SJ TheDaily - шаблон joomla Форекс
ورود ثبت نام

ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز ورود *

ایجاد حساب کاربری

گزینه های * دار الزامی می باشند.
نام *
نام کاربری *
رمز ورود *
تائیدیه رمز ورود *
نشانی پست الکترونیک *
تائیدیه نشانی پست الکترونیک *
کد امنیتی *
Reload Captcha
خرداد 08, 1397 102 2

ها پمپئو هم شارودی از کار در رفت

in سخنی به نغز by سید مصطفی مصطفوی
هِنگُما، شِما هم بِشنِفتین شارودیا تا کُجاها که نِرِسیَن؟!، هِنگَن حالا که این ترامپم مین اِمریکا واسه خودش سَری هابیه، به کاخ سِفید بیامیه، یَه شارودی رِه واسه کارای مُهِمِ خارجیش اِنتخاب کِرده، اینجِه هم قُورِه بِه نام یَه شارودی دَرآمِدِه، که اِسمِ اَصلیش هِمون "پُمپِ اُو" بیه، کِه در زُفون خارجینَکیش، هابیه "پمپئو"، پیَر این پمپئو، قبلِ انقلاب اِمریکا بِرَفت، اما پیش اِز رِفتِنِش "موتوربون" بیه، یعنی هِمون مسول موتور پُمپِ چاهای عَمیقِ اُو، که وقتی اِمریکا برفت اِسمِش هابه "پمپئو" این اِسم…
نوشدارو، همیشه تاریخ گذشته به ما رسید
خرداد 06, 1397 243

نوشدارو، همیشه تاریخ گذشته به ما رسید

in دل نوشت ها و نظر داشت ها by سید مصطفی مصطفوی
دنیا فرصتی تکرار نشدنی است که فرصتش را فرصت سوزان روزگار همواره در پای هیچ سوزاندند و می سوزانند؛ زندگی همچون نشئه ایی گُنگ و مبهم می ماند، که با ورود به آن دست و پا زدن ها برای فهم خود و آن شروع می شود، و هر چه در خود و اطراف غور می کنی، باز به سرگردانی و حیرانی ات می افزاید، زمانی ما در پرستش طبیعت غرق بودیم و انسان ها قربانی ارباب معابد طبیعت می شدند؛ نوشداروی زرتشت از راه رسید و مدت ها به شفای بیماری ما سخت موثر و کوشا بود، و از شدت بیماری و ابتلای بسیاری کاست؛ اما با عبور از مراحل رشد،…

وطنم این روزها چه خوب تماشایی شدی

وطنم این روزها چه خوب تماشایی شدی،

و همین لرزه بر اندامم می اندازد،

نکند این نشان از رفتنت باشد،

من از این تماشایی شدن ها خاطره خوبی ندارم،

نکند حکایت مرگت را رقم می زنند،

می دانم،

این روزها زیبایی های چهره ات، با دردهای درونت در هم آمیخته اند،

در حالیکه باران های بهاری بعد از آن زمستان خشک و بی بارش،

تو را می شوید و پاک می کند،

در حالیکه خداوندگارم، سوراخ های بارش باران های پاک و غسل دهنده را بر کوه و دشتت باز کرده است،

در حالیکه مدت هاست به همت ابرهای زیبا و پاک،

رسیدن آفتاب داغ، را بر بدن زخمی ات سد کرده اند،

تا بیش از این در داغی نفس های ناپاک نسوزی،

در همین حال، موریانه ها سخت از درون پاره پاره می کنند،

و از برون به تیکه تیکه کردنت همت گماشته اند،

آرشی نیست که تیری بلند و سهمگین اندازد،

رستمی نیست که یل سیستان شود،

و یعقوب لیثی که به نان و پیازی قناعت، و دامن از خلیفه ظالم بغداد ورکشد،

و تو در سکوت رستم و یعقوب لیث،

و در نبود آرش دلیر،

صبورانه بر لقمه هایی که مدام از تن رنجورت می کنند، نگاه می کنی،

و با دردی جانکاه، به حماقت شان می خندی،

که چنین "بر شاخه نشسته و بُن می بُرند"،

چقدر ناجوانمردانه بر پیکر نحیف و رنجورت تازیانه می نوازند،

تا لذت نفسِ بد خوی و سرکش شان را تامین کنند،

چقدر آزارت می دهند،

و بر داشته هایت نقشه ها کشیده اند،

اکنون تو ماندی و من،

و نمی دانیم با خود چه کنیم.

وطنم این روزها چه خوب تماشایی شدی

نظرات (0)

امتیاز 0 خارج از 5 بر اساس 0 رای
هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه من

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت انسان است که تبلور ان در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده است که بتوان سریعتر و وسیعتر با هم در ارتباط باشیم، در همین راستا است که خواستم با داشتن وبلاکی من هم به خیل استقاده کنندگان از این سیستم پیوسته و از ان بهره مند شوم.