SJ TheDaily - шаблон joomla Форекс

  

ورود ثبت نام

ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز ورود *

ایجاد حساب کاربری

گزینه های * دار الزامی می باشند.
نام *
نام کاربری *
رمز ورود *
تائیدیه رمز ورود *
نشانی پست الکترونیک *
تائیدیه نشانی پست الکترونیک *
کد امنیتی *
Reload Captcha
آذر 26, 1397 20

اندیشه های سیاسی و پست مدرنیسم

in سخن این و آن by سید مصطفی مصطفوی
پست مدرنیسم نقد مدرنیسم و به چالش خواندن مواضع کلیدی و اساسی مدرنیسم است. نوعی عبور از مرحله مدرنیسم و رسیدن به مرحله ایی دیگر است. البته منتقدان پست مدرنیسم منکر چنین عبوری هستند، برخی نیز همدلانه و محتاطانه پست مدرنیسم را در حال گذر از مدرن به پست مدرن می دانند، و مدافعان سرسخت پست مدرنیسم نیز می گویند که دیگر پایه های محوری مدرن را باید متعلق به گذشته ایی که شتابان از ما دور می شود و فاصله می گیرد، دانست. حسن از مهمترین پست مدرن ها در زمینه ادبیات، خصایص ضد نخبه گرایی، در کنار ضد اقتدارگرایی، خود پراکندگی، و همچنین میل به مشارکت و.. را از ویژگی های پست مدرنیسم بیان می کند. اگرچه گفته می شود که اولین بار فدریکو د اونیس ادیب اسپانیایی، علیه ادبیات مدرنیسم، از این واژه استفاده کرد، ولی فیلسوف آلمانی رودلف پان ویتز، در شرح افکار هیچ انگارانه ی (نهلیسم) نیچه، از واژه پست مدرن سخن گفت، و هابرماس هم نیچه را نقطه ی عطف در پست مدرنیسم، ارزیابی می کند. در سال 1939 متکلمی به نام بل با تاکید بر بازگشت مذهب و شکست سکولاریسم مدرنیته، و در جایی دیگر توین بی، مورخ و مفسر مشهور تاریخ در ارجاع به…
آنچه من می گویم ببین و بگو ولا غیر
آذر 25, 1397 62

توتالیتر، تمامیت خواهی مطلق در رهبری

in سخن این و آن by سید مصطفی مصطفوی
مقدمه من: خیلی جالب است که دیکتاتورترین سیستم های حکومتی، مدعی ترین در رابطه با احقاق حقوق مردم هستند، و بیشترین حقوق را از مردم سلب می کنند، جالب است که موسولینی نظام فاشیسم خود را جایگزین مناسب نظام های متکی بر مردم سالاری و دمکرات می دانست؛ او و هیتلر هر دو از تئوری سوسیالیسم، که باز یکی از تئوری های مدعی مردم و مردم گراست، استفاده کردند. اینان کسانی اند که بیشترین شعار را به نفع مردم می دهند، و مردم در چنگال این نظامات قدرت تکان خوردن بدون اذن آنان را ندارند، و ساختار حاکمیت نیز طوری برنامه ریزی می شود که منویات دل رهبران، مهمترین برنامه کاری کارکنان حاکمیت باشد. و این مردم هستند که باید خود را با خواست رهبر چنین نظام هایی هماهنگ کنند، و حاکمیت اصلا لزومی به رصد و پیگیری خواست مردم نمی بیند، و در بیشتر موارد هم اگر خواسته از سوی مردم مطرح شود، درست عکس آن تصمیم گیری و عمل می شود، به طور غیر مستقیم این امر برای مردم روشن شود که نباید خواستی داشته باشند. در حالی که تمام رسانه ها کنترل شده و در خدمت چنین نظام های هستند، همه خود را موظف می بینند گوش به دهان دهان پیشوا، جنبیدن هایش را…
آذر 25, 1397 56

فمینیسم چیست و فمینیست ها چه می گویند

in سخن این و آن by سید مصطفی مصطفوی
وجه مشترک تفاسیر مختلف جنبش های فمینیستی این است که زنان به دلیل جنسیت شان گرفتار تبعیض شده اند. و لذا لازم است برای تغییر این وضع اقدام شود. اصلی ترین سوالات فمینیسم برای فلسفه سیاسی و علوم اجتماعی در این سه قالب شکل گرفته است : الف) مردان چگونه مسلط شدند ب) چرا این سلطه پذیرفته شد ج) نتایج این سلطه چیست. مفروض اصلی آنان این است که مردان بر زنان به اشکال مختلف تسلط پیدا کردند و فمینیست ها آنرا شکل یافته و نه امر وجودی می دانند. فمینیسم جنسیت را محور تفکر و رفتار قرار داده است. افلاطون برابری زن و مرد پاسدار را می پذیرد؛ اما در جایی دیگر حکم می دهد که مردان بزدل و ترسو که زندگی را با بیدادگری سپری کرده اند، در زندگی بعدی خود در قالب زنان در می آیند. ارسطو نیز زن را در مرتبه مرد قرار نمی دهد و زن را زیر دست و مرد (رییس خانواده)، ولی حاکم بر بردگان و خدمتکاران بر می شمارد. در خلال عصر روشنگری و سپس انقلاب فرانسه بود که مناسبات زن و مرد مورد سوال قرار گرفت، مری آستل (1666-1731) نخستین فمینیست انگلیسی بود که از محافظه کاران و طرفداران سلطنت بود، وابستگی عاطفی به مردان، حتی ازدواج را توصیه…
چهره های شاخص مکتب فکری فرانکفورت
آذر 24, 1397 47

چهره های یهودی مکتب فرانکفورت، میراث مارکسیسم

in سخن این و آن by سید مصطفی مصطفوی
مقدمه من : نمی دانم چه سرّی در دین یهود و مردان این دین الهی نهفته است، که این ناچیز مردان در تعداد، بزرگ مردانی بسیار زیاد موفق در علم، تحقیق، صنعت، ثروت، سیاست، اقتصاد، فرهنگ و... داشته و دارند، که دنیای علم و انسانیت را فارغ از منفی و یا مثبت بودن حرکت تاریخی اشان تکان محکمی داده اند، از مخترعین و نظریه پردازان در علوم تجربی گرفته (اسحاق نیوتن و...)، تا دنیای پر تلاطم علوم انسانی به خصوص فلسفه و روانشناسی (فروید، یونگ، فروم و...) که آنان در پایه گذاری و توسعه آن نقش اساسی داشته اند. مکتب فرانکفورت نیز مشتی از خروار و هسته ایی از متفکرین اکثرا یهودی است، که در آلمان بعد از جنگ جهانی اول شکل گرفتند و با نظریه پردازی و تحقیق علمی مستمر خود، راهی نو را در گشودن دروازه های تفکری جدید و خارج شدن از صفر و صد تفکرهای وقت از جمله مارکسیسم گشودند. برای من این قوم تاریخی چند هزار ساله، که حداقل جناب موسی و عیسی مستقیم برای آنان اعزام شده اند، [1]سوالات بسیاری را بر می انگیزد، آنان آنقدر در تاریخ تحول الهیاتی بشر مهم و تاثیر گذار بوده اند که توانسته اند نظر خداوند را به سوی خود مکرر جلب کرده…
مارکسیسم مکتبی انقلابی
آذر 21, 1397 56

مارکسیسم چیست و مارکسیست ها چه می گویند

in سخن این و آن by سید مصطفی مصطفوی
شعارهای زیبا و نجات بخش مردم، عام و مستضعف پسند چپ سوسیالیستی - کمونیستی، گاهی انسان را اغوا می کند، که شاید این راه نجاتی برای بشر در بند و اسیر این و آن باشد، ولی عملکرد سوسیالیسم، مارکسیسم و به خصوص کمونیست ها و آنچه که در جوامع آنان به عمل در آمده است، انسان را به وحشت و حیرت می اندازد، که چطور مدعیان یک مکتب رهایی بخش، به این حجم از ظلم منتهی شدند، و مکتب فکری این قشر از متفکرین وقتی به عمل در آمد، چنین دیکتاتوری خشن، بیرحم، سلطه جو، ظالم و اسارت بار را رقم زد، که اندیشه و انسان در آن له شدند. اندیشه چپ مارکسیسم به صورت تئوری مثل بسیاری دیگر از اندیشه های مدعی رهابخشی بشر، زیباست، ولی در عمل که در می آید غول استبداد، استثمار، خشونت، کشتار، زندان و... را به ظهوری آشکار می رساند. لذا به نظر من هر مکتبی را باید در انتهایش سنجید که آیا به آزادی اندیشه بیان و اعطای حق تعیین سرنوشت برای انسان منجر می شود یا نمی شود، که اگر نشود باید بوسید و به کناری نهاد حتی اگر شعارهایی زیبا داشته باشد. زیرا که قلاده های ایدئولوژیک، اقتصادی و یا سیاسی - اجتماعی را برای بشر آماده کرده و دست های آهنین…
خورشید تابناک
آذر 21, 1397 56 1

ای خوش ترین نگاه به من، ای نور تابناک

in سخنی به نظم و نثر by سید مصطفی مصطفوی
ای خوش ترین نگاه به من، ای نور تابناک سلام بر تو ای آفتاب عالمتاب هر روزم تابیدنت را عاشقم، به رخشیدنت مدهوش با من بمان ای گل روشن ضمیرم، ای ماه به نورت، سخت محتاجم و گرمایت مدهوش غروبت را لطف می بینم، ناشی از عشق طلوعت بهنگام صبحگاهان، مراست، زندگی بخش هزاران سال اجدادم به لطفت مفتخر بودند و اکنون شاملم من، و هم بسیار شادم، و هم خوش ای خوش ترین نگاه به من، ای نور تابناک آمدنت خوش است، و رفتنت خوشتر ز خوش ما را پناه گرم خود گیر ای مامن دل های سرد ای گرم ترین سلام، تو سرد ترین کلام مباش ما را به…
ز شرش شعله ها می سوزد، هر دم در آتش
آذر 18, 1397 34

ز شرش شعله ها می سوزد، هر دم در آتش

in سخنی به نظم و نثر by سید مصطفی مصطفوی
این صبح، تا به کی طلوع نکند، در نگاه تو من منتظر بهارم، و بهاری نیست مرا ای بهار دل! کجاست نفسگاه سبز تو من بی زمستان، بهار را می طلبم ای صبح بی تبسم سردم، کجاست کام تو صبرم تمام، عمرم به پایان رسید، از غم تو ای رستخیز بهار، کجاست سبزباران، روی تو گویا که سبزی، به چهره سرخ ما نیامده، ای سرخ روی زیبا مثال من، آمدم در پی تو ما را به صبح سبز بهاری، وعده می دهی این صبح، تا به کی طلوع نکند، در نگاه تو ما خوش خوشک سوی آخر، روانه ایم ای برگ های زندگی، تا به کی، بی سبزی تو من نرمی علف های بهاری را…
آذر برفی تهران امروز 16 آذر 1397
آذر 16, 1397 64 2

دیدی که به بادی خزان شدیم

in سخنی به نظم و نثر by سید مصطفی مصطفوی
دیدی که به بادی خزان شدیم شقایق! لب بند و برو تو زین قلب بیخیال که تو گریان ز رفتن، و من گریان به ماندنم شقایق ای گل لطیف صبحگاه بهاری من به رفتنت، کنون به کنارم، و من هم رفتنی شدم خروش سهمگین رفتنت، مرا نیز رفتنی کرد، نشسته ام به داغت، ای گل بی مثال بهاری ام می روم تا که نشینم به داغ رفتن تو، بهار شادی من! دیدی که به باد کوچکی خزان شدیم؟!‎ سروده شده در شنبه 14 مهر1397 بارش های این فصل، ما را زنده کرد، و باز "خداست که زنده می کند و می میراند" عکس های ذیل در 16 آذر 1397 از دامنه کوه توچال هنگام…
خلیج گرگان - آشوراده
آذر 11, 1397 60

سر و تن وا نهادم، پشت درب عاشقی

in سخنی به نظم و نثر by سید مصطفی مصطفوی
سر و تن وا نهادم، پشت درب عاشقی چون پای نهادم، من بدین وادی عشق سر و تن وا نهادم، پشت درب عاشقی وادی عشق را نه جای پای باشد، و نه تن دل تو بسپار و روان شو ز پی دلدار، در این عاشقی روح خود بسپار، در مهد جمالش سیر کن روح و دل با هم گرفتارش شدند، در عاشقی اینک اکنون من شدم تنها و غمگین از فراق روح و جانم غرقه گشتند، از این عاشقی خوب رویان این چنین مستند، و مستت می کنند مست ها، مستی نهادند، و شدند در عاشقی سلطه می، خاصان را به زنجیرش کشد خاصان دیوانه وار، مستند، در زنجیر عشق و عاشقی می بنوشید و مست…

تلاش اصولگرایان برای اخراج دکتر علی مطهری از دایره خودی ها

"به من خون بدهید (جانفشانی کنید) و من به شما آزادی خواهم داد [1] "

این نظریه در خلال مبارزات انقلابی ممکن است ساری و جاری باشد و جانفشانی باعث کسب آزادی گردد و شواهد تاریخی و معاصر نیز نشان می دهد که با خون می توان بر مستبدترین و مسلح ترین حکام پیروز و آزادی را کسب کرد، ولی بعد از پیروزی شاید این گفته دیگر نتواند مورد استناد قرار گیرد و دادن آزادی به اراده انقلابیونی منوط می شود که سکان قدرت را بعد از پیروزی به دست می گیرند، اینجاست که حتی اجرای اساسی ترین قوانین و وعده های انقلابی نیز منوط به اراده آنانی خواهد بود، که در قدرتند و قانون را تفسیر و اجرا می کنند و این آنان هستند که هر طور که بخواهند از آن تلقی و تلقی خود را به عنوان یک اقدام انقلابی به اجرا می گذارند. حوادث جاری در کشورمان نشان دهنده این وضع است.

 

به متن این آگهی روزنامه اطلاعات در 28 بهمن سال 1357 توجه کنید :  

"انتخاب بحق نخست وزیر قانونی ایران جناب اقای مهندس مهدی بازرگان برهبری حضرت آیت الله العظمی امام خمینی را بعموم هم میهنان غیور تبریک و تهنیت میگوئیم.          ستار- ابی – شهرام  [2] "

 

ما که سن مان قد نمی دهد، ولی این آگهی نشان می دهد که روزی چتر و دایره بزرگ این انقلاب روی سر هموطنان اهل موسیقی آن موقع همچون آقایان ستار، ابی، شهرام نیز گسترده بوده است، که امروز جلای وطن کرده و هنر موسیقی خود را در خارج از کشور هر طور که می خواهند بُروز می دهند، و در آن زمان آنان نیز خود را انقلابی و در جرگه انقلاب می دانستند که نسبت به تحولات آن و هم میهنان "غیور" و انقلابی خود حساس بوده و ابراز احساسات و همراهی می کردند، اما باعث تاسف است که دایره و چتر در بر گیرنده خودی ها (و یا به روایتی انقلابی ها) به مرور زمان آنقدر آب رفته و کوچک شده است که امروز حتی جناب محمد رضا شجریان، با آن نوای "ربنای" نورانی و موسیقی سنتی عالی اش که متن و موسیقی اش پرواز دهنده روح شنونده به آسمان هاست، هم در زیر چتر و دایره تنگ موجود "انقلاب" و "انقلابی گری" امروز جا ندارد.

این دایره چنان تنگ و تنگ تر و این چتر چنان کوچک و کوچکتر می شود که در مورد اهالی هنر که چه عرض کنم، در بین اهل سیاست هم با بی توجهی زاید الوصفی در حال اخراج رهبران و انقلابی ها و السابقون این انقلابِ خون و حتی بیوت رهبران آن آنقلاب نیز هست، و امروز در زیر چتر کوچک و دایره تنگ مهیا شده برای "انقلابی ها" و "خودی ها"، حتی جناب سید محمد خاتمی (که فرزند روح الله است)، یا آقای هاشمی رفسنجانی (که از استوانه های این انقلاب و نظام است)، و یا آیت الله صانعی (که مرجع مسلم و نابقه حوزه قم و شاگرد امام است) و از همه مهمتر خانواده خود امام و... هم جا نمی شوند، و حتی حرم امام هم از این دایره تنگنظرانه خارج و ممنوع التصویر شده و صدا و سیما مراسمات و برنامه های متصدیان این مکان که بیت امام هستند را نیز پخش نمی کند.

روز به روز هم اوضاع بدتر می شود، و حتی در روز اربعین حسینی از سخنرانی آقای دکتر علی مطهری (فرزند برومند ایدئولوگ این انقلاب یعنی علامه شهید مرتضی مطهری) در کنار مرقد امام رضا رسما و بی پرده جلوگیری شده؛ و آن هم سخنرانی اعلام شده، و در مورد مسایل مذهبی (تحلیل واقعه کربلا)، که قانونی و از پیش هماهنگ شده است و بدین ترتیب تمام قوانین آزادی بیان، عرف، حرمت مسولین کشور و نمایندگان این مردم و... زیر پا گذاشته می شود و نایب رییس مجلس شورای اسلامی هم از سخن گفتن حتی در مورد کربلا منع می شود، و مقامات مشهد این سخنرانی مذهبی را نیز در ردیف کنسرت های موسیقی قرار داده و آن را نیز ممنوع می کنند، از مجریان این طرح فاش و رسوا باید پرسید اگر مطهری نتواند حرف بزند پس طبق "قانون نانوشته" و "مصلحت" مد نظر شما چه کسی را توانایی حرف زدن خواهد بود؟!!.

و بدتر از همه جناب موحدی کرمانی (امام موقت جمعه تهران و رییس حزب جامعه روحانیت مبارز و...) که در دفاع از این اقدام مقامات مشهد، گفتند :

"... مطهری ابتدا باید نظراتش را با حضرت آقا تطبیق کند و برود پیش ایشان بگوید که من قصد دارم این حرف را بزنم. ... باید در برابر مقام معظم رهبری و برای رضای خدا دهان‌ها را ببندیم."

اما آقای موحدی کرمانی! اگر قرار بود دهان ها را ببندیم و همه به دهان یک نفر برای سخن گفتن خود نگاه کنند که دیگر چه لزومی به این همه تریبون و این همه روحانیت و تربیت طلاب حوزه های بیشمار علمیه بود، چرا باید شما که قصد تکرار سخنان تنها یک نفر (مقام معظم رهبری) را دارید در گوشه گوشه این کشور تریبون مجزا داشته و سخن گفته و خطبه به تکرار برانید؟!! همه تریبون ها را تعطیل کنید و مقام معظم رهبری خود راسا خطبه ها را برای تمام کشور بخوانند و از طریق تلویزیون و یا ویدئو کنفرانس برای نماز جمعه های تمام کشور پخش شود؛ این همه خطیب و خطبه جمعه برای چیست که در اکناف کشور تدارک دیده می شود؟!!

با این منطق چرا این همه مراسم عزاداری مجزا با آن همه سخنران باید در کوشه و کنار کشور داشت، همین مراسم عزاداری و سخنرانی های مذهبی حسنیه امام خمینی که در محضر معظم له اجرا می شود را برای همه کشور پخش کنید و همگام با افق آنجا عزاداری کرده و به سخنران مذهبی آنجا گوش کنند؟!!.

با این استدلال دیگر اصولا نیاز به قانون و قانون گذاری نبود، کافی بود فتاوا و سخنان ایشان (و هر کسی در این جایگاه قرار می گیرد) هر روز بخشنامه شود و دیگر نه نیازی به مجلس شورای اسلامی بود، و نه شورای نگهبان، و نه ده ها مجمع قانون گذاری مثل شورای عالی انقلاب فرهنگی و...،  شوراهای اسلامی شهر و روستا و... و این همه دنگ و فنگ انتخابات و.... این دولت و دستگاه اجرایی را هم تعطیل کنید و ائمه جمعه (مثل شما) امور اجرایی استان ها را به عهده گیرند و طبق مصلحت هر کار می خواهند کنند و حساب و کتاب بشود آنطور که شما می خواهید.

 ولی جناب آیت الله موحدی کرمانی! از دید آنان که این انقلاب را هدایت و به پیروزی رساندند از جمله امام خمینی، همه افراد با همه سلایق و افکار در این انقلاب احترام داشتند و در قانون اساسی آن نیز دارند و از جمله آزادی بیان، تجمعات، اعتراض، مخالفت و.... به رسمیت شناخته شد و قرار نبود که شما و امثالهم خارج از مدار قانون سخنان کسی را این طور ارزیابی کنید که "به نظر من سخنان وی (مطهری) به مصلحت کشور نیست" و با همین نظر درب جلسات قانونی سخنرانی دیگران را ببندید. این نه شیوه علوی است نه مبتنی بر قانون اساسی است و نه معقول است و نه به مصلحت است و نه مطابق شرع و اسلام، و نه عرف است؛ که این تنها سلیقه شما و امثالهم می باشد که به قانون نانوشته ایی منجر شده و همان سلیقه را به حکم تبدیل کرده و به اجرا می گذارید؛ این عین فرار از قانون و عمل به هوای نفس و هرج و مرج است که گریبان شما را گرفته و شما و امثالهم آن را به نام "مصلحت" به خورد جامعه مظلوم و خون داده و تشنه آزادی می دهید.

چرا باید سلیقه ایی و بنا به مصلحت خود و گروه و دسته سیاسی خود، چتر و دایره ایی درست کنید که در زیر آن نه قانون اساسی جای دارد و نه قوانین خرد و کلان تصویب شده انقلاب و کشور و تصمیمات ارکان اجرایی کشور و نه حتی سخنان و حرمت نایب رییس مجلس شورای اسلامی که فرزند برومند ایدئولوگ بزرگ این انقلاب است؟!! و... "و این تذهبون"  

وای به آینده ایی که این روند ادامه یابد و این چتر اختصاصی تر و تنگتر بشود و خیلی های دیگر را از زیر خود به زور سلیقه حاکم اخراج کند و زمینه های نابودی کشور و انقلاب را فراهم کند، آنروز انجمن حجتیه ایی ها به آرزوی دیرینه خود یعنی نابودی این نظام مذهبی قبل از ظهور، خواهند رسید و هیچکس هم نخواهد گفت چرا؟ چون این نابودی با این همه فساد سیاسی، اقتصادی و... و چنین اعمال خارج از قانونی، کاملا طبیعی و منطقی خواهد نمود.

جناب آفای موحدی کرمانی! شما که بنا بر مصلحتِ تشخیصی خود عمل می کنید، این حق را برای دیگران هم باقی بگذارید که بگویند این کارهای شما و امثالهم غیر قانونی و به مصلحت نظام و کشور و انقلاب نیست و از آنان نخواهید حرف های خود را قبل از ابراز، با شما (که از اعمالتان انتقاد دارند) هماهنگ کنند؟!!،

جناب آقای موحدی کرمانی! به عنوان یک جنگ رفته باید بگویم متاسفانه روندی که باز شمردم، مدت زیادی است که به عنوان یک روند عادی در آمده است و این انقلاب و کشور در حال طی کردن شرایطی است که باید گفت مدت هاست که شاهد آب رفتن دایره خودی ها و جای گرفتن افرادی در این دایره هستیم که زمینه را برای چنین روزی (نابودی) آماده می کنند، که این نتیجه سکوت و یا همین نسخه پیچی های امثال شماهاست.

 

 

 

 

[1] -  آقای سوبهاس چاندرا بوس (Subhas Chandra Bose) از انقلابیون برجسته هندی و بنیانگذار ارتش ملی هند بعد از استقلال است که در خلال مبارزات مردم هند علیه استعمار بریتانیا بر هند به ملت هند این را عنوان داشته بود

“Give me blood and I will give you freedom!”   (Subhas Chandra Bose)

[2]-  آگهی در روزنامه اطلاعات 28 بهمن 1357  منبع (@sasanvalizadeh)

نظرات (0)

امتیاز 0 خارج از 5 بر اساس 0 رای
هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه من

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده است که بتوان سریعتر و وسیعتر با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

"آخرین خبر رویتر"