خدایا راهی به تو می جویم - کجایی
بهمن 29, 1397 55 1

دلم، وصل نادیده ایست، که به دیدارت آرزوست

in سخنی به نظم و نثر by سید مصطفی مصطفوی
 دلم، وصل نادیده ایست، که به دیدارت آرزوست توفان دلم هوای کوی عشق می کند دیوانه ناشده، کوه و بیابانش آرزوست او رستخیز ندیده، هوای بهار می کند صبح بهار، ز پس رستخیز تابناکم آرزوست نادیده وصل، تو را به نام صدایت می کند وصل نادیده ایست، که به دیدارت آرزوست معشوقِ غایت از نظر، ببین با دل چه می کند نادیده روییست، که دیدنش عاشقان را آرزوست نای کلام ناشینده اش، در گوش نجوا می کند من هستم، و تو هستی، دیدار، هم آرزوست عشقت مرا به محکمه ی خلق رسوا می کند رسوایی ام به محکمه ی جانانم آرزوست عشقم به گاه، چون نظری بر ما می کند آن دیدن رخ، چشم و نظرش، در جانم آرزوست ظلمش به حد رسید، ببین چه غوغا می کند آن لیلیِ کاسه شکن، که به دیدارش صد آرزوست بس حرف ها که در دلم، با تو نجوا می کند وقتی رسد گاه لقا، بر ملا، بر دارم آرزوست عین القضات در دل آتش، با تو راز می کند اشراق را دیوارهای بلند زندان حلب، به لقایش آرزوست هر کس در طمع دیدار، نظری سوی تو می کند انگار معشوق، او را مبتلا به هزار خارش آروزست حلاج رسید به لقایت، که چنین بانک اَنَ الحق می کند او نیز در این راه، آتشی در پس گلستانش آرزوست بین لیلی مرا،…
چارلی چاپلین در کنار گاندی رهبر آزادیبخش هند از سلطه خارجی
بهمن 28, 1397 63 1

کاش در این روزها، ما هم یک چارلی چاپلین داشتیم

in دل نوشت ها و نظر داشت ها by سید مصطفی مصطفوی
 در روزگاری که انسانِ تنهای در چنبره عملکرد و تصمیمات بجا و نابجای خود گرفتار آمده، که گاه نه راه پیش در مقابل خود می بینند، و نه راه پس برای بازگشت، در چنین روزگاری کسانی هستند که هنر خود را به خدمت همنوع در آورده، تا او را از درد و آلامش، حتی اگر به مقدار دمی هم که شده دور سازند و یا از آن بکاهند. هندی ها یکی از ملل جهانند که غم ناشی از نداشتن ها، و حتی گرسنگی، و از هزار درد بی درمان در رنجند، و اینجاست که اهالی بالیوود [1] به خدمت مردم شان آمده و با موسیقی و هنر خود، کمی حواس این مردم ستمدیده و در رنج را، از آنچه می کشند و در آن غرقند، پرت می کنند، تا حتی اگر دمی هم که شده به آنچه گرفتارش هستند، نیندیشند و از غم آنچه به آنان می رود، دقمرگ نشوند. چارلی اسپنسر چاپلین اما یک مرد هنرمند جهانی است، او گرچه در جامعه مولد امریکا جوانه زد، رشد یافت و اوج گرفت، اما هنر او هرگز یک هنر منحصر به امریکا و امریکایی ها نبود، بلکه دنیا را برای دقایقی از غم هایی که در آن غرق بود، خارج کرد و می کند، زیرا هنر چاپلین منحصر به زمان و مکان و فرهنگ خاص نیست، او که با قد کوتاه اما تفکر بلندش، در نقش های…
پذیرایی عصرانه گربه های اشرافی جلوی چشم کلاغ ها
بهمن 21, 1397 59 1

منویات دل ما، و تسخیر پارک توسط گربه های ملوس اشرافی

in دل نوشت ها و نظر داشت ها by سید مصطفی مصطفوی
محیط بوستان و یا همان پارک که روزگاری بخشی از تپه های حاشیه شهر بوده و اکنون به محیطی سبز و شادی آفرین برای ورزش و دیدارهای عمومی تبدیل شده است، به خاطر دخالت و آمد و شد ما آدم ها، این روزها تنها مکان حضور دو گونه ی غالب از حیوانات شده است، که از گزینش های فرهنگی، دینی و اقتصادی ما جان سالم به در برده و اجازه ی سوپر زندگی در اجتماع شهری ما را گرفته اند. اینان حیواناتی اند که گوشت آنان برای خوردن حرام، و در فرهنگ ما آدم ها، جواز عدم حضورشان برجسته نشده است، آنها گربه ها و کلاغ هایند، که از این نظر که نه گوشت شان خوردنیست، و نه نگهداری آنها در منازل ما مد شده (سگ و...)، نه آنچنان قیمتی اند که شکار شان کنیم (عقاب، شاهین و...)، نه از آنها ترس داریم که با دیدن شان چیزی را برداریم و بر فرق سرشان بکوبیم و از بین شان ببریم (مار، عقرب، رتیل و...)، نه از وجود آنان چندش مان می شود که وجودشان را با سمی، بی وجود کنیم (سوسک و...) و... گربه ها واجد خصوصیاتی اند که از نسل کشی ما انسان ها جان سالم به در برده و در یک توافق نانوشته، جواز زندگی اشرافی در اجتماع ما نیز گرفته اند، و نه تنها از آزار ما…
بهمن 15, 1397 56

دریای شمال و جاده چالوس در میانه های زمستان 1397

 امسال برغم بارش های به نسبت خوب و مناسبی که در خلال پاییز و زمستان داشتیم، ولی هنوز وقتی از میانه ی کوه های بلند در عرض رشته کوه البرز که در این اواسط زمستان عبور می کنی، برف آنچنانی و چشم گیری مشاهده نمی کنی. اما با این حال از جاده چالوس هر موقع از سال که عبور کنی زیبایی هایش چشم ها را نوازش می دهد، و دلکشی و جذابیت خود را به رخ عبور کنندگان می کشد. این روزها امواج دریای قزوین (کاسپین) خروشان است، و نشستن و تماشای دریا، خود می تواند جذاب و دلنشین باشد، بخصوص که مرغ های مهاجر دریایی، به دلیل…
پرواز کن ای عین اقضات زین جا تا بر دوست
بهمن 13, 1397 78 1

کجاست ابلیسدستی که کند، مرا با یار دست بدست

"ناگه ز درم درآمد آن دلبر مست جام می لعل، نوش کرد و بنشست از دیدن و از گرفتن زلف چو شست رویم همه چشم گشت، و چشمم همه دست" [1] امواج دلم رو به طغیانی و مست روحم شد اسیر زلفش، و او هم نیز مست همراه شدم بموج، کنونم بی دست غرقم به هر آنچه یارم گشت، بدست بر ساحل عشق نشسته ام چشم بدست، قلبم شده با یار قرین، او هم مست پروازی خواهم به قلب یارم، که رَست مستی ز سرم، ز همنشینی با مست گیرم رُخِ تو، به چشم کِشم، این خوبست، دستی نبود در آنحال، چشمم چون دست دردانه ی روزگار مستی، ای هست! هستی ز تو مست، همه در…
بهمن 11, 1397 91

اشعار عین القضات همدانی، در کتاب تهمیدات

متفکر، عارف، شاعر، فقیه و فیلسوف همدان، و شاگرد برجسته امام محمد غزالی، حکیم عمر خیام نیشابوری و... جناب ابو معالی ابن ابی بکر عبدالله بن محمد بن علی بن علی میانجی معروف به "عین القضات همدانی" را به اتهام "کفر و الحاد" به مرگ محکوم کردند، و حکم را به بدترین وضع ممکن، و تجمع آنچه بر همکاران تفکری اش همچون منصور حلاج، ابن مقفع، سهروردی و... پیش از این روا داشته بودند، بر بدن نحیف این جوان برومند و متفکر نابغه ایرانی تحمیل کردند، و چنان صحنه وحشتناکی را بر این اسیر دست تحجر اعمال کردند، که صحنه…
 مرا آتشی باید و بوریایی، که این کفردر زیر هفت آسمان هم نگنجد - استاد شفیعی کدکنی
بهمن 07, 1397 111

عین القضات همدانی، نونهالی بسان سرو در اندیشه بلند ایرانی

تاریخ این مرز و بوم به خون نخبگانش آغشته است، و هرگاه نخبه ایی پیشرو و قد بلند در نظریات علمی، فلسفی، عرفانی، سیاست و... پرچمی بر افراشت، جوانه اش را نگهبانان وضع موجود، و پاسداران نظرات و تصورات حاکم بر همان دوره، لگدمال کردند تا نهال علم و نظریات جدید به ظهور نینجامد، و شکوفا نگردد، نگهبانان وضع موجود در هر دوره ایی با حساسیت بی حد و حصری نگذاشتند روزنه نوری بر غار خاموش و تاریک تفکر این مرز و بوم بتابد و لذا به محض دیدن هر نوری، خشمگینانه و سخت بر خاموشی اش دریغ نکردند. دنیای علم و اجتماع ما…
خدایا نخواه که برگردم
بهمن 04, 1397 73

کاش بندی نباشد، که به بند کشند

ای رها شدگان در بند، ای در بند ماندگان رهانما، پشت دیوارهای دنیای بند بند ما، آسمانی است از بی بندی ها، فارغ از دنیای بندهای ما، که گاه رنگ سرخ بر چربیدن پای می فشارد، گاه سبزی خود را تحمیل می کند، و یا گاه سیاهی بر رنگ های دیگر غلبه دارد، روزگار سپیدی ها نیز از راه خواهد رسید، بندها روزی خواهند گسست، در چرخش بندشدگان و بند کنندگان، بندکنندگان هم، گرفتار بند خواهند شد، به حتم آنان نیز خود در بندند، کاش روزی بندها را بردارند، بی بند، زیبایی ها سرودنی ترند، کاش روزی بندها را به بند کنند، یا نه،…
پوپولیسم ابزاری برای کسب و حفظ قدرت
بهمن 03, 1397 63

پوپولیست ها و نتایج پوپولیسم برای جامعه پوپولیستی

در فرهنگ سیاسی معمولا به کسانی پوپولیست (Populist) می گویند که برای مسایل بسیار مهم و پیچیده اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی که نیاز به راه حل های علمی و تخصصی در رشته های خاص خود دارد، راه حل های عوام پسند و در واقع عوام فریبانه و سطحی نگرانه ارایه داده، و در این راه با تکیه و هدف گرفتن اقشاری از مردم، آنها را بر علیه قشر دیگری به شورش و تقابل وا داشته، و آنان را در فرایند اهداف خود و یا گروه خاصی که به آن تعلق دارند، درگیر و هدایت می کنند. از نتایج این روش به عنوان مثال، در بعد مذهبی شورش…
در آستانه سالگرد انقلابی 40 ساله
بهمن 01, 1397 97

 انقلاب 57 پژواک بی صدا، اما محکم خواست مردم

بهمن که از راه می رسد، ذهن انسان طغیان می کند و ما را به دوران خاطره انگیز انقلابی می برد که 40 سال پیش به پیروزی رسید، انقلابی که شرایط نابسامان و جامعه از ریل خارج شده اش انگار تمام شدنی نیست و این کشتی طوفان زده، قصد بازگشت به آرامش را ندارد، و همواره ما را در شرایط ویژه نگهداشته است. اما چه بخواهی و چه نخواهی باید باور کرد که یک ملت با همه عظمت خود از جای برخاست، و عامی و نخبه، اقتصاددان و سیاستمدار، نظامی و غیر نظامی و... یکصدا گفت که "این رژیم باید برود"، و ایستادند تا آنچه مد نظرشان بود،…
غسلی که قرار است شما را به رستگاری نایل نماید
دی 27, 1397 160 1

کمبوملا، غسل و حج هندوها در شهر الله آباد برای رستگاری

همه دنبال راحت ترین راه برای رسیدن به رستگاری و پاکی اند، و هندوها هم این روزها شهر "الله آباد" را مقصد خود قرار داده اند، تا به صورت میلیونی آمده و بیایند، تا وقوفی در این منطقه ی مقدس کرده و با غسلی در آب مقدس رود گنگ و یامونا خود را از گناه هان شان پاک کنند، و به رستگاری برسند، و رنج مداوم خلاص شوند، ولی آیا به واقع گناهان با غسلی در آب مقدس و وقوفی در مکان مقدس پاک خواهد شد؟!! نگاهی کلی که به ادیان و مسلک های مذهبی جهان می افکنی، نوعی اشتراک رویه، احکام، مناسک و... را می توان در آنان مشاهده…
آقای آقامیری بهتر، تازه شدی مثل بقیه - نگران نباش
دی 25, 1397 116 1

خلع لباس سید حسن آقا میری و انتقاد از اصل نظام

برخی خود و عملکرد شان را آنقدر قبول دارند که انتقاد از آن را انتقاد از بالاترین ارزش ها تلقی کرده و خواستار پایان انتقادات به خود و زیر مجموعه اشان می شوند. دستگاه قضایی که در مقایسه با حمله ایی که از سیل انتقادات به دو قوه دیگر این نظام جریان دارد، این روزها مصون و در حاشیه امن، فارغ از انتقادات و از آنچه بر سر این کشور، انقلاب و نظام آمده است، قرار دارد، و چون دُردانه پسری است که نه، صدا و سیما (بیست و سی و...)، نه روزنامه های امثال کیهان، نه تریبون های نماز جمعه، و هیچ تریبون برخوردار از بیت…

خدایا اعمال ما را مرضی رضای اولیای خود قرار ده!

تمایز انسان از دیگر موجودات به خاطر قسمتی از روح خداوندگار است که در کالبد خاکی و مادی ما دمید، و دنیا و زندگی اش نیز لحظات جدا افتادن از این منبع متعالی و در حصر عالم ماده افتادن است، دلهره های ما نیز ناشی از مغناطیسی است که انسان را به اصل خود می خواند، اما توان پروازی در خور روح خداوندی در حصر جسم مادی افتاده، نیست؛ اما اصل پاکِ این روحِ نشات گرفته از خداوند، خود باعث همان کشش به انسان شدن و عشق وصل دوباره به منبع اصلی است، که تبلور گویای آن در پرواز روح انسان های بزرگ، به روشنی دیده می شود، تحقق حرکت دوباره انسان در مسیر وصل مجدد، همان تعبیر"ما از خداییم و به سویش باز می گردیم،" است، که روشن ترین شکل تحقق آن در زمان مرگ اتفاق می افتد.

 خداگونه شدن ها نیز همان انسان شدن است و انسان زیستن است که در انتها، چنین انسانی مرگی زیباتر از تولد خواهد داشت، چرا که مرگ برای چون اویی وصال و رجوع به اصل است؛ و زندگی نیز برایش انتظار و حرکتی در مسیر کمال و تبدیل شدن به انسانی است که با نیم پرشی از پل مرگ، وصل را عاشقانه و عارفانه تجربه خواهد کرد؛ و برای کسانی که زندگی خود را در مسیر سقوط قرار داده اند سختی مرگ و دلهره ی آن کشنده خواهد بود، زیرا در پس مرگ برایشان وصالی در کار نیست؛

اما خداوند در این مسیر وسایلی برای بشر تدارک دید تا انسان بعد از آن هبوط بزرگ و اخراجش از آسمان و از جوار قرب بر زمین، دوباره راه آسمان گیرد و پله به پله بالا رود و در آزمون زندگی شرکت کند و جایگاه خود را دوباره در عرش و در جوار قرب الهی، باز یابد؛ روند و جایگاهی که ما آن را در انتها، به ملاقات با پرودگار خود، و پیوستن به اصل خدایی خودیش، که به عربی از آن به "لقاالله" یاد می کنیم، ختم خواهد کرد.

 و خداوندگارمان نیز در این مسیر وسایلی را مهیا کرد، که این وسایل در زندگی آدمی به قدر سودمندی و اهمیت شان، ارزش و اعتبار خود را دارند و خواهند یافت، جهان با تمام پدیده هایش وسیله ساز این آزمون و طی این مسیر سخت برای انسان است، لذا ارزشگذاری بیش از حد و یا کمتر از حد لایق، برای وسایلی که شما را در این مسیر کمک می کنند، از جمله غلو و بیش پنداری یا کم ارزش انگاری در مورد برخی از آنها، خود از مقصد باز داشتن و مشغول شدن بدین وسایل، و از راه و هدف باز ماندن است، همه اینها برای رفتن و گذشتن است، و توقف و دلمشغولی زیاد در آنها، خود دوری از هدف و نقض غرض خواهد بود.

از جمله وسایلی که خداوند در مسیر انسان قرار داد، یکی فرستادگان، و آیین و معارفی است که آنان آورده اند، و لذا این پدیده های کمک کننده نیز به نوبه خود جایگاهی در این راه دارند، که مهم است، اما مهمترین کارکرد آن راهنمایی و هدایت خواهد بود، و اما این هادیان نه بر ما صاحبند و نه مالک، که مالک و صاحب ما تنها خداست، و همانطور که از نام شان مشخص است اینان مربوط به دوران طی راهند و بالطبع جایگاهی در این مقطع خواهند داشت، اما آنچه اصلا با هیچ پدیده ایی قابل مقایسه نیست، ابتدا خداوند و سپس خود انسان است، که خلقت از برای اوست، تا بتواند طی طریق کند و به مقصد، یعنی "فنای فی الله" برسد،

اما گاه به نظر می رسد ره گم کرده و پدیده ها و مخلوقاتی را در ردیف خداوند قرار می دهیم و بلکه به نظر می رسد که برخی از او هم اهمیت بیشتری می یابند، حال آنکه خداوند بی همتا و بی شریک است، و همتا و شریک قرار دادن برای او جرم خواهد بود، و وارد شدن در سلک شرک است، که شرک خود به ظلم بزرگ تعبیر شده است،

پیش از اذان مغربی دیدم رادیو ادعیه ایی را از زبان کسی پخش می کند، که در آن "عاگو" می گفت "خدایا اعمال ما را مرضی رضای اولیای خود قرار ده" بسیار در منطق این دعا در سوال و شک افتادم، که این دعا از چه معیار، منطق، اعتقاد و فلسفه ایی از خلقت، نشات می گیرد، و به نظرم رسید که گوینده اولیا را در جایگاه پرستش و یا در جایگاهی بالاتر و یا حداقل در ردیف خداوندگار قرار داده که به چنین دعایی رسیده است، به نظرم رسید که دعاگو جایگاه خالق را در مقابل این جهان و پدیده هایش چگونه دیده است، که این چنین از خداوند رضای آنان را می طلبد، آیا آب قرار است برعکس حرکت کرده و ما اولیا را بالاتر از خالق دانسته و به جای این که اولیا را واسطه رضایت خداوند بگیریم، خداوند را واسطه رضایت اولیایش قرار دادیم؟!

 تمام اولیا خود مخلوقی در مسیر راه وصل بشر به خالق بیش نیستند، حال چطور است که رضایت "ذیل" را از "والاترینِ بی همتا" می خواهیم، اصلا آیا در صورت رضایت خداوند، رضایت اولیای اش اهمیتی دارد، و اگر رضایت خداوند باشد آیا چون صد آید نود هم پیش ما نخواهد بود، این چه منطقی است که وقتی صد قابل دسترسی است، بخواهیم ده، بیست، سی و... هم پیش ما باشد، هر چند نه خداوند صد است و نه اولیا در کنار او این اعدادند، که او خالق است و این ها همه مخلوقند و کنار هم گذاشتن این دو جنس، بی تناسب است. که او مالک است و این ها همه مملوک، که او صاحب است، این همه رعیت، که او خالق است و این همه مخلوق و... تناسبی در چینش با هم ندارند.

هر چند اولیا نورند و نور از خداست، ولی این نور، کم و زیاد در هر مخلوقی وجود دارد، زیرا هر چه از چیز دیگری نشات گیرد، از خصوصیات آن لاجرم خواهد داشت، پس همه خلقت یک به یک نوری از منبع نورند، کم و یا زیاد از نور خالق خود خواهند داشت؛ لذا همه خلقت نوری از او و از اولیا خدایند، و واجد نوری هدایت کننده، به سوی او، همه آیات و نشانه های خدایند و "آیت الله"، حال یکی آیتی بزرگتر و بیشتر به چشم می آید و یکی کمتر به نظر خواهد آمد.

در عین حال، بالاترین اولیا خداوند که ایمان به نقش هدایتی و پیام آوری آنان از ملزومات ایمان است، خود در مقابل خالق، بنده ایی بیش نیستند، و رضایت بنده ایی را از ارباب خواستن دور از منطق و عقل است، که اصل رضایت ارباب است و بندگان در این مسیر تنها تسهیل کننده اند و خدمت رسان، اگرچه رضایت آنان خوب است، اما فرض محال که محال نیست، و اگر رضایت خداوند باشد و رضایت بندگان و اولیایش نبود، چه ملالی خواهد بود، که هدف رضایت خالق است و بقیه هیچ.

لذا این دعا که در بدترین حالت به نوعی بندگان (اولیا) را بالاتر از "صاحب" قرار دادن است، و در حالت وسط آن، اولیا را در ردیف گرفتن و طلب و تاکید بر رضایت آنان کردن است، و در پایین ترین حالت بی احترامی به خالق است که از او به جای رضایت خود او، رضایت مخلوق و رعیتش را خواستن است، و چه بی اساس به نظر می رسد. و مثال این است که در محضر اربابی، رضایت گماشته هایش را از او خواستار شویم، که منطق و جایگاه حکم می کند، که در محضرش رضایت او را بخواهیم تا مشغول کردن خود به درخواست رضایت بندگانش. که هدف اولیا شناخت خالق و بندگی اوست، و نیامده اند تا برای خود بندگانی تدارک ببینند و لذا رضایت اولیا در رضایت و بندگی خداست و نه چیزی دیگر.

نظرات (0)

امتیاز 0 خارج از 5 بر اساس 0 رای
هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

آخرین خبر رویتر