شکوه و عظمت پوشالی استبداد، پوشاننده حقارت و ناچیز بودن اوست
01 شهریور ,1398 52

بت پرستی و برده داری مدرن قرن 21، رفتار کراهتبار استبداد و زیردستان  

in دل نوشت ها و نظر داشت ها by سید مصطفی مصطفوی
روح و نتیجه استبداد، به بندگی کشیدن بندگان آزاد خداوند، در مقابل انسانی از نوع خود آنهاست؛ و مستبدین و کسانی که استبداد را تدارک و تهیه می بینند، در واقع با تعاریف، سفسطه ها، بهانه های واهی، صغری و کبراهای قلابی، که گاه آن را قالب تقدس، گاه اجبار، گاه اقناع و... پیچیده و بر آن بار می کنند، انسان را از قبله واقعی کرنش در مقابل خدای آسمانی و خالق، به سوی قبله ایی ساخته شده، و زمینی منحرف می کنند؛ و قبله و پرستشگاهی ساخته و پرداخته افراد چاپلوس، فرصت طلب، جاهل، قدرت طلب و... که مزین به بتی از نوع انسان است، که در آن نهاده اند، و از قضا خود آنرا ساخته اند، را قبله گاه می کنند. همین انسان ها، در بتخانه ایی به پرستش می نشینند که خود خشت خشت آن را به مرور نهاده اند، و اکنون انگار فراموش کرده اند، که این بتخانه را خود با دستان و افکار خود سانت به سانت، و قدم به قدم ساخته اند، برایش از مال و جان و آبروی خود خیرات کرده اند، تا ساخته شود، شکل گیرد، و فارغ از آن همه ساختن ها، روح و انسانیت خود را به پای چنین مصنوعی قربانی می کنند. این انسان ها مثال مسخ شدگانی اند که همه ی گذشته را به فراموشی…
مسیح بزرگ بر داری از جهل و خود حق مطلق پنداری آویزان شد
31 مرداد ,1398 45 1

مسیح! تو را هم به پای آنچه حق می پنداشتند، جوانمرگ کردند

in دل نوشت ها و نظر داشت ها by سید مصطفی مصطفوی
عیسی کوچک من! جوانه نو رسته! مسیح بزرگ! تو را هم مثل خیلی از جوانان برجسته دیگری که به اصلاح آمدند، حرفی نو زدند، طرحی غیر از آنچه مسلط است، خواستند در اندازند، به سان جوانمرگان دیگری که می شناسم، [1] در سن نو رستگان جوانی، پیران مسلط سیطره زده بر سرنوشت قوم، به دار زدند، و جوانمرگت کردند؛ چرا؟ چون با مبناهای فکری جامعه ایی که خود شکلش داده بودند، همخوانی و همراهی نداشتی، آنی را که آنان بودند، نبودی، قبول نداشتی و چنین مخالفتی را ابراز کردی و... و آنان بلافاصله خود را بسان محور و خط کش حق به میان کشیده، تو را بدان متراژ کردند، از خط کش خود منحرفت یافته، رگ های گردن های غرق شده در دنیای شان، بر شکسته شدن دیوارهایی ظلم و انحرافی که بر آن متفق بودند، بلند شد، و در یک کینه تجمیع شده، متمرکز گشت، و تو را به داری صلیب گونه کشیدند، که قصه شهادت تو توسط دستان ناپاک آنان، خود مرثیه ایی است تاریخی که آزادگان و آزادمردان از این صحنه ها بسیار دیده اند؛ تاریخ تکرار مکرر این مصیبت است، تو را که چون مثل دیگران مسلط شده بر جامعه، فکر نمی کردی، در این سن و سال 30 الی 33 سال، که از بهار جوشش معجزه وار…
خام گیاه خواری یعنی سلامت فردی وحفظ  محیط زیست
29 مرداد ,1398 64

گزارشی از نشست با حافظان سلامت فردی و محیط زیست – خام گیاه خوران

in سخن این و آن by سید مصطفی مصطفوی
خدا نیامرزد علی را! به شماها او آموخت که جلوی حاکم ها بایستید و این گونه (پرخاشجو) سخن بگویید. (خطاب معاویه ابن ابی سفیان، به یک خانم که با او بعد از شهادت حضرت علی، بگو مگو کرد) "ما علی را گرفتیم که پیامبر را گُم نکنیم، نه این که از علی پیامبر دیگری بسازیم" "دکتر علی شریعتی" در حالی که جوامع و اغلب انسان ها غرق در سبک زندگی، افکار، رفتار روتین (خوب و یا بد) خود هستند و بی توجه و یا با توجه، آنرا ناگزیر تلقی کرده، آگاه از اشتباه خود، و یا ناآگاهانه بدان ادامه می دهند، و همانطوری هستند که نسل به نسل به ارث رسیده و بوده اند، حتی در چنین جوامعی نیز هستند کسانی که، این همراهی را وا نهاده، کمی متوقف می شوند، و در وضع خود فکر می کنند، و با کشف کجی ها در فکر و رفتار و زندگی خود، مصمم به تغییر می شوند، و البته نیز در آن تغییر می دهند، و اصلاحات را از خود شروع کرده، بجایی این که توقع اصلاح جامعه را به یکباره داشته باشند، خود را به عنوان خشت، خشت این جامعه تغییر می دهند، تا بلکه روزی جامعه نیز به خود آید، و همه به راه درست باز آیند. دوشنبه و در مناسبت 28 مرداد، در حالیکه، در حال و هوای کودتایی…
 ای دار دست بکش از آویزان کردن بزرگان انسانیت
28 مرداد ,1398 70

ای دار تو که هستی، که با ما چنین کنی

in سخنی به نظم و نثر by سید مصطفی مصطفوی
ای دار تو که هستی، که با ما چنین کنی ای دار برگو تو را چه قدرت است، که عیسی به کول می کشی این قدرت است یا که ابلیسدستی است، در آستین تو محموله های سنگین و بلند را، با تو از زمین کندند من در عجبم کین زمین چیست که نلرزد به پای تو آنگه که حلاج را بر تو آویختندُ، و از ما بردند دل ها همه لرزید، نبود لرزشُ تردیدی به جام تو تو مایه قدرتُ، نشانه ی اَظلامِ عالمی این سنگدلی را کدام خداوندِ ظلم، نهاد به تو ظُلمَت، چگونه به باد نداد زندگیُ تو آنگه که عین القضات آویختندُ، و آویختی به جانش، تو من در عجبم که تو در آستین هر مستبدی، آزادی آمدُ رفت، باز زنده اییُ، هستیُ همراه ظلمی، تو روح خدا به تو در دار شد، باز تو ماندی و من حلاج و عین القضات، به تو بر دار شد، باز من ماندم و تو برخیز و جمع کن تو بساط ظلم تعدی خود را زمین چو پاک گردد ز مستبد، خلاص، پاکی تو یاد بتان بزرگ آویخته بر تو زنده خواهد ماند ای ظلم بمان بظلم، تو خود به خود، مرده خواهی دید تو این زشت منظره را هزار بار به تکرار نشستی به ظلم رب ختم نکرد، شاید که خلق کند ختم، ظلم بی پایان تو نظم نوشته ایی به تاریخ 28 مرداد 1398
پوستر یادبود هفتادو سومین سالگرد استقلال هند از بریتانیا
27 مرداد ,1398 56

ارزیابی نقش مردم هند در چرخش قدرت، در سالروز استقلال هند

in دیار سند و هند by سید مصطفی مصطفوی
مقدمه مترجم : مردم هند بعد از قرن ها زندگی تحت تسلط استعمار بریتانیا، مبارزه ایی افتخار آمیز از حیث روش، نوع رهبری و نتیجه گیری مناسب را به ملت های آزادیخواه جهان ارایه دادند، و نام انقلاب، مردم و کشور هند را به عنوان یک ملت و نظام پیشرو، موفق و مترقی، در بین ملت های انقلاب کرده و یا طالب انقلاب در سطح جهان، ثبت و درج نمودند. الگوی موفق و افتخارآمیز آنان با در پیش گیری، مبارزه بر مبنای عدم خشونت، مبارزه منفی و مدنی، که جهت رفع و دفع استبداد داخلی، و یا سلطه خارجی، می تواند، به عنوان دکترینی موفق پیش روی مردم آزادیخواه جهان تلقی، و سرمشق برداری گردد. انقلاب هند نه تنها در روش و رهبری موفق بود، بلکه به نتیجه ایی مناسب نیز انجامید، و آزادی مردم انقلابی هند را بعد از کسب پیروزی نیز تضمین، و به مردم سالاری و یا دمکراسی منتهی شد، که اینک مردم هند می توانند هر 5 سال بار در انتخاباتی موثر و سرنوشت ساز شرکت کنند، و رهبرانی برگزینند، که علاوه بر این که نمی توانند، بدون اذن مردم، دائم العمر، بر کرسی قدرت جا خوش نمایند، بلکه باید پاسخگوی سیاست و روش خود نیز باشند، و آنان از روز اول استقرار در…
شهید مصطفی کیپو، به راستی کی مرام، کی منش و کی پور بود
23 مرداد ,1398 103 1

شهید مصطفی کیپور، نامداری گمنام، افتاده ایی بر بلندای هرچه نام

in شهدای راه خدا و میهن by سید مصطفی مصطفوی
شهید و شهدا چه کسانی اند: شهدای مدافع راه آزادی و امنیت، آب و خاک این وطن، جان در طبق اخلاص نهاده و گوهر نایاب زندگی را فدا نمودند، لذا همه ما نسبت به آنان بدهکار و مدیون هستیم، چرا که آنان چون ما، از آن نبردِ سرنوشت جان سالم به در نبرده، و از مواهب زندگی این دنیا که فقط یک بار به انسان اعطا می شود، محروم شدند، تا این آب و خاک و مردمانش را از گزند دشمنان و مهاجمان به آزادی و آب و خاک محفوظ دارند. لذاست که من شهدا و مقام شهید را محدود به این دوره زمانی و مکانی نمی کنم، و معتقدم از زمانی که بشر به زندگی اجتماعی روی آورد، کسانی که برای آسایش و امنیت دیگران، از جان و زندگی خود مایه گذاشتند، همه شهیدند، و شهدا محدود به این جنگ، و رژیم حاکمیتی فعلی و... نیستند، زیرا که هر حاکمی بر این سرزمین حکمران شود، چون دشمن مرزها را شکافت، به واقع حرمت مردم ایران را شکسته است، و ایستادن در مقابلش واجب و یک ارزش و فضیلت انسانی می شود، و هرکه ایستاد و کشته شد، شهید است، و این ربطی به اعتقاد، دین، مرام و یا حاکم هر عصر ندارد، این سرباز شهید که در اثر ایستادگی شهید شد، به تمام مردم ایران و خاک پاک این وطن…
حرمت خون را باید افزایش داد تا به هر بهانه ایی ریخته نشود
21 مرداد ,1398 43

بردار رسم خون که خون، نارد سعادت بر زمین

in سخنی به نظم و نثر by سید مصطفی مصطفوی
بردار رسم خون که خون، نارد سعادت بر زمین آنگه که خالق از بشر، خون کرد قربانی طلب شیطان چرا از خون ما، غرقاب ناسازد زمین وقتی عبادت شد قرین، با خون این و آن عجین، شیطان چرا آهنگ رقص، با خون نیارد بر زمین وقتی رسم بندگی، قربانی است در خون تپان بندی گشودن از بدن، خواهد که شد رسم زمین خون شد چون شربت به کام، در راه حق وقت جهاد او نیز نوشان می شود، از جام خونین بر زمین رسم است قربانی به عید، فرخ شود عیدم به خون فرخ کجا گردد قرین، با خون اندر این زمین با خون وداع کن، ای عزیز، از خون کجا فرخ وشی بردار رسم خون که خون، نارد سعادت بر زمین باید کناره شد ز خون، با خون سعادت را کجاست؟! همراه خود نارد خوشی، نی این سعادت بر زمین سروده در 21 مرداد، عید قربان 1398 تن هامان صف به صف در مصافی سعادت جویانه، در گورستان ها خوابیده است تا به کی در پس خون و تیغ سعادت را جستجو خواهیم کرد
چون مذهب و سیاست در هم آمیزند رنگی حاصل خواهد شد که نه سیاست است و نه مذهب
20 مرداد ,1398 67

بر تعهد سیاست و سیاستمدار دل مبند، کشمیر هند نمونه ایی دیگر

in دیار سند و هند by سید مصطفی مصطفوی
چون پای سیاست و سیاستمداران بر عهد و تعهدی باز شد، بر قول و قرار شان دل مبند، زیرا که اگر در مسیر قدرت گیری باشند به خدعه دستاویزند، و چون به قدرت دست یافتند، اسیر زیاده خواهی و کبر و غرور خود خواهند شد. و در بازار سیاست برای کسب، حفظ و توسعه قدرت خود به هر وسیله ایی برای رسیدن به هدف، دست خواهند زد و در این راه چنانچه استفاده از وسیله ایی را به مصلحت قدرت خود بیابند، درنگ نخواهند کرد و آنرا مجاز دانسته، و در سودجویی از آن سستی از آنان نخواهی دید، لذا در مسیر قدرت شان اگر شکستن قول و تعهدی ضرورت یابد تعلل نخواهند کرد، و این مصلحت قدرت است که روش رسیدن به آن را تعیین خواهد کرد، نه مذهب و اخلاق و انسانیت و دیگر ارزش های حاکم بر اجتماع بشری؛ از قدیم هم عوام ما می گفتند که "سیاست پدر و مادر نمی شناسد"، و این بدان معنی بود که سیاستمدار حتی عزیزترین کسانش را هم فدای قدرت خواهند کرد، چون دین و اخلاق در سلک سیاستمداران وسیله ایی برای کسب قدرت، و یا گاهی چیزی برای قربانی کردن، برای آن است. نمونه بارز آن، سیاستمداران امروز امریکای تحت حاکمیت ترامپ می باشد، که قراردادهای بین المللی را یکی پس از…
راه هایی در نور شب
مرداد 17, 1398 84

این نور رهزن را بتاب، بار دگر بر روی ما

من راه ها جستم به شب، در زیر این نور سپید شب را گو بیرون شود، تابیده ماه بر روی ما در زیر این نور سپید، گشتم خمار روی تو رویت نمایان کن چو ماه، افکن تو نور بر روی ما تو چون مهی در شام من، ماه منی چهره گشا، ای نور تابنده بیا، رخ بنما بر روی ما انوار نورت شب شکن، گردت ستاره چون رَسَن راه زمین و آسمان، باز است با تو روی ما من محو روی ماه تو، ماه است همچون روی تو گردی آن رخ، چون دواست، بر چهره غمگین ما گردت هزاران اختر است، رخشان ز نور انور است، نورت هزاران دل فریفت، چون که فُتاد بر روی ما مهتاب…
چهره شهید سید سعید هاشمی
مرداد 16, 1398 189 6

کورسوهای خاطره انگیزی از شهدای دامغان، سید سعید هاشمی و حسن گلشنی

بیش از سی سال از آن سال های جنگ، کشتار، خسارت و مرگ می گذرد، 8 سال جنگ که آنها به نام دشمن، [1] از ما می کشتند، و ما نیز از آنان؛ ما تلاش می کردیم تلفات آنان را هر چه بیشتر افزایش دهیم، و آنان تلاش می کردند از هر وسیله ایی خوب و بد حتی سلاح های شیمیایی سود جویند، و هر بیشتر از ما بکشند و نابود کنند، و ویران سازند؛ چرا؟! چون ما را دشمن همدیگر تعریف کرده بودند، و بی توجه به اینکه تا چندی قبل تیسپون (پایتخت تمدنی ایران) حتی در اراضی قرار داشت، که امروز عراق نامیده می شود، و این دو ملت که از یک…
برف های چهارپالون
مرداد 14, 1398 70

سه لکه برف امیدبخش چهارپالون، در دل تابستان داغ

در این میانه های مرداد و در اوج تابستانی گرم و نفس گیر، وقتی از خیابان های تهران، به چشم انداز یال های منتهی به شهر قله توچال، نگاه می کنی، دلگرم به سه لکه برفی می شوی که از زمستان رویایی و ایده آل گذشته بر پهنه کوه باقی مانده اند، سه لکه برف نسبتا بزرگ روی یال چهار پالون، بعلاوه نقطه برفی روی شاه نشین که از قضا آخرین روزهای عمرش را می گذراند، هنوز در مقابل گرما مقاومت می کنند، و مانده اند تا کورسوهای امید را در دل ما زنده نگه دارند، و نوید دهنده این باشند که شاید در پس این تابستان گرم و رکورد…
از بندی به بندی دیگر
مرداد 11, 1398 81 1

تو بند گشا باش، که تو را نیز در ما به بند کرده اند

تو بند گشا باش، که تو را نیز در ما به بند کرده اند همواره در هراس بند، من مانده ام به بند زیرا که بند، وز پی بند، بر ما نهاده اند در بند بودمُ، در مذمت بند، پندها گفته ام یارب این چه بند بود که بر ما نهاده اند؟! این بند از تو بود، و به تقلیدِ راه تو زین راه جواز بند ساختُ بر ما نهاده اند گاه سرودن وِرد عشق، بند را نیز سروده اند خاموش باد سرود عشقی که بدین سان سروده اند کاش آن زمان که بند را در سرود عشق می سروده اند ویران نموده بودی، بندی که بر ما نوشته اند بندی نخواهم به پای، ای بند گشای بزرگ…
سخن گویم یا که لب بدوزم به سکوت
مرداد 07, 1398 96

خاموش کن تو نور را در این ظلمت، شکست ظلمت شب خود نابخشودنی است

کاش مرا پایی به رفتن بود، یا نه، راهی برای رفتن؛ چراکه پای به رفتن هست، ولی ز رفتن باز مانده، زمین گیر شدم؛ برای نشستن نساخته اند مرا، اما راه و رفتن را چنان سخت و ناهموار کردند، تا از حرکت بمانیم، و همه چیز ما را به نشستن بخواند، نشستنی که به واقع همان مرگ است، به سان مرده ایی، که نشسته مرده است. بادیه دور، و رفتن هم سخت، اما هرگز زین رفتن، ترسی نیست؛ گاه دلم اینگونه ساز می شود که حیلتی باید، تا نشستن ترک گفته، زندگی از سر گیرم. دلم را قرار نشستن نیست، اما مرا نشانده اند بر نشستی بی حاصل، در…

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

آخرین خبر رویتر