SJ TheDaily - шаблон joomla Форекс
ورود ثبت نام

ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز ورود *

ایجاد حساب کاربری

گزینه های * دار الزامی می باشند.
نام *
نام کاربری *
رمز ورود *
تائیدیه رمز ورود *
نشانی پست الکترونیک *
تائیدیه نشانی پست الکترونیک *
کد امنیتی *
Reload Captcha
  • خرداد 08, 1397

    ها پمپئو هم شارودی از کار در رفت

    سخنی به نغز سید مصطفی مصطفوی 84 2
    هِنگُما، شِما هم بِشنِفتین شارودیا تا کُجاها که نِرِسیَن؟!، هِنگَن حالا که این ترامپم مین اِمریکا واسه خودش سَری هابیه، به کاخ سِفید بیامیه، یَه شارودی رِه واسه کارای مُهِمِ خارجیش اِنتخاب کِرده، اینجِه هم قُورِه بِه نام یَه شارودی دَرآمِدِه، که اِسمِ اَصلیش هِمون "پُمپِ اُو" بیه، کِه در زُفون خارجینَکیش، هابیه "پمپئو"، پیَر این پمپئو، قبلِ انقلاب اِمریکا بِرَفت، اما پیش اِز رِفتِنِش "موتوربون" بیه، یعنی هِمون مسول موتور پُمپِ چاهای عَمیقِ اُو، که وقتی اِمریکا برفت اِسمِش هابه "پمپئو" این اِسم…
  • نوشدارو، همیشه تاریخ گذشته به ما رسید
    خرداد 06, 1397

    نوشدارو، همیشه تاریخ گذشته به ما رسید

    دل نوشت ها و نظر داشت ها سید مصطفی مصطفوی 229
    دنیا فرصتی تکرار نشدنی است که فرصتش را فرصت سوزان روزگار همواره در پای هیچ سوزاندند و می سوزانند؛ زندگی همچون نشئه ایی گُنگ و مبهم می ماند، که با ورود به آن دست و پا زدن ها برای فهم خود و آن شروع می شود، و هر چه در خود و اطراف غور می کنی، باز به سرگردانی و حیرانی ات می افزاید، زمانی ما در پرستش طبیعت غرق بودیم و انسان ها قربانی ارباب معابد طبیعت می شدند؛ نوشداروی زرتشت از راه رسید و مدت ها به شفای بیماری ما سخت موثر و کوشا بود، و از شدت بیماری و ابتلای بسیاری کاست؛ اما با عبور از مراحل رشد،…
  • از رضایت تو گویند و در پی رضای خویشند
    خرداد 02, 1397

    از رضایت تو گویند و در پی رضای خویشند

    سخنی با نگارین حق مطلق سید مصطفی مصطفوی 149
    چون غمی می رسید، مرحوم مادرم از ته دل می گفت : "خدایا راضی ام به رضای تو" [1] اما من هرگز از او نپرسیدم، مادر! رضایت خدای تو در چیست؟! حال بدین فکر می کنم، که رضای خدای من، در چیست، و تنها رضایتش را در انسان بودن، می بینم، همانگونه که او ما را انسان آفرید، نه فرشته و نه دیو، بلکه انسانی، در میان پیوستاری ار دیو و فرشته در دو سو، آزاد و صاحب عقل، اما تو ای معبود من، ای اورمزد بی همتا! تو را چه راضی خواهد کرد؟ مدح گویی و ثناگوییت؟ دل به این و آنی بستن، که مدعی تواند؟! آیا می توانم تصور کنم که تو…

خیلی ها را هرگز نمی توان بخشید، خدا هم نمی بخشد

شب قدر روحانی مسول اجرای مراسم قرآن به سر گرفتن فرمودند "از دیگران درگذرید تا خدا هم شما را ببخشاید" با شنیدن این سخن ناگهان خشکم زد و دیدم از من که چنین کاری ساخته نیست، اگرچه از خیلی ها می توان گذشت، ولی خیلی ها را هرگز نمی توان بخشید و اگر ببخشید هم این بخشش خود ظلمیست بزرگ؛ و تازه این که خداوند چطور می تواند بخشش خود را منوط بدین امر کند؟! مگر ما می توانیم از برخی از ظلم ها درگذریم، مگر خود خداوند از همه انسان ها در می گذرد در حالی که وعده می دهد بسیاری در جهنم ماندگار خواهند (خالدین فیها...) بود؛ و اگر بتوانیم ببخشیم، آیا این گذشت خود ظلم به انسانیت، اخلاق، جامعه، عدالت، اسلام و... که تباه شده است، نیست؟!

مثلا آیا می توان از جریان "اصولگرایی" به خاطر اعمال هشت ساله دولت احمدی نژادی اشان و... گذشت؟!

می شود از کنار آن همه حذف و خانه نشینی ها و آبرویی که از بزرگان و دانشمندان این کشور بردند، گذشت؟!

 می توان از به قهقرا بردن کشور و انقلاب گذشت؟!

 می توان از آن همه مصادره انقلاب، شهدا، ارزش ها، تریبون ها، پست و مقام ها، اسلام، تمام امکانات اسلام و انقلاب و کشور و... که به نفع این جریان سیاسی مصادره شد، گذشت؟!

 می توان از آن همه غارت که از جیب این مردم نجیب کردند، گذشت؟!

 می توان از آن همه انحصارگرایی، خود بینی، خود حق مطلق بینی و بی حق کردن دیگران گذشت؟!

 می توان از ویرانی اقتصاد، فرهنگ، اخلاق، سیاست، مذهب و...گذشت؟!

 می توان از این همه فقر و فلاکت و بدبختی که نصیب این مردم و کشور کردند، گذشت؟!

 می توان از آن همه آبرو که از ایران، انقلاب، انقلابی گری و... که در صحنه داخل و بین الملل بردند، گذشت؟!

و.... می توان از آن همه ظلم گذشت؟! گمان نمی کنم، این گذشت نه به صلاح است و نه شدنی.

می توان از صدام با آن همه کشتار، تجاوز، خسارت و... در گذشت؟! گمان نمی کنم این شدنی نیست.

می توان از عبدالوهاب با آن ایدئولوژی وهابیتش که حالا حالاها کشورهای اسلامی و کلا اسلام، مسلمانی و انسانیت را به لجن کشیده است، و خسارت آن به انسان و اسلام قابل محاسبه نیست، گذشت؟! گمان نمی کنم این شدنی نیست.

می توان از کسانی که این همه ظلم می کنند و بر عقیده ظلم آفرین خود اینقدر استوارند و کوچکترین انعطافی از آنها دیده نمی شود، گذشت؟! گمان نمی کنم شدنی باشد.

گذشت هم حساب و کتابی دارد، کسانی که با آبروی مردم بازی می کنند، نسل ها را بدبخت می کنند، ظلم آشکار دارند و گردن فرازی می کنند و... قابل گذشت نیستند، ترحم بر آنان خود ظلمی نابخشودنی است.

ما را رها کنید در این رنج بی حساب /// با قلب پاره پاره و با سـینه ای کباب[1] 


 1-      ما را رها کنید در این رنج بی حساب / با قلب پاره پاره و با سـینه ای کباب / عمری گذشت در غم هجران روی دوست / مرغم درون آتش و ماهـــی بــــــرون آب / حالی نشد نصیبم از این رنج و زندگی / پیری رسید غرق بطالت پس از شباب / از درس و بحث و مدرسه ام حاصلی نشد / کـــــی می توان رسید به دریا ازین ســـراب / هرچـــه فراگرفتم و هرچـــه ورق زدم / چیزی نبود غیر حجابی پس از حجاب / هان ای عزیز فصل جوانی به هوش باش / در پیری از تو هیچ نیاید به غیر خـــواب / این جاهلان کــــه دعوی ارشاد مـــی کنند / در خرقه شان به غیر "منم" تحفه ای میاب / ما عیب ونقص خویش و کمال و جمال غیر / پنهان نمـــوده ایم چو پیــــــری پس خضاب / دم بر نیار و دفتر بیهوده پاره کن / تا کی کلام بیهده گفتار ناصواب     امام خمینی

نظرات (0)

امتیاز 0 خارج از 5 بر اساس 0 رای
هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه من

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت انسان است که تبلور ان در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده است که بتوان سریعتر و وسیعتر با هم در ارتباط باشیم، در همین راستا است که خواستم با داشتن وبلاکی من هم به خیل استقاده کنندگان از این سیستم پیوسته و از ان بهره مند شوم.