خدایا راهی به تو می جویم - کجایی
بهمن 29, 1397 55 1

دلم، وصل نادیده ایست، که به دیدارت آرزوست

in سخنی به نظم و نثر by سید مصطفی مصطفوی
 دلم، وصل نادیده ایست، که به دیدارت آرزوست توفان دلم هوای کوی عشق می کند دیوانه ناشده، کوه و بیابانش آرزوست او رستخیز ندیده، هوای بهار می کند صبح بهار، ز پس رستخیز تابناکم آرزوست نادیده وصل، تو را به نام صدایت می کند وصل نادیده ایست، که به دیدارت آرزوست معشوقِ غایت از نظر، ببین با دل چه می کند نادیده روییست، که دیدنش عاشقان را آرزوست نای کلام ناشینده اش، در گوش نجوا می کند من هستم، و تو هستی، دیدار، هم آرزوست عشقت مرا به محکمه ی خلق رسوا می کند رسوایی ام به محکمه ی جانانم آرزوست عشقم به گاه، چون نظری بر ما می کند آن دیدن رخ، چشم و نظرش، در جانم آرزوست ظلمش به حد رسید، ببین چه غوغا می کند آن لیلیِ کاسه شکن، که به دیدارش صد آرزوست بس حرف ها که در دلم، با تو نجوا می کند وقتی رسد گاه لقا، بر ملا، بر دارم آرزوست عین القضات در دل آتش، با تو راز می کند اشراق را دیوارهای بلند زندان حلب، به لقایش آرزوست هر کس در طمع دیدار، نظری سوی تو می کند انگار معشوق، او را مبتلا به هزار خارش آروزست حلاج رسید به لقایت، که چنین بانک اَنَ الحق می کند او نیز در این راه، آتشی در پس گلستانش آرزوست بین لیلی مرا،…
چارلی چاپلین در کنار گاندی رهبر آزادیبخش هند از سلطه خارجی
بهمن 28, 1397 63 1

کاش در این روزها، ما هم یک چارلی چاپلین داشتیم

in دل نوشت ها و نظر داشت ها by سید مصطفی مصطفوی
 در روزگاری که انسانِ تنهای در چنبره عملکرد و تصمیمات بجا و نابجای خود گرفتار آمده، که گاه نه راه پیش در مقابل خود می بینند، و نه راه پس برای بازگشت، در چنین روزگاری کسانی هستند که هنر خود را به خدمت همنوع در آورده، تا او را از درد و آلامش، حتی اگر به مقدار دمی هم که شده دور سازند و یا از آن بکاهند. هندی ها یکی از ملل جهانند که غم ناشی از نداشتن ها، و حتی گرسنگی، و از هزار درد بی درمان در رنجند، و اینجاست که اهالی بالیوود [1] به خدمت مردم شان آمده و با موسیقی و هنر خود، کمی حواس این مردم ستمدیده و در رنج را، از آنچه می کشند و در آن غرقند، پرت می کنند، تا حتی اگر دمی هم که شده به آنچه گرفتارش هستند، نیندیشند و از غم آنچه به آنان می رود، دقمرگ نشوند. چارلی اسپنسر چاپلین اما یک مرد هنرمند جهانی است، او گرچه در جامعه مولد امریکا جوانه زد، رشد یافت و اوج گرفت، اما هنر او هرگز یک هنر منحصر به امریکا و امریکایی ها نبود، بلکه دنیا را برای دقایقی از غم هایی که در آن غرق بود، خارج کرد و می کند، زیرا هنر چاپلین منحصر به زمان و مکان و فرهنگ خاص نیست، او که با قد کوتاه اما تفکر بلندش، در نقش های…
پذیرایی عصرانه گربه های اشرافی جلوی چشم کلاغ ها
بهمن 21, 1397 59 1

منویات دل ما، و تسخیر پارک توسط گربه های ملوس اشرافی

in دل نوشت ها و نظر داشت ها by سید مصطفی مصطفوی
محیط بوستان و یا همان پارک که روزگاری بخشی از تپه های حاشیه شهر بوده و اکنون به محیطی سبز و شادی آفرین برای ورزش و دیدارهای عمومی تبدیل شده است، به خاطر دخالت و آمد و شد ما آدم ها، این روزها تنها مکان حضور دو گونه ی غالب از حیوانات شده است، که از گزینش های فرهنگی، دینی و اقتصادی ما جان سالم به در برده و اجازه ی سوپر زندگی در اجتماع شهری ما را گرفته اند. اینان حیواناتی اند که گوشت آنان برای خوردن حرام، و در فرهنگ ما آدم ها، جواز عدم حضورشان برجسته نشده است، آنها گربه ها و کلاغ هایند، که از این نظر که نه گوشت شان خوردنیست، و نه نگهداری آنها در منازل ما مد شده (سگ و...)، نه آنچنان قیمتی اند که شکار شان کنیم (عقاب، شاهین و...)، نه از آنها ترس داریم که با دیدن شان چیزی را برداریم و بر فرق سرشان بکوبیم و از بین شان ببریم (مار، عقرب، رتیل و...)، نه از وجود آنان چندش مان می شود که وجودشان را با سمی، بی وجود کنیم (سوسک و...) و... گربه ها واجد خصوصیاتی اند که از نسل کشی ما انسان ها جان سالم به در برده و در یک توافق نانوشته، جواز زندگی اشرافی در اجتماع ما نیز گرفته اند، و نه تنها از آزار ما…
بهمن 15, 1397 57

دریای شمال و جاده چالوس در میانه های زمستان 1397

 امسال برغم بارش های به نسبت خوب و مناسبی که در خلال پاییز و زمستان داشتیم، ولی هنوز وقتی از میانه ی کوه های بلند در عرض رشته کوه البرز که در این اواسط زمستان عبور می کنی، برف آنچنانی و چشم گیری مشاهده نمی کنی. اما با این حال از جاده چالوس هر موقع از سال که عبور کنی زیبایی هایش چشم ها را نوازش می دهد، و دلکشی و جذابیت خود را به رخ عبور کنندگان می کشد. این روزها امواج دریای قزوین (کاسپین) خروشان است، و نشستن و تماشای دریا، خود می تواند جذاب و دلنشین باشد، بخصوص که مرغ های مهاجر دریایی، به دلیل…
پرواز کن ای عین اقضات زین جا تا بر دوست
بهمن 13, 1397 78 1

کجاست ابلیسدستی که کند، مرا با یار دست بدست

"ناگه ز درم درآمد آن دلبر مست جام می لعل، نوش کرد و بنشست از دیدن و از گرفتن زلف چو شست رویم همه چشم گشت، و چشمم همه دست" [1] امواج دلم رو به طغیانی و مست روحم شد اسیر زلفش، و او هم نیز مست همراه شدم بموج، کنونم بی دست غرقم به هر آنچه یارم گشت، بدست بر ساحل عشق نشسته ام چشم بدست، قلبم شده با یار قرین، او هم مست پروازی خواهم به قلب یارم، که رَست مستی ز سرم، ز همنشینی با مست گیرم رُخِ تو، به چشم کِشم، این خوبست، دستی نبود در آنحال، چشمم چون دست دردانه ی روزگار مستی، ای هست! هستی ز تو مست، همه در…
بهمن 11, 1397 91

اشعار عین القضات همدانی، در کتاب تهمیدات

متفکر، عارف، شاعر، فقیه و فیلسوف همدان، و شاگرد برجسته امام محمد غزالی، حکیم عمر خیام نیشابوری و... جناب ابو معالی ابن ابی بکر عبدالله بن محمد بن علی بن علی میانجی معروف به "عین القضات همدانی" را به اتهام "کفر و الحاد" به مرگ محکوم کردند، و حکم را به بدترین وضع ممکن، و تجمع آنچه بر همکاران تفکری اش همچون منصور حلاج، ابن مقفع، سهروردی و... پیش از این روا داشته بودند، بر بدن نحیف این جوان برومند و متفکر نابغه ایرانی تحمیل کردند، و چنان صحنه وحشتناکی را بر این اسیر دست تحجر اعمال کردند، که صحنه…
 مرا آتشی باید و بوریایی، که این کفردر زیر هفت آسمان هم نگنجد - استاد شفیعی کدکنی
بهمن 07, 1397 111

عین القضات همدانی، نونهالی بسان سرو در اندیشه بلند ایرانی

تاریخ این مرز و بوم به خون نخبگانش آغشته است، و هرگاه نخبه ایی پیشرو و قد بلند در نظریات علمی، فلسفی، عرفانی، سیاست و... پرچمی بر افراشت، جوانه اش را نگهبانان وضع موجود، و پاسداران نظرات و تصورات حاکم بر همان دوره، لگدمال کردند تا نهال علم و نظریات جدید به ظهور نینجامد، و شکوفا نگردد، نگهبانان وضع موجود در هر دوره ایی با حساسیت بی حد و حصری نگذاشتند روزنه نوری بر غار خاموش و تاریک تفکر این مرز و بوم بتابد و لذا به محض دیدن هر نوری، خشمگینانه و سخت بر خاموشی اش دریغ نکردند. دنیای علم و اجتماع ما…
خدایا نخواه که برگردم
بهمن 04, 1397 73

کاش بندی نباشد، که به بند کشند

ای رها شدگان در بند، ای در بند ماندگان رهانما، پشت دیوارهای دنیای بند بند ما، آسمانی است از بی بندی ها، فارغ از دنیای بندهای ما، که گاه رنگ سرخ بر چربیدن پای می فشارد، گاه سبزی خود را تحمیل می کند، و یا گاه سیاهی بر رنگ های دیگر غلبه دارد، روزگار سپیدی ها نیز از راه خواهد رسید، بندها روزی خواهند گسست، در چرخش بندشدگان و بند کنندگان، بندکنندگان هم، گرفتار بند خواهند شد، به حتم آنان نیز خود در بندند، کاش روزی بندها را بردارند، بی بند، زیبایی ها سرودنی ترند، کاش روزی بندها را به بند کنند، یا نه،…
پوپولیسم ابزاری برای کسب و حفظ قدرت
بهمن 03, 1397 63

پوپولیست ها و نتایج پوپولیسم برای جامعه پوپولیستی

در فرهنگ سیاسی معمولا به کسانی پوپولیست (Populist) می گویند که برای مسایل بسیار مهم و پیچیده اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی که نیاز به راه حل های علمی و تخصصی در رشته های خاص خود دارد، راه حل های عوام پسند و در واقع عوام فریبانه و سطحی نگرانه ارایه داده، و در این راه با تکیه و هدف گرفتن اقشاری از مردم، آنها را بر علیه قشر دیگری به شورش و تقابل وا داشته، و آنان را در فرایند اهداف خود و یا گروه خاصی که به آن تعلق دارند، درگیر و هدایت می کنند. از نتایج این روش به عنوان مثال، در بعد مذهبی شورش…
در آستانه سالگرد انقلابی 40 ساله
بهمن 01, 1397 97

 انقلاب 57 پژواک بی صدا، اما محکم خواست مردم

بهمن که از راه می رسد، ذهن انسان طغیان می کند و ما را به دوران خاطره انگیز انقلابی می برد که 40 سال پیش به پیروزی رسید، انقلابی که شرایط نابسامان و جامعه از ریل خارج شده اش انگار تمام شدنی نیست و این کشتی طوفان زده، قصد بازگشت به آرامش را ندارد، و همواره ما را در شرایط ویژه نگهداشته است. اما چه بخواهی و چه نخواهی باید باور کرد که یک ملت با همه عظمت خود از جای برخاست، و عامی و نخبه، اقتصاددان و سیاستمدار، نظامی و غیر نظامی و... یکصدا گفت که "این رژیم باید برود"، و ایستادند تا آنچه مد نظرشان بود،…
غسلی که قرار است شما را به رستگاری نایل نماید
دی 27, 1397 160 1

کمبوملا، غسل و حج هندوها در شهر الله آباد برای رستگاری

همه دنبال راحت ترین راه برای رسیدن به رستگاری و پاکی اند، و هندوها هم این روزها شهر "الله آباد" را مقصد خود قرار داده اند، تا به صورت میلیونی آمده و بیایند، تا وقوفی در این منطقه ی مقدس کرده و با غسلی در آب مقدس رود گنگ و یامونا خود را از گناه هان شان پاک کنند، و به رستگاری برسند، و رنج مداوم خلاص شوند، ولی آیا به واقع گناهان با غسلی در آب مقدس و وقوفی در مکان مقدس پاک خواهد شد؟!! نگاهی کلی که به ادیان و مسلک های مذهبی جهان می افکنی، نوعی اشتراک رویه، احکام، مناسک و... را می توان در آنان مشاهده…
آقای آقامیری بهتر، تازه شدی مثل بقیه - نگران نباش
دی 25, 1397 116 1

خلع لباس سید حسن آقا میری و انتقاد از اصل نظام

برخی خود و عملکرد شان را آنقدر قبول دارند که انتقاد از آن را انتقاد از بالاترین ارزش ها تلقی کرده و خواستار پایان انتقادات به خود و زیر مجموعه اشان می شوند. دستگاه قضایی که در مقایسه با حمله ایی که از سیل انتقادات به دو قوه دیگر این نظام جریان دارد، این روزها مصون و در حاشیه امن، فارغ از انتقادات و از آنچه بر سر این کشور، انقلاب و نظام آمده است، قرار دارد، و چون دُردانه پسری است که نه، صدا و سیما (بیست و سی و...)، نه روزنامه های امثال کیهان، نه تریبون های نماز جمعه، و هیچ تریبون برخوردار از بیت…

تلاش اصولگرایان برای اخراج دکتر علی مطهری از دایره خودی ها

"به من خون بدهید (جانفشانی کنید) و من به شما آزادی خواهم داد [1] "

این نظریه در خلال مبارزات انقلابی ممکن است ساری و جاری باشد و جانفشانی باعث کسب آزادی گردد و شواهد تاریخی و معاصر نیز نشان می دهد که با خون می توان بر مستبدترین و مسلح ترین حکام پیروز و آزادی را کسب کرد، ولی بعد از پیروزی شاید این گفته دیگر نتواند مورد استناد قرار گیرد و دادن آزادی به اراده انقلابیونی منوط می شود که سکان قدرت را بعد از پیروزی به دست می گیرند، اینجاست که حتی اجرای اساسی ترین قوانین و وعده های انقلابی نیز منوط به اراده آنانی خواهد بود، که در قدرتند و قانون را تفسیر و اجرا می کنند و این آنان هستند که هر طور که بخواهند از آن تلقی و تلقی خود را به عنوان یک اقدام انقلابی به اجرا می گذارند. حوادث جاری در کشورمان نشان دهنده این وضع است.

 

به متن این آگهی روزنامه اطلاعات در 28 بهمن سال 1357 توجه کنید :  

"انتخاب بحق نخست وزیر قانونی ایران جناب اقای مهندس مهدی بازرگان برهبری حضرت آیت الله العظمی امام خمینی را بعموم هم میهنان غیور تبریک و تهنیت میگوئیم.          ستار- ابی – شهرام  [2] "

 

ما که سن مان قد نمی دهد، ولی این آگهی نشان می دهد که روزی چتر و دایره بزرگ این انقلاب روی سر هموطنان اهل موسیقی آن موقع همچون آقایان ستار، ابی، شهرام نیز گسترده بوده است، که امروز جلای وطن کرده و هنر موسیقی خود را در خارج از کشور هر طور که می خواهند بُروز می دهند، و در آن زمان آنان نیز خود را انقلابی و در جرگه انقلاب می دانستند که نسبت به تحولات آن و هم میهنان "غیور" و انقلابی خود حساس بوده و ابراز احساسات و همراهی می کردند، اما باعث تاسف است که دایره و چتر در بر گیرنده خودی ها (و یا به روایتی انقلابی ها) به مرور زمان آنقدر آب رفته و کوچک شده است که امروز حتی جناب محمد رضا شجریان، با آن نوای "ربنای" نورانی و موسیقی سنتی عالی اش که متن و موسیقی اش پرواز دهنده روح شنونده به آسمان هاست، هم در زیر چتر و دایره تنگ موجود "انقلاب" و "انقلابی گری" امروز جا ندارد.

این دایره چنان تنگ و تنگ تر و این چتر چنان کوچک و کوچکتر می شود که در مورد اهالی هنر که چه عرض کنم، در بین اهل سیاست هم با بی توجهی زاید الوصفی در حال اخراج رهبران و انقلابی ها و السابقون این انقلابِ خون و حتی بیوت رهبران آن آنقلاب نیز هست، و امروز در زیر چتر کوچک و دایره تنگ مهیا شده برای "انقلابی ها" و "خودی ها"، حتی جناب سید محمد خاتمی (که فرزند روح الله است)، یا آقای هاشمی رفسنجانی (که از استوانه های این انقلاب و نظام است)، و یا آیت الله صانعی (که مرجع مسلم و نابقه حوزه قم و شاگرد امام است) و از همه مهمتر خانواده خود امام و... هم جا نمی شوند، و حتی حرم امام هم از این دایره تنگنظرانه خارج و ممنوع التصویر شده و صدا و سیما مراسمات و برنامه های متصدیان این مکان که بیت امام هستند را نیز پخش نمی کند.

روز به روز هم اوضاع بدتر می شود، و حتی در روز اربعین حسینی از سخنرانی آقای دکتر علی مطهری (فرزند برومند ایدئولوگ این انقلاب یعنی علامه شهید مرتضی مطهری) در کنار مرقد امام رضا رسما و بی پرده جلوگیری شده؛ و آن هم سخنرانی اعلام شده، و در مورد مسایل مذهبی (تحلیل واقعه کربلا)، که قانونی و از پیش هماهنگ شده است و بدین ترتیب تمام قوانین آزادی بیان، عرف، حرمت مسولین کشور و نمایندگان این مردم و... زیر پا گذاشته می شود و نایب رییس مجلس شورای اسلامی هم از سخن گفتن حتی در مورد کربلا منع می شود، و مقامات مشهد این سخنرانی مذهبی را نیز در ردیف کنسرت های موسیقی قرار داده و آن را نیز ممنوع می کنند، از مجریان این طرح فاش و رسوا باید پرسید اگر مطهری نتواند حرف بزند پس طبق "قانون نانوشته" و "مصلحت" مد نظر شما چه کسی را توانایی حرف زدن خواهد بود؟!!.

و بدتر از همه جناب موحدی کرمانی (امام موقت جمعه تهران و رییس حزب جامعه روحانیت مبارز و...) که در دفاع از این اقدام مقامات مشهد، گفتند :

"... مطهری ابتدا باید نظراتش را با حضرت آقا تطبیق کند و برود پیش ایشان بگوید که من قصد دارم این حرف را بزنم. ... باید در برابر مقام معظم رهبری و برای رضای خدا دهان‌ها را ببندیم."

اما آقای موحدی کرمانی! اگر قرار بود دهان ها را ببندیم و همه به دهان یک نفر برای سخن گفتن خود نگاه کنند که دیگر چه لزومی به این همه تریبون و این همه روحانیت و تربیت طلاب حوزه های بیشمار علمیه بود، چرا باید شما که قصد تکرار سخنان تنها یک نفر (مقام معظم رهبری) را دارید در گوشه گوشه این کشور تریبون مجزا داشته و سخن گفته و خطبه به تکرار برانید؟!! همه تریبون ها را تعطیل کنید و مقام معظم رهبری خود راسا خطبه ها را برای تمام کشور بخوانند و از طریق تلویزیون و یا ویدئو کنفرانس برای نماز جمعه های تمام کشور پخش شود؛ این همه خطیب و خطبه جمعه برای چیست که در اکناف کشور تدارک دیده می شود؟!!

با این منطق چرا این همه مراسم عزاداری مجزا با آن همه سخنران باید در کوشه و کنار کشور داشت، همین مراسم عزاداری و سخنرانی های مذهبی حسنیه امام خمینی که در محضر معظم له اجرا می شود را برای همه کشور پخش کنید و همگام با افق آنجا عزاداری کرده و به سخنران مذهبی آنجا گوش کنند؟!!.

با این استدلال دیگر اصولا نیاز به قانون و قانون گذاری نبود، کافی بود فتاوا و سخنان ایشان (و هر کسی در این جایگاه قرار می گیرد) هر روز بخشنامه شود و دیگر نه نیازی به مجلس شورای اسلامی بود، و نه شورای نگهبان، و نه ده ها مجمع قانون گذاری مثل شورای عالی انقلاب فرهنگی و...،  شوراهای اسلامی شهر و روستا و... و این همه دنگ و فنگ انتخابات و.... این دولت و دستگاه اجرایی را هم تعطیل کنید و ائمه جمعه (مثل شما) امور اجرایی استان ها را به عهده گیرند و طبق مصلحت هر کار می خواهند کنند و حساب و کتاب بشود آنطور که شما می خواهید.

 ولی جناب آیت الله موحدی کرمانی! از دید آنان که این انقلاب را هدایت و به پیروزی رساندند از جمله امام خمینی، همه افراد با همه سلایق و افکار در این انقلاب احترام داشتند و در قانون اساسی آن نیز دارند و از جمله آزادی بیان، تجمعات، اعتراض، مخالفت و.... به رسمیت شناخته شد و قرار نبود که شما و امثالهم خارج از مدار قانون سخنان کسی را این طور ارزیابی کنید که "به نظر من سخنان وی (مطهری) به مصلحت کشور نیست" و با همین نظر درب جلسات قانونی سخنرانی دیگران را ببندید. این نه شیوه علوی است نه مبتنی بر قانون اساسی است و نه معقول است و نه به مصلحت است و نه مطابق شرع و اسلام، و نه عرف است؛ که این تنها سلیقه شما و امثالهم می باشد که به قانون نانوشته ایی منجر شده و همان سلیقه را به حکم تبدیل کرده و به اجرا می گذارید؛ این عین فرار از قانون و عمل به هوای نفس و هرج و مرج است که گریبان شما را گرفته و شما و امثالهم آن را به نام "مصلحت" به خورد جامعه مظلوم و خون داده و تشنه آزادی می دهید.

چرا باید سلیقه ایی و بنا به مصلحت خود و گروه و دسته سیاسی خود، چتر و دایره ایی درست کنید که در زیر آن نه قانون اساسی جای دارد و نه قوانین خرد و کلان تصویب شده انقلاب و کشور و تصمیمات ارکان اجرایی کشور و نه حتی سخنان و حرمت نایب رییس مجلس شورای اسلامی که فرزند برومند ایدئولوگ بزرگ این انقلاب است؟!! و... "و این تذهبون"  

وای به آینده ایی که این روند ادامه یابد و این چتر اختصاصی تر و تنگتر بشود و خیلی های دیگر را از زیر خود به زور سلیقه حاکم اخراج کند و زمینه های نابودی کشور و انقلاب را فراهم کند، آنروز انجمن حجتیه ایی ها به آرزوی دیرینه خود یعنی نابودی این نظام مذهبی قبل از ظهور، خواهند رسید و هیچکس هم نخواهد گفت چرا؟ چون این نابودی با این همه فساد سیاسی، اقتصادی و... و چنین اعمال خارج از قانونی، کاملا طبیعی و منطقی خواهد نمود.

جناب آفای موحدی کرمانی! شما که بنا بر مصلحتِ تشخیصی خود عمل می کنید، این حق را برای دیگران هم باقی بگذارید که بگویند این کارهای شما و امثالهم غیر قانونی و به مصلحت نظام و کشور و انقلاب نیست و از آنان نخواهید حرف های خود را قبل از ابراز، با شما (که از اعمالتان انتقاد دارند) هماهنگ کنند؟!!،

جناب آقای موحدی کرمانی! به عنوان یک جنگ رفته باید بگویم متاسفانه روندی که باز شمردم، مدت زیادی است که به عنوان یک روند عادی در آمده است و این انقلاب و کشور در حال طی کردن شرایطی است که باید گفت مدت هاست که شاهد آب رفتن دایره خودی ها و جای گرفتن افرادی در این دایره هستیم که زمینه را برای چنین روزی (نابودی) آماده می کنند، که این نتیجه سکوت و یا همین نسخه پیچی های امثال شماهاست.

 

 

 

 

[1] -  آقای سوبهاس چاندرا بوس (Subhas Chandra Bose) از انقلابیون برجسته هندی و بنیانگذار ارتش ملی هند بعد از استقلال است که در خلال مبارزات مردم هند علیه استعمار بریتانیا بر هند به ملت هند این را عنوان داشته بود

“Give me blood and I will give you freedom!”   (Subhas Chandra Bose)

[2]-  آگهی در روزنامه اطلاعات 28 بهمن 1357  منبع (@sasanvalizadeh)

نظرات (0)

امتیاز 0 خارج از 5 بر اساس 0 رای
هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

آخرین خبر رویتر