SJ TheDaily - шаблон joomla Форекс
ورود ثبت نام

ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز ورود *

ایجاد حساب کاربری

گزینه های * دار الزامی می باشند.
نام *
نام کاربری *
رمز ورود *
تائیدیه رمز ورود *
نشانی پست الکترونیک *
تائیدیه نشانی پست الکترونیک *
کد امنیتی *
Reload Captcha
  • خرداد 08, 1397

    ها پمپئو هم شارودی از کار در رفت

    سخنی به نغز سید مصطفی مصطفوی 81 2
    هِنگُما، شِما هم بِشنِفتین شارودیا تا کُجاها که نِرِسیَن؟!، هِنگَن حالا که این ترامپم مین اِمریکا واسه خودش سَری هابیه، به کاخ سِفید بیامیه، یَه شارودی رِه واسه کارای مُهِمِ خارجیش اِنتخاب کِرده، اینجِه هم قُورِه بِه نام یَه شارودی دَرآمِدِه، که اِسمِ اَصلیش هِمون "پُمپِ اُو" بیه، کِه در زُفون خارجینَکیش، هابیه "پمپئو"، پیَر این پمپئو، قبلِ انقلاب اِمریکا بِرَفت، اما پیش اِز رِفتِنِش "موتوربون" بیه، یعنی هِمون مسول موتور پُمپِ چاهای عَمیقِ اُو، که وقتی اِمریکا برفت اِسمِش هابه "پمپئو" این اِسم…
  • نوشدارو، همیشه تاریخ گذشته به ما رسید
    خرداد 06, 1397

    نوشدارو، همیشه تاریخ گذشته به ما رسید

    دل نوشت ها و نظر داشت ها سید مصطفی مصطفوی 219
    دنیا فرصتی تکرار نشدنی است که فرصتش را فرصت سوزان روزگار همواره در پای هیچ سوزاندند و می سوزانند؛ زندگی همچون نشئه ایی گُنگ و مبهم می ماند، که با ورود به آن دست و پا زدن ها برای فهم خود و آن شروع می شود، و هر چه در خود و اطراف غور می کنی، باز به سرگردانی و حیرانی ات می افزاید، زمانی ما در پرستش طبیعت غرق بودیم و انسان ها قربانی ارباب معابد طبیعت می شدند؛ نوشداروی زرتشت از راه رسید و مدت ها به شفای بیماری ما سخت موثر و کوشا بود، و از شدت بیماری و ابتلای بسیاری کاست؛ اما با عبور از مراحل رشد،…
  • از رضایت تو گویند و در پی رضای خویشند
    خرداد 02, 1397

    از رضایت تو گویند و در پی رضای خویشند

    سخنی با نگارین حق مطلق سید مصطفی مصطفوی 136
    چون غمی می رسید، مرحوم مادرم از ته دل می گفت : "خدایا راضی ام به رضای تو" [1] اما من هرگز از او نپرسیدم، مادر! رضایت خدای تو در چیست؟! حال بدین فکر می کنم، که رضای خدای من، در چیست، و تنها رضایتش را در انسان بودن، می بینم، همانگونه که او ما را انسان آفرید، نه فرشته و نه دیو، بلکه انسانی، در میان پیوستاری ار دیو و فرشته در دو سو، آزاد و صاحب عقل، اما تو ای معبود من، ای اورمزد بی همتا! تو را چه راضی خواهد کرد؟ مدح گویی و ثناگوییت؟ دل به این و آنی بستن، که مدعی تواند؟! آیا می توانم تصور کنم که تو…

دمکراسی فاقد احزاب، کورمال رفتن در تاریکی هولناک شب

امروزه در کنار نهادهای ملی و نظارتی در سیستم های دمکراسی دنیا، این که کدام کاندیداها در انتخابات، برابر هم قرار گیرند، به عهده احزاب است، و این احزابند که به نمایندگی از مردم مشخص می کنند در هر دوره ایی چه کسانی در رویارویی و ماراتن انتخاباتی از طرف حزب و به نمایندگی از مردمِ طرفدار مانیفست حزبی شان، در کارزار انتخابات حاضر شوند، و احزاب نیز با مطالعه کلیه جنبه ها و شرایط زمان و رقیب، فرد مورد نظر را انتخاب و به این آوردگاه می فرستند، و خود نیز تا ابد مسولیت پذیر نتایج آن خواهند بود؛

 

 اما متاسفانه در جمهوری اسلامی ایران احزاب واقعی با مانیفست و رهبری مشخص و روشن و مرئی، شکل نگرفته و این جبهه های انتخاباتی اند که در موسم چند روزه انتخابات، خلق الساعه توسط قدرت های در سایه و مسولیت ناپذیر و... شکل می گیرند و ظاهر شده و جولان می دهند، و کارشان که تمام شد، تا انتخابات بعدی محو می شوند، لذا اگر خرابکاری ها و ویرانگری هایی مثل دوره ریاست جمهوری نهم و دهم شکل گیرد، کسی را نمی یابی که جوابگوی این همه خسارت باشد، و همان جبهه ایی که با کاندیدای خود باعث آن همه خسارت به مردم و کشور شد، تحت نام دیگری باز در موسم انتخابات بعدی وارد معرکه شده، و بیخیال آن همه خسارت، باز جولان جدیدی را آغاز کرده و کاندیدایی نو را معرفی می کند.

 متاسفانه در نبود احزاب وظیفه این که چه کسانی در رقابت انتخاباتی شرکت کنند، و مهندسی چینش صحنه انتخابات، را امروزه شورای نگهبان به عهده گرفته است که این همان چند نفری اند که در تعیین مصادیق صاحبان صلاحیت، معیار روشنی ندارند و لذا تعداد و افراد مورد نظر خود را مطابق با سلیقه و در بهترین شرایط با در نظر گرفتن مصلحت کشور، به قول خودشان از بین خیل عظیم ثبت نام کنندگان "احراز صلاحیت" می کنند، اگر شش احراز صلاحیت شده انتخابات ریاست جمهوری فعلی را در نظر بگیریم، اینجا همان سیستم دو حزبی (مثل امریکا و...) در عمل اعمال شده است، و حال آنکه در پس این تصمیم اصلا دو حزبی در کار نیست، و قدرت های در سایه بدون قبول مسولیت ها، کاندیدا می فرستند و اگر کار درست بود که به حساب خود واریز می کنند و اگر کار خراب شد، که خرابی اش بر سر کاندیدا آوار خواهد شد، یعنی احمدی نژاد می شود اَخ؛ و آوارها بر سرش خراب می شود؛ در حالی که احمدی نژاد یک استاندار فکستنی بیش نبود که در عرض مدت کوتاهی توسط عده ایی در سایه، به شهردار تهران ارتقا داده شد و مستقیم و بی توقف، بدون اینکه حتی در کابینه ایی وزیر باشد، به رجل سیاسی ارتقا دادند و رییس جمهور کشور بزرگ ایران شد؛ و این همه خرابی روی دست کشور و مردم گذاشت.

اما در این روند اگرچه احمدی نژاد محکوم و مقصر است، ولی در این روند کسانی باید پاسخگو باشند که این مسیر را برایش باز  هموار کردند، آنانی که شهردار شدنش را تسهیل کردند، آنانی که به تخلفات دوره شهرداریش  رسیدگی نکردند، و در حالی که "رجل سیاسی" نبود او را رجل قبول کرده و رجال را در پیش پایش قربانی کردند، و نهایتا آنانی که تبلیغ شبانه روزی اش کردند، و الگوی انقلابی و مدیریت جهادی اش خواندند و تمام تخلفاتش را نادیده گرفته و به دادگاهش نبردند، تمام مفاهیم ارزشی انقلاب، جنگ، شهدا، امام، رجایی، مستضعفین و...  را به مسلخ این مرد بی برنامه و بی پایه و اساس قربانی کردند.  

اگر حزبی در کار بود، باید تا دهه ها در تاریخ خود پاسخگوی همه این مسایل می بود؛ ولی در نبود سیستم های حزبی و اجتماعی، متخلفین به راحتی در سایه روشن های تبلیغات رسانه ایی و شگردهای سیاسی خود گم می شوند و مثل ماهی از دست مردم برای به محاکمه کشیده شدن و پاسخگویی به این همه خسارت، فرار خواهند کرد؛ و باز همان ها یکی انقلابی؟! دیگر را معرفی می کنند، تا باز دوباره آبروی هر چی انقلابی و مسلمان و... را ببرند. این نقص ماست و تدبیر این نقص نیز ایجاد تشکیلات من در آوردی نیست، بلکه جهان همواره در طول تاریخ با این موارد مواجهه بوده؛ و باید از شرق و غرب و شمال و جنوب تجربه های بشری را در تصحیح این روند استفاده کرد و با محکم کردن روزنه های قانونی و اجتماعی، جلوی این خسارات گرفته شود وگرنه تاریخ همچنان تکرار خواهد شد و از این هشت سال های ذیقیمت، زیاد به باد خواهیم داد، سال هایی که در روند رشد جهانی دیگر تکرار شدنی نیست، درآمدها و فرصت های جهانی که دیگر بدست نخواهد آمد، رجال زیادی که در این هشت سال یا قربانی شدند و یا دوره عمرشان به سر آمد و... و فرصت آنان به کسی داده شد که لایق این منصب نبود و...

و بدین ترتیب فرصت های تکرار نشدنی کشور، توسط امثال احمدی نژادها به باد خواهد رفت و بیخود ما درگیر او و امثال او خواهیم شد و در این درگیری نیروهای زیادی از کشور مستهلک و بی بصیرت خوانده شده و حذف خواهند شد، که احمدی نژاد در اوج گناهکاری، البته گناهی ندارد و او و امثالهم واقعیت هایی در اجتماع هستند، که در هر جامعه ایی هم وجود دارند و وجود خواهند داشت، گناه عمده این وضع به عهده جاده صاف کن های احمدی نژاد پرور است، که باید پاسخگوی خسارات او باشند، نه او، که خوش بینانه ترین حالت که نگوییم او جاسوس دشمن بود "نیش عقرب نه از ره کینه است، که اقتضای طبیعتش این است" پس اگرچه احمدی نژادها محکومند، اما محکومتر از آنان، دست هاییست که چنین پدیده هایی را در تاریکی شب بی سیستمی و بی حزبی کشور، به خورد جامعه و مردم مظلوم این کشور می دهند، تا موج سواری کرده و در نقش منجی، ریشه و اساس کشور و انقلاب و اسلام را سست و نابود کنند.

نظرات (0)

امتیاز 0 خارج از 5 بر اساس 0 رای
هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه من

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت انسان است که تبلور ان در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده است که بتوان سریعتر و وسیعتر با هم در ارتباط باشیم، در همین راستا است که خواستم با داشتن وبلاکی من هم به خیل استقاده کنندگان از این سیستم پیوسته و از ان بهره مند شوم.