیز خود به خود به سعادت خواهد رسید و جامعه سعادتمندی ساخته خواهد شد. گاندی معتقد است که انسان آزاد است ولی در محدوده جبر خداوندی عمل می کند و نهایتا هم کاری که خداوند بخواهد پیش می رود (تقدیر). گاندی آزادی را در پهنه اجتماعی دانسته که باید محقق گردد و البته گاندی به حق این اعتراف را دارد که آزادی به صورت مطلق نخواهد بود و نسبی می باشد. حتی عدم خشونت مطلق هم در این دنیا وجود نخواهد داشت و مطلق عدم خشونت وقتی محقق خواهد شد که روح از بدن انسان جدا شود.

    ضرورت، کارما، آزادی و جبر و اختیار (Necessity, Karma, Freedom, Determent):

    در تفکر گاندی نوعی جبر متافیزیکی وجود دارد. به طوری که گفته می شود که ما در کشتی قرار داریم که آزادی ما محدود و در همین محدوده کشتی خواهد بود که به جای خاصی برده می شویم. آزادی در محدوده ی قانون "کارما" است که معنی پیدا می کند که کارما همان قانون عمل و عکس العمل (Action and Reaction) خواهد بود. تحقق جبر انسان هم در تولد او در کاست (طبقه) خاص است؛ ولی قانون موکشا این راه را برای معتقدین به مذهب هندو باز نگه می دارد و البته این ضرورت زندگی و هدف یک هندوست که از این وضعیت خود را نجات دهد و آینده خود دوباره سازی نماید. هندوها اگرچه ممکن است که نتوانند بین کاست های اجتماعی ثابت اجتماعی خود را جابجا کنید، ولی این ظرفیت در جامعه کنونی و تحول یافته هندو وجود دارد که در کلاس اجتماعی هندوها خود را ارتقا بخشند. کارما را می توان همان زندگی نیز معنی کرد که به انسان این توان و اختیار را می دهد که انتخاب کند که چگونه زندگی کند و همین جاست که تا حدودی آزادی نیز خود را نشان داده و معنی خود را پیدا می کند.

    اما چگونه یک اجتماع به آزادی دست می یابد؟ گاندی معتقد است که برای تشویق اجتماع به حرکت در راستای آزادی، ابتدا باید حق اشتباه توسط انسان را به رسمیت شناخت (Right to error). اگر ضرورتی وجود دارد این ضرورت آزادی است؛ انسان در زندگی مختار است و می تواند یک اقدام منفی را انتخاب کند، اما بدتر از آن این است که بشر اقدامی انجام ندهد. انسان آزاد است که انتخاب کند. آزادی را می توان یک پاسخگویی اخلاقی و شخصی دانست. انسان آزاد است که یک ارزش را انتخاب کند. در اینجا آزادی و مسولیت با هم می آیند؛ لذا چون انسان آزادِ در انتخاب ارزش هاست، پس برای آینده خود نیز او خود پاسخگو خواهد بود. اما هر فرد همانطور که در قبال زندگی خود پاسخگوست در قبال جامعه نیز پاسخگو خواهد بود. انسان آزادِ در انتخاب است و لذا نمی تواند فرد دیگری را در قبال انتخابی که کرده سرزنش کند. انسان باید به خالص سازی (Purification) خود تا حدی اقدام نماید که در حیات و تولد بعدی، با انتخاب بهتری برای زندگی جدید مواجه شود. عبادت انسان را خالص می کند و همنطور موارد دیگر ذکر شده از جمله ریاضت، مدیتیشن و... گاندی معتقد است با خالص شدن انسان ها صدای از درون (Inner Voice) او را به انتخاب های بهتر در زندگی اش راهنمایی خواهد کرد. اما باید گفت رسیدن به مطلقِ غیر خشونت آمیز بودن، هنگامی میسر است که موکشا اتفاق بیفتد و آن هنگامی است که مرگ انسان را فرا می گیرد. موکشا آزادی مطلق و شرایط مطلق غیر خشونت آمیز بودن را فراهم می کند. 

    گاندی معتقد است که دارما (Dharma) یا همان انجام تکالیف دینی است که شرایط را برای ایجاد موکشا فراهم می کند. اما سوال این جاست که آیا انسان آزاد به انجام هر عملی است؟ پاسخ این است که انسان آزاد به انجام هر کاری است. اما این آزادی، آزادی اصیل و واقعی نخواهد بود و از سمت تفریط آن نیز اگر انسان هم عملی انجام ندهد در مراحل انسانی سقوط خواهد کرد.

    + نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 17:8 شماره پست: 378

  • وخه برو مچچد - جوک های شاهرودی

     نصیحت شاهرودیه به پسرش :

    "وخه بورو مچچد هم نمازتو بوخون هم شامتو بخور هم کوشاتو نو کن بیا"

    برخیز و به مسجد شو هم نماز بگذار و هم شام نذری بخور و یک جفت کفش نو بپوش و کفش های کهنه جا بگذار بیا

     معلم نهضت سواد آموزی در درس ریاضی از پیرزن قلعه نویی سوال می کند :۱۹ جوجه داریم۱۰ تاش رو گربه می برد چند تا دیگه می ماند؟ پیرزنه می گه : "او دگه آموخته هابیه همشه هومبوره"

    + نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر۱۳۹۱ ساعت 14:8 شماره پست: 214

  • پیامک بسطومیه به نامزدش- جوک های شاهرودی

    پیامک بسطومیه به نامزدش :

    کاش من چغول بیوم همیامدم بالا خانه تون کیشم هکردی منه هرفتم بالا تک انگور سفید دالانتون با کشکشو هزدی منه همی یفتیدم میون بغلت همردم.

    ترجمه پیامک یکی از اهالی شهرستان بسطام به نامزدش:

    ای کاش یک گنجشک بودم پرواز می کردم می آمدم بالای درخت انگور دالون خونه شما با تیرکمون می زدی منو و می افتادم توی دامن تو و توی دامن شما می مردم 

    + نوشته شده در شنبه یکم تیر۱۳۹۲ ساعت 17:4 شماره پست: 302

دیدگاه من

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده است که بتوان سریعتر و وسیعتر با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.