دستی به درگاه تو بلند
28 ارديبهشت ,1398 33

دادی ستانُ و گذر کن زین دادزنی

in سخنی به نظم و نثر by سید مصطفی مصطفوی
تنهایی برای ماست، برایت نیست تنهایی منم تنها، تویی تنها، غریب کنج تنهایی ولی چشمم به چشمت را، ز تنهایی تلاقی نیست نمی دانم، ز خود آگاه شدم، که من تنهایِ تنهایم ولی تو، با همه این حُسنُ زیبایی، که تنها نیست؟! گرت تنها بودی، چشمم، تلاقی می نمود، تنهایی ات را گمانم ره به بیراهه زدم، تنهایی تو را نیست سکوتی وهم انگیز و عظیمی، گرفته جانِ دنیایم، و تو وندر سکوتم، در سکوتی، این سکوت، غوغا نیست؟! منم در وهم تنهایی، منم در اوج بی سامانیِ آدم تو را من نمی دانم، که در اوج، سامانی نیست؟! نشسته بر سریر قدرت آفاق، و انفس در کمند تو، و من را در کویر بی کسی، برگو، فریادرس نیست؟! تو تنهایی که اینک هفت اقلیم جهان گردت سرود عشق می خوانند؟! گرت تنهایی ات این است، کین را نیست تنهایی، نیست به ساز دل، کنون زن نقب، بر این دل، که تنهایی ببینی چند که ساقی را کنار موج می، تنها نبود و نیست تو از می نوشُ و ساقی باش و در ساغر بریز این می که شرط دلبری را ساقیِ عاشق، بداند، نیست؟! کنون خوش باشُ با تنهایی ات، دمسازِ با جامت برایت نیست تنهایی، و تنهایی برای ما سزاوارست مستی که آیدم، تو بازپس می زنی مرا می خوانیم به…
پناهگاه قله توچال
27 ارديبهشت ,1398 49 1

یادداشتی بر دومین صعود به قله توچال، 26 اردیبهشت 1398

in لحظه نگار و با سفر نگاشت ها by سید مصطفی مصطفوی
در این روزهای سختی که کشورمان در حال گذار از آن است، شاید یکی از راه های فرارِ کسانی که بر اوضاع مطلعند و کاری از دست شان برای تغییر این وضع، بر نمی آید، فرار به کوه هاست، رسمی دیرینه در جوامع مختلف بشری برای خاموش کردن طغیان دل، از طریق راز گفتن با صخره ها، و سیر در احوال آنان و نحوه مواجهه اشان با سختی های طبیعی عارض شده بر آنان؛ کوه ها پناهگاه مناسبی برای افراد متواری است، کسانی که از وضعیتی رنج می برند، در حالیکه توانی بر تغییرش ندارند، لذا توان دست های کوتاه شده از تاثیرگذاری، و ایجاد تغییر خود را، به پاهای خود قرض داده و راه فرار به کوه، را در پیش می گیرند، چه آنان که به قول همنوردان ما آنقدر افسرده اند که به تنهایی به کوه می روند، و چه آنهایی که عضو تیمی شده، و به همراه تیم ها عازم کوهند؛ و لابد خداوند نیز این فرار را بر انسان مستاصل، در دایره زندگی، که تغییرش مشکل است، را مجاز دانسته است. یکی از مَفّرهای دم دست برای انسان متواری به هر دلیل، فرار به طبیعت است، [1] تا خود را بدان سپرده، و دمی بر آنچه می گذرد، خود را به تجاهل زده و از کنارش در بیخبری گذشت؛ و روند عادی زندگی را که…
در جامعه زنبورها، سرنوشت نیشزن مرگ است
23 ارديبهشت ,1398 77 1

کاش صاحبان نیش های انسانی، سرنوشت زنبورها را داشتند

in دل نوشت ها و نظر داشت ها by سید مصطفی مصطفوی
خداوند در قانون اعطای نیش (سلاح جنگ و مبارزه)، بین انسان و زنبور تفاوت قایل شد، کاش همانگونه که در جامعه زنبورهای عسل، نیش و فرمان فرو کردن نیش را به زنبورهای کارگر (اهل ساخت و تولید) [1] داد، در بین انسان ها نیز همین می کرد، اما حیف که اینجا برعکس است، و سازندگان و اهل تولید، و بهبود دهندگان، از هیچ سلاحی برخوردار نیستند، و بر نیش و صاحب نیش، تسلطی ندارند، و از قضا ضربه پذیر ترین اقشار همان هایی هستند، که در شروع و پایان نیش زدن ها، هیچ نقشی ندارند، و از آن سو نیش و فرمان فرو کردن نیش، در دست کسانی است، که در ساخت و تولید و بهبود (رفاه و زندگی) نقشی ندارند. کاش اینجا و در جامعه انسانی هم، چون جامعه زنبورها، هرکه به قتل و جنگ (درست و یا غلط) رضایت دهد و مبادرت نماید، اولین نتیجه آن جنگ و قتلی که بر آن به درست و یا غلط مصمم می شود، مرگ طبیعی و محتوم خودش باشد، همان سرنوشت محتوم زنبورهای عسل صاحب نیش؛ در این صورت شاید انسان های صاحب ماشه ها و کشیدن ماشه ها، به خاطر هیچ، این همه جنگ به راه نمی انداختند، و در شروع و ابتدا به نبردها، کمی بیشتر تفکر می کردند، که آیا اگر نبردی را که آغاز می…
Back to light
15 ارديبهشت ,1398 85

کردم حکایت مو به مو، شرح رخش در جام او

in سخنی به نظم و نثر by سید مصطفی مصطفوی
بهترین تحفه دوران، بود این مرگ کنون کاش می شد با تو بی پرده دمی گفت سخن، سخن از دل، سخن از دلدادگی، یا از خشم سخن از رنجش دوران، سخن از خاری در چشم می شود گفت بکوه، وز صخره شنید، آهِ چشم کاش می شد دل سپرد بکوه، که تو را گیرد دست دهدت جامیُ شرابی، و باز ستاند، از خشم طعمه دیو و دَدانَت بُکند در دشت، و نماند ز تو نی پوستُ استخوانُ، نی چشم بهترین تحفه دوران، بود این مرگ کنون، مرگی که نماند نشانی ز تو، و دور از چشم سال ها چرخ زدم، طواف کردم، خانه ایی نی نوایی خاست ز خانه، نه گوشیُ، نه چشم گرد این دروازه گشتم، هزار بار صدا زدم نشنیدم صداییُ، نوایی، یا که در گوشه ی درزی، یک چشم من بدین قبر خالی از میتُ مرده ناله ها بس زدم، و در پسش، خونین چشم من نفهمیدم که آیا کسی نبود در آن خانه، یا که بودُ، بست گوشُ، بر ما چشم شرح نوا، وین کام تشنه را بردم، بدو بیدادگاهی بودُ، ندیدم خونین چشم حالم، بکدام خانه کنم رو، من زین پی که باز نگردد این دل بی نوا، خونین چشم کجاست حنجره ایی، یا که صدایی ز دوست که گیرد از ما دست، و پاک کند خون از چشم سروده شده در تاریخ 14 اردیبهشت 1398 کین باده میان کمانِ لب و جامست،…
هدف آموزش تربیت انسان خوب با مهارت و تجربه لازم است، انسان بیدار تنها به دست معلمان ساخته می شود
14 ارديبهشت ,1398 47

علم و عالم، هنر و هنرمند باید بر صدر نشینند

in دل نوشت ها و نظر داشت ها by سید مصطفی مصطفوی
و خداوند معلم را فرستاد تا به ما راه کسب دانش و چگونه زیستن آموزد، او حامل درس انسانیت برای ماست. تاریخ را که می نگرم، هر گاه علم و معلم، هنر و هنرمند ارج نهاده شدند، قدر دیدند و بر صدر نشستند، همان روز و روزگار عصر شکوفایی، خوشبختی، توسعه، و روزگار رشد اخلاق بود، و از قضا در همان عصر زنجیر های ظلم و استبداد نیز شل تر از هر زمانی می باشد، زیرا حاکم و جامعه ایی که قدر علم و عالم، هنر و هنرمند را بداند، چنین جامعه و حاکمی به این مرحله از فهم هم رسیده است، که قدر مردم خود را نیز بداند. رابطه علم و معلم، هنر و هنرمند، و قدرت در هر جامعه ایی میزانسنج، رشد عمومی آن جامعه نیز خواهد بود، و فروپاشی اخلاق و بنیادهای مدنی، در بی توجهی به علم و عالم، هنر و هنرمند، تجلی می یابد. به هر اندازه ایی که این قشر قدر بینند، و در صدر نشینند، مقیاس سنج های سطوح مختلف اجتماعی نیز به سوی مثبت گرایش خواهند یافت، و بر عکس جایگزینی دیگر اقشار اجتماع نزد اهالی قدرت و بزرگان یک جامعه، به جای علم و عالم و هنر و هنرمند، نشانگر سقوط اجتماعی و جابجایی خسارت بار ارزش ها خواهد بود. روزگارتان به کام استاتید و معلمان…
پیش به سوی صعود به قله پرسون
ارديبهشت 13, 1398 92 1

تلاشی ناموفق برای صعود به قله پرسون پر از برف

تاکنون صعود به قله ریزان [1] تنها صعود موفق من، به قله های اطراف دشت هویج [2] بوده است [3] که سال گذشته انجام گرفت، اما امروز 12 اردیبهشت 1398 به قصد صعود به قله "پرسون" [4] همراه تیمی از دوستان همنورد شدیم، که این اولین برنامه کوهنوردی آنان به قله های خارج از منطقه قله توچال، بعد از گذر از شرایط سخت زمستان، و ناپایدار اول بهار بود. اما این صعود نیز به علت حجم برف زیاد بر جای مانده از بارش های زمستانی و بهاری، و شاید هم انتخاب مسیری نادرست، پایانی منتهی به صعود بدین قله نداشت، و در نزدیکی های…
تکه های خون و بدن مسیحیان سریلانکا بر مجسمه مسیح در حمله انتحاری عید پاک
ارديبهشت 11, 1398 99 1

حکم را باید به محکمه عقل و دل نیز برد

این جمله را بارها شنیده ایم که "امر خداست، و او چون این خواسته است، پس همین می کنیم، این حکم چون نسخه پزشک است و گر چه ما از آن سر در نمی آوریم، اما شفابخش و به مصلحت دین و دنیای ما خواهد بود." این جمله اطاعت محض از "فرامین الهی" را در خود دارد، اما نکته ایی دیگر نیز به صورت تلویحی در پس آن نهفته و مستتر است که "اگر خودم بودم شاید چنین نمی کردم" و در واقع این موضوع برایم درونی نشده، برایم جا نیفتاده است، با عقل من جور در نمی آید، و در درونم نتوانستم با آن کنار بیایم و... لذا، در حالت تسلیم به…
در مسیر صعود به ایستگاه 5 تله کابین توچال
ارديبهشت 07, 1398 92

تله کابین توچال یادگاری نیکو از بهمن باتمانقلیچ

قله توچال روز جمعه بارش برف قابل توجهی را در 6 اردیبهشت ماه 1398 تجربه کرد، و بسیاری از کوه نوردها را نیز غافلگیر نمود، تا در زیر بارش برف نسبتا شدید، و در شرایطی که انگار زمستان باز گشته است، صعودی به یاد ماندنی را تجربه کنند، و البته کسانی که بدون ابزار در این روزهای بهاری دل به کوه سپرده بودند، در هوای برفی گیر کردند، و طعم تغییرات آب و هوایی بهار را چشیدند؛ از جمله ی غافلگیر شده های سرما و برف بهاری، نوجوانی حدود 17 ساله بود که با کفش های کتانی و پارچه ایی، خود را به ایستگاه 4 تله کابین…

سوال روز

آزادی برای شما چقدر اهمیت دارد، و چی حاضرید برایش بپردازید؟

 
 

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

نظرات (1)

امتیاز 0 خارج از 5 بر اساس 0 رای
This comment was minimized by the moderator on the site

آزادی مانند اکسیژن پدر ومادر است
اما دیگر چیزی ندارم برایش بدهم

هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

آخرین خبر رویتر